دستمزدهای کارکنان دولتی با افزایش بیست درصدی، دور تازه ای از حدس و گمان در مورد دستمزد کارگران را بر انگیخت.
به این ترتیب بود که در طول هفته با پرتاب شایعات تازه تر بر سر دستمزدها زمینه را برای تمدید دستمزدهای ظالمانه آماده ساختند. این کار همیشگی آنها است. این کار را خوب بلدند، دم و دستگاه و سازمان لازم را در اختیار دارند و صدای مارش پیشروی آنها به هزار زبان در سر کوی و گذر در تمام جامعه بگوش میرسد. آنها، طبقه حاکم، جبهه سرمایه، با همه خدم و حشم دولتی و رسانه ها، دستگاه قضایی و سرکوب، لشکر بزرگ منورالافکار و الیت اقتصادی سیاسی جامعه و صد البته صف متنوع خدمتگزاران خانه کارگر و امثال آن را باید نام برد.
جبهه مقابل کارگران هستند. در آستانه آنچه اسمش را گذاشته اند ״مذاکرات بر سر تعیین دستمزدها״ فرق زمین تا آسمان را میان صفوف کارگران و صفوف سرمایه را زمانی میتوان تشخیص داد که به هدف جنگ چشم دوخته باشید.
دستمزدهای جهنمی کم و ناچیز و ظالمانه کمر طبقه کارگر را شکسته است. اینرا همه میبینند و میدانند. چه چیز دیگری را میتوان در رسانه ها و دستگاه تبلیغی در بوق کرد که دستمزد برای تامین پایه ای ترین نیاز کفایت نمیکند؟ چگونه میتوان استثمار و بهره کشی وحشیانه حاکم بر کار و کارخانه و تولید جامعه را پنهان کرد. چگونه میتوان مخفی کرد که دستمزد تنها امکان ممر معاش خانواده کارگری زیر ضرب حمله دائمی دولت و سرمایه داران مختلف قرار دارد و همیشه در طول سال و بطور آشکار و به ویژه درست در بحبوحه معرکه تعیین دستمزدها؛ کارگران را از امکان دخالت در امر زندگی و سرنوشت خویش محروم میسازند؟
اتحاد صفوف کارگری، آزادی اجتماع و آزادی بیان، حق اعتصاب بدیهی ترین ابزار دخالت کارگران بر سر تعیین دستمزدی بهتر و نزدیکتر به سطح به دستمزد قابل قبول است. نگاه کنید!
قانون کار در سکوت مرگبار همیشگی خود در دفاع از منافع کارگران، دولت و وزارت کار غرق تملق و خدمتگذاری در تامین هر چه بیشتر شرایط دلخواه کارفرمایان و قلع و قمع مطالبات کارگری، درست در گرماگرم کشمکش دستمزدها بیشتر از همیشه از سود کارفرمایان و بهبود شرایط سودآوری باد به غبغب میاندازند!
اگر این هیولای افشاگر فقر و تهی دستی و بدبختی نبود خود واقعیت سرد و سخت زمینی جامعه به بهترین وجه به نفع جبهه کارگران و علیه جبهه سرمایه عمل میکرد. در فصل دستمزدها، در روز موعود در کشمکش حاد، کارگران دستمزدی میخواهند تا حد امکان سطح بالایی از مزد برای کار خود دریافت کنند، اما برعکس، کارفرمایان میخواهند تا حد امکان کمترین دستمزد را برای کار انجام شده بپردازند. چرندیات ریاکارانه به کنار، تعیین دستمزد چیزی جز مبارزه قدرت بین این سازمانهای مختلف ذینفع و مخالف هم نیست. در نتیجه، دستمزد توافقی جمعی و مستقیما ناشی از مبارزه قدرت است، یعنی اینکه دو جبهه طبقاتی با چه ابزار و اهرم هایی وارد این مبارزه قدرت میشوند و از چه سلاحهایی در آن استفاده میکنند. این، و نه هیچ چیز دیگری، سطح دستمزد را رقم میزند.
مساله مهم تداوم کشمکش بر سر دستمزدها در طول سال است. فاصله بین دستمزد مورد توافق و دستمزدهای واقعی که کارگر دریافت میکند و حملات بلاوقفه کارفرمایان و دولت موضوعی است که تنها میتواند از جانب قدرت سازمان یافته کارگری پاسخ بگیرد و دفع شود. پس از مذاکره بر سر دستمزد، کارفرما تازه با تکیه بر موقعیت خود در تامین معاش کارگر و با تهدید اخراج، به بهانه رقابت، شرایط بازار و سودآوری و غیره تسلط بر شرایط کار را برای خود تضمین میکند. این واقعیت که کارفرما از آن مطابق با منافع خود به بهترین نحو استفاده میکند، از اختلافات دستمزدی که هر ساله رخ میدهد، قابل مشاهده است: کارفرما مرتباً با تشدید کار و انواع بهانه ها و با پشتیبانی مستقیم دولت همان توافقات دستمزدی را زیر پا گذاشته و مساله دستمزد را به زمین داغ تمام سال در حمله به کارگران تبدیل میسازد.
بگذارید کارگران از مبارزه خود در تمام طول سال بگویند. از آگاهی صفوف خود علیه بنیادهای وحشیانه و سودجویانه کارمزدی، از دشمنی خود با لحظات مسخره بازی مذاکرات کذایی و دستمزدهای توافقی بگویند.
در اولین گام های آمادگی صفوف کارگری برای نبرد بر سر دستمزدها، با اصرار بر توقف انتشار پر سوز و گداز گزارشات درباره فقر و دستمزدهای فقیرانه جا را برای مبارزه و دخالت مستقیم صفوف خود کارگران باز کنیم.
به خاطر وجدان و بخاطر تعهد به حقیقت، و اگر کوچکترین امکانی موجود میبود، بنا به اصرار تشکل های کارگری با توقف انتشار مزخرفات پر سوز و گداز درباره فقر و دستمزدهای فقیرانه، فضای دشمنی فزاینده سازمان یافته در مقابل حق طلبی کارگری را به آشغالدانی بسپارید.
۱۸ دسامبر ۲۰۲۵
