خبر: در مراسم هفتم ״خسرو علی کردی״، وکیل و سخنگوی شاخه خراسان جبهه ملی، در میان شعارها علیه جمهوری اسلامی مانند ״مرگ بر دیکتاتور״، ״دیکتاتور نگاه کن، عزت خریدنی نیست״ و ״زن زندگی، آزادی״، یکباره صدای شعارهای ״جاوید شاه״، ״مرگ بر سه فاسد ملا، چپی، مجاهد״، ״رضا، رضا پهلوی این است شعار ملی״...... از طرف تعدادی بلند شد و پس از مدتی سخنرانان مراسم، به جرم عدم تکرار این شعارها، با سنگ مورد حمله طرفداران رضا پهلوی قرار گرفته و درگیری میان لباس شخصی ها و تجمع کنندگان آغاز شد و نزدیک به ۴۰ نفر بازداشت شدند.
انعکاس خبر:
رضا پهلوی بلافاصله می گوید: ״به همه هممیهنان عزیزم، بهویژه مردم شریف مشهد، درود میفرستم. دیدم که به چه شکلی با وجود سرکوب نظام با شهامت کامل در مقابل آنها ایستادید و در یادبود زنده یاد خسرو علی کردی شعارهای ضد رژیم و به نفع من دادید.
از همه شما صمیمانه سپاسگزارم. امیدوارم در تمام این تلاشها همصدایی خودتان را حفظ بکنید، مقابله بکنید با سرکوبگران و خواستار آزادی بدون قیدوشرط هرکسی که دستگیر شده یا زندانی شده در این مورد باشید. پیروزی از آنِ شماست. به امید دیدار هرچه زودتر در وطن عزیزمان.״
شرق نیوز: ״آنچه روز جمعه مشاهده شد، نه یک کنش اعتراضی منسجم، بلکه نمونهای از فروپاشی فرماندهی آشوب در یک تجمع غیررسمی بود. نرگس محمدی با استفاده از سقف یک خودرو بهعنوان استیج، تلاش کرد نقش لیدری برای آشوب حاضرین را ایفا کند، اما بلافاصله، شکاف اپوزیسیون خود را به نمایش گذاشت. بخشی از جمعیت او را همسو با جریان منافقین خطاب قرار داده و شعار مرگ بر مجاهد سر دادند و تقریبا امکان ادامه سخنرانی را از وی سلب کردند؛ همزمان، گروهی دیگر با طرح شعارهای سلطنتطلبانه و حمایت از رضا پهلوی، مسیر سخنرانی محمدی را بهطور کامل از کنترل خارج کردند.״
مشاور رضا پهلوی: ״آنچه در مشهد دیدم اعلام این واقعیت بود که در مقابل تز ۵۷ و تز انقلاب اسلامی، ما یک آنتی تز داریم آنهم پهلوی و پهلوی خواهی است״
در مقابل این تبلیغات برخی میگویند توطئه ای مشترک در کار است و این تحرک و تبدیل تظاهرات علیه جمهوری اسلامی به تظاهرات موافقین رضا پهلوی علیه مخالفین آن، پروژه وزارت اطلاعات است. میگویند ستاد مشترکی فرماندهی این تحرک را به عهده داشته است. میگویند شعاردهندگان در اصل لباس شخصی های رژیم بودند، میگویند دستگاه تبلیغاتی پهلوی صدای شعاردهندگان را چند برابر کرده و ....
این تحرک هماهنگ شده باشد یا نهِ، توافق پشت پرده ای صورت گرفته باشد یا نه، صدای شعارها چند برابر شده باشد یا نه، اتاق فرماندهی مشترک (جمهوری اسلامی و نئوپهلویستها) باشد یا نه، تاثیری در اصل ماجرا، بر این واقعیت که هدف و روش مشترک این دو جنبش و نیروی ارتجاعی، آنها را در مقابل تحرکات مردمی (علنی یا مخفی) همواره متحد و در کنار هم نگاه میدارد، نمیگذارد.
برای دیدن این همسویی نیازی به ״تئوری توطئه״ نداریم. مقابله با جنبش آزادیخواهانه، رادیکال مردم در ایران و نفوذ سیاسی-اجتماعی و سازمانی رادیکالیسم سوسیالیستی در آن، نیاز و هدف مشترک بورژوازی در قدرت و بورژوازی خلع قدرت شده است. همانطور که در پروسه انقلاب ۵۷ نیاز مشترک رژیم سلطنت و جنبش اسلامی بود. همانطور که زمانیکه رفتن رژیم سلطنت مسجل شد، برای مقابله با این چپگرایی، حکومت پهلوی دست نیروهای اسلامی و نهادهای آن، از حسینیه ارشاد تا مساجد، را برای این مقابله با چپ باز گذاشت، امروز هم جمهوری اسلامی، دست فاشیستهای نئوپهلویست و چماقداران آنرا برای این مقابله با خطر چپ باز میگذارد.
اگر جریانات اسلامی موفق شدند در متن انقلاب ۵۷، در توافق با رژیم سلطنت، در تظاهرات عاشورا-تاسوعا از سر دادن شعار ״مرگ بر شاه״ ممانعت کرده و شعار ״درود بر خمینی بتشکن״ را جایگزین آن کنند، جایگزین کردن شعار ״مرگ بر دیکتاتور״ و ״زن، زندگی، آزادی״ به ״جاوید شاه״ هم ممکن است. این منطق تعرض طرفداران رضا پهلوی در ۲۱ آذر در مشهد است. اگر در کوران انقلاب ۵۷، جریانات اسلامی با اتکا به نفوذ دستگاه مذهبی و شبکه مساجد موفق به این ״تغییر شیفت״ در شعارها شدند، نئو پهلویست ها در غیاب یک پایه اجتماعی و شبکه ای از چهره های شناخته شده و معتبر و ...، تلاش میکنند با اتکا به "شعبان بیمخ" های قرن بیست و یکی خود و در سایه دستگاه امنیتی حکومت، چنین تغییر شیفتی را ممکن کنند. ظرفیت چماقداری و لمپنی این جریان، از شهبانوی در حسرت" و نمایندگان آن در میدیا و ... تا لمپنهای خیابانی شان، تازه نیست و مردم آنرا دیده و تجربه کرده اند. چیزی که جدید است ورود این لمپنیسم به اعتراضات علیه جمهوری اسلامی در داخل ایران است. این اتفاق جدیدی است. که واقعه مشهد جرقه آنرا زد و استقبال شاهزاده شان از این چماقداری، ورود رسمی این نیرو به صف ارتجاع حاکم در تقابل با جنبش آزادیخواهانه مردم ایران است. همانطور که تظاهرات عاشورا-تاسوعا در سال ۵۷ ، سرآغاز پیوستن رسمی جنبش اسلامی به صف رژیم سلطنت در تقابل با جنبش ازادیخواهانه مردم ایران بود.
کلید تبدیل پهلوی به تنها آلترناتیو جمهوری اسلامی، برخلاف ادعای مشاور رضا پهلوی از مشهد زده نشد. کلید این سناریو مدتها است از طرف جمهوری اسلامی زده شده است. نام بردن دائمی جمهوری اسلامی از جریان نئوپهلویست ها به رهبری رضا پهلوی بعنوان نماینده اپوزیسیون، بی دلیل و از سر کم اطلاعی نیست! لانسه کردن کثافتکاری ها و ظرفیتهای ارتجاعی و لپمنانه این جریان، منجمله حمایت و همکاری اطلاعاتی-امنیتی مهره های این جریان ارتجاعی با دولت اسرائیل، حمایت دو آتشه این جریان از حمله اسرائیل-امریکا به ایران، حمایت از محاصره اقتصادی، تشویق به حمله نظامی قدرتمند تر و بالاخره اختصاص یک ستون ویژه به تاریخ جنایات سلطنت پهلوی و کثافتکاری شاهزاده و جریان آن در سایتهای شان، برای نورافکن انداختن برروی این رگه ارتجاعی بعنوان تنها آلترناتیو در اپوزیسیون است. برخلاف ادعای این طیف، این نورافکن ها، نه بدلیل وزن اجتماعی و خطر واقعی بازگشت سلطنت یا محبوبیت وارث سلطنت، که دقیقا برای قالب کردن این جریان منفور و بی اعتبار بعنوان "نماد وضعیت اسفناک اپوزیسیون" است و مهمتر برای اثبات این تز که ״بازگشت به گذشته تنها آلترناتیو جمهوری اسلامی״ است.
گذشته ای که، مستقل از حافظه نسل جوان از آن، استبداد و فقر و .....، قابل لاپوشانی کردن نیست. ״گذشته سیاه تنها آلترناتیو امروز״ است سناریوی مشترک بورژوازی در قدرت و بورژوازی سلب قدرت شده برای تضمین ادامه حیات نظم بورژوایی حاکم در ایران است. یکی با هدف ادامه بقاء و دیگری با نوستالژی بازگشت به استبداد پادشاهی!
تکرار سناریوی ۵۷، از سناریوی ״همه با هم״ و ״بحث بعد از مرگ شاه״ تا سناریوی هایجک کردن آن توسط جریانی ارتجاعی، در ایران غیر ممکن است. رضا پهلوی همه این سناریوی ها را امتحان کرد و در آن رفوزه شد. روی آوری به سیاست چماقداری به راث رسیده از رژیم سلطنت و جمهوری اسلامی هم راه به جایی نخواهد برد.
واقعه مشهد مستقل از اینکه چه فرد یا نیرویی را مورد هدف قرار داده ، تغییر سیمای این جریان از نیرویی متکی به انقلاب مخملی، به نیرویی افسار گسیخته در تقابل و رودرویی با اعتراضات در جریان است. شکست این جریان در مقابل جنبش ازادیخواهانه مردم، در تبدیل شعار زن زندگی آزادی به "مرد، میهن، آبادی"، شکست تبدیل رضا پهلوی، ضعیفترین و بیمایه ترین شخصیت سیاسی در اپوزیسیون، به قهرمان ملی مردم در ایران، دست رد مردم به سینه تک تک سیاستها و تاکتیکهای این جریان و آلترناتیو آن در بازگشت به گذشته، بی آبرویی کامل شان در دفاع از بمباران شهرهای ایران، شکست سیاست تسخیر قلعه از درون، به سیاست نابودی قلعه و خراب کردنش بر سر ساکنان آن، سیاستی است که در مشهد کلید خورد.
باید برای سد بستن در مقابل چماقداران پهلوی-اسلامی در هر تحرک اعتراضی و خیزش توده ای آماده شد. باید آماده نه فقط افشا که منزوی کردن و بستن سدی قدرتمند و اجتماعی در مقابل این جریان ارتجاعی و فاشیستی شد. این سد بستن فقط با تقویت چپگرایی کارگری، با تقویت قدرت و نفوذ سیاسی،اجتماعی و سازمانی سوسیالیسم کارگری در همه جنبشهای اجتماعی، با در دست گرفتن پرچمی رادیکال، کارگری و کمونیستی علیه این قطب، از بورژوازی در قدرت تا در اپوزیسیون، ممکن است.
۱۷ دسامبر ۲۰۲۵
