اخیرا میرحسین موسوی که در حصر رفقای خود است، در بیانیه ای خواهان همهپرسی"رفراندوم" برای تاسیس مجلس موسسان قانون اساسی شده است.
میرحسین موسوی چکیده ی دوم خرداد است که همچنان به اصلاح جمهوری اسلامی اما رادیکال تر از عقبه ی خود معتقد است. شکست دو خرداد باعث شد که این جنبش بارها پوست بیندازد و به نام ״جنبش سبز״ موسوی و کروبی و متعاقبا ״اعتدال״ روحانی و اخیرا ״وفاق״ پزشکیان سر بر آورد.
ما همان زمان و بر خلاف همه ی طیف چپ و راست اپوزیسیون و خیل گسترده ای از روشنفكران و رسانه هاى داخلى و خارجى که به صـف و زیر پرچم خاتمی رفتند، گفتیم جمهوری اسلامی قابل اصلاح نیست و حکومت ״اصلاح شده ی اسلامی״ مشکل جامعه ایران را حل نمی کند.
با وجود چند دهه تلاش اصلاح طلبان و معتدلین برای اصلاح جمهوری اسلامی، امروز جامعه ایران اعتراضات طبقاتی و اجتماعی بیوقفه و جنبش و خیزش های ۷۸، ۹۸،۹۶ و جنبش آزادی زن را پشت سر دارد. امروز دیگر هر اعتراضى به سرنگونى جمهورى اسلامى میرسد و سرنگونى طلبى به بستر اصلى اعتراض مردم تبدیل شـده اسـت . جمهورى اسلامى غیر قابل اصلاح است؛ این حكم دیگر یك حـكـم داده در مبارزه اعتراضى مردم است.
با وجود این چرا هنوز جریان شکست خورده ی اصلاح و استحاله ی جمهوری اسلامی پیام رفراندوم، مجلس موسسان و قانون اساسی جدید را به جامعه می فرستد؟! دلیل اساسی این است که اپوزیسیون راست از مردم بـیـشتر از جمهورى اسلامى می ترسد.
آنچه كه تحت عنوان رفراندم یا همه پرسى از مردم در مورد نـظـام حكومتى آینده ایران از جانب اپوزیسیون راست مطرح میشود بـه هیچ عنوان تضمین كننده حق مردم در تعیین نظام آتى حكومت در ایران نیست. طرح رفراندم به عكس آنچه كه ادعا میكند منـشـور سازش با جمهوری اسلامى یا بخشى از آن است. طرح رفراندم پرچم مشترك اپوزیسیون راست است.
رفراندم چی ها از مردم میخواهند، شما کنار بنشینید تا ما جمهوری اسلامی را به تغییراتی از بالا مجبور کنیم. شما لازم نیست دخالت مستقیم بکنید. لازم نیست انقلاب کنید و رژیم را سرنگون کنید. بگذارید با توافق مساله را حل و فصل کنیم. رفراندوم به معنای سازش با بخش هایی از جمهوری اسلامی است تا مردم را از مبارزه انقلابی و انقلاب دور کرده و دستگاه های سرکوبگر دولت و نهادهای مذهبی را از تعرض مردم حفظ کند. رفراندم برای در انتظار نگه داشتن مردم برای رسیدن اپوزیسیون به سازش با جمهوری اسلامی علیه مردم است.
اما تصور اینكه جمهورى اسلامى حاضر میشود خود رفراندمى را برگزار كند كه میداند در آن سرنگون میشود، یک بلاهت محض است. چرا جمهوری اسلامی باید برای سرنگونی خود رفراندوم برگزار کند! هدف رفراندوم اساسا برای این است که جناحی از اپوزیسیون درون جمهوری اسلامی از صندوق رفراندوم بیرون بیاید.
رفراندم با هدف در انتظار نگه داشتن مردم براى رسیدن اپوزیسیون راست به سازش با جمـهـورى اسلامى است. این نسخه ای علیه خود مردم است. میخواهند با کناره گیری بخشی از رهبران کنونی جمهوری اسلامی، اما نظام و نهادهای سرکوبش را از خطر جنبش سرنگونی و قیام مردم حفظ کنند.
رژیم چینج و بعد رفراندوم با جنگ و تهدیدات نظامی خارجی
بخش های دیگر اپوزیسیون راست جمهوری اسلامی، سلطنت طلبان، مجاهدین و جریانات قومی از رژیم چینج و سپس رفراندوم حرف میزنند.
این بخش اپوزیسیون هم میخواهد جمهوری اسلامی را با کم ترین دخالت مردم بطوری تغییر دهد که دستگاه دولتی جمهوری اسلامی بویژه نیروهای نظامی و سرکوب را آنطور که سلطنت طلبان آشکارا میگویند برای برقراری نظم و قانون حاکمیت خود دست نخورده بماند. میخواهند حذف تعدادی از سران جمهوری اسلامی را سرنگونی تعریف کنند و نظام مشابهی با یک جرح وتعدیل و بزک کردن برقرار سازند.
رژیم چینج اپوزیسیون راست و رفراندوم موسوی دو روی یک سکه اند. با این تفاوت که طرح موسوی برگزاری رفراندوم توسط خود جمهوری اسلامی و تغییراتی از بالا است. طرحی متکی به توهم و بلاهت محض که گویا جمهوری اسلامی خود داوطلبانه تن به تغییر و تحول خود که نوعی سرنگونی نرم است میدهد! این رویا از همان آغاز جنبش اصلاحات شکست خورده است.
اما رژیم چینج و رفراندوم پس از سرنگونی نقشه بخش دیگر اپوزیسیون راست متکی به دخالت نظامی اسراییل و امریکا است. رفراندوم بعد از سرنگونی اولا فرض را بر این میگذارد که جمهوری اسلامی با حمله نظامی خارجی سرنگون می شود و سپس مترسک هایی چون رضا پهلوی و مریم رجوی و سهم خواهان ناسیونالیست قومی، از صندوق رفراندوم بیرون می آیند و بر ارابه ی نظام اقتصادی و سیاسی و نظامی دست نخورده ی جمهوری اسلامی سوار می شوند و مردم را به خانه می فرستند. رفراندوم پس از سرنگونی همان رفراندوم نوع موسوی و مخالفان ولایت فقیه با تغییراتی از بالا است.
دخالت نظامى آمریكا برای بخشی از اپوزیسیون راست در خدمت فشار بر رهبران رژیم برای تن دادن به سازش از بالا و تغییر آن با حفظ دستگاه های دولتی و نظامی جمهوری اسلامی است. اما تهدیدات نظامی امریکا و اسراییل نه تنها جمهوری اسلامی را تضعیف نمی کند بلکه رژیم را علیه مردم هارتر می کند و به عمر جمهوری اسلامی می افزاید. نتایج دخالت نظامى آمریكا، نابودی زیر ساخت های اقتصادی و فروپاشی شیرازه ی جامعه است و کشور را به عرصه تاخت و تاز نیروهای باند سیاهی تبدیل می کند. این طرح عراقیزه کردن ایران است.
اپوزیسیون راست میخواهد جمهورى اسلامى، با كـمـتـریـن دخالت مردم سرنگون شود، دستگاه دولتى جمهورى اسلامى را براى اعمال "حكومت نظم و قانون" دست نخورده تحـویـل بگیرد و كنار رفتن تعدادى از سران جمهورى اسلامى را، بعنوان سرنگونـى جمهورى اسلامى و پیروزى به مردم بفروشد.
اپوزیسیون بورژوایی، امثال مرتجعین مشروطه خواه و سلطنت طلب که در یک انقلاب جارو شده اما هنوز نفس می کشد و خود را رهبر دوران گذار تعریف می کند، مجاهدین که دولت و رییس جمهورشان مریم رجوی را در آب نمک خوابانده است و بطور کلی رویای ارتجاع راست، رویایی ممنوعه و در حاشیه ی انقلاب از پایین جامعه است. رویای نیروهای خبیثی که درکمین نشسته اند تا در شرایط انقلابی و قیام و سرنگونی جمهوری اسلامی، به سرعت خاتمه انقلاب را اعلام کنند، مردم را از دخالت مستقیم منع کرده و طبقه کارگر را برای تداوم بردگی مزدی سر کار بفرستند....ارتجاع راست بقایای دست نخورده ی جمهوری اسلامی و دستگاه های سرکوب مردم را برای همین هدف پلید و تبهکارانه میخواهد.
اهداف کل اپوزیسیون راست داخلی و خارجی ممانعت از سرنگونی انقلابی جمهوری اسلامی است. آن ها می فهمند که جامعه ای که انقلاب می کند، نیازی به رفراندوم ندارد. انقلابیون کارگر و زحمتکش و زن و جوان ایران پس از انقلاب از خود نمی پرسند حالا رفراندوم کنیم ببینیم چه حکومتی برقرار میشود! هدف از انقلاب و سرنگونی، واگذاری قدرت به دیگران و از بالای سر جامعه نیست. حاکمیت پس از سرنگونی انقلابی جمهوری اسلامی حکومت انقلاب کنندگان است که با تشکیل دولت موقت، قانون اساسی با رای و دخالت مستقیم شوراهای کارگران و مردم به تصویب میرساند. حکومت شوراهای کارگران و مردم ابزار دخالت مستقیم شوراهای کارگری و مردمی در تعیین سرنوشت حاکمیت است. شوراهایی که خود قانون می نویسند و خود اجرا می کنند.
ما آگاهیم که با سرنگونی جمهوری اسلامی جامعه درگیر کشمکش های برای تعیین نظام حکومتی می شود. منشور و الترناتیو حزب ما، طبقه کارگر و کمونیست ها و آزادیخواهان جامعه "منشور سرنگونی جمهوری است"*. تبدیل "منشور سرنگونی جمهوری اسلامی" به خواست همه ی مردم آزادیخواه ایران کم درد و کم دردسر ترین راه برای تضمین بیشترین آزادی ها و دخالت مستقیم مردم در سیاست و تعیین نظام حکومتی در ایران است. سرنگونی جمهوری اسلامی یعنی حذف تمام و کمال نهادهای دولتی و نظامی و رهایی جامعه از این نظام تبهکار یک بار و برای همیشه است.
ما برای سرنگونی رژیم جنایتکار اسلامی با قیام طبقه کارگر و توده های زحمتکش و مردم آزادیخواه ایران و تصرف قدرت سیاسی مبارزه می کنیم. ما برای متکی کردن جنبش طبقه کارگر و جنبش ها و اعتراضات مردمی به اتحاد و همبستگی گسترده و شبکه ها و سازمان های کارگری و توده ای و بویژه جنبش مجامع عمومی تلاش می کنیم.
هدف ما تامین و تضمین یک رهبری طبقاتی و اجتماعی سراسری در صفوف طبقه کارگر و نیروهای انقلابی و آزادیخواه زن و مرد و جوان در ایران است.
ما بعنوان بخش سازمانیافته کمونیستی طبقه کارگر برای این که طبقه کارگر ایران به حزب توده ای کارگری و کمونیستی و صاحب پرچم و رهبری سیاسی خود بشود، تلاش می کنیم. ما کارگران کمونیست را به تشکیل حزب توده ای و کمونیستی طبقه کارگر برای رهبری انقلاب و برقراری حاکمیت شوراهای کارگری و مردمی فرا میخوانیم.
تیرماه ۱۴۰۴- ژوئیه ۲۰۲۵
***
منشور سرنگونی جمهوری اسلامی
سرنگونی بی قید و شرط و کامل جمهوری اسلامی، باز داشتن عوامل آن از امکان مقاومت در مقابل مردم و پاشاندن بنیادهای زندگی مدنی و همچنین تضمین حق مردم در انتخاب آزاد و آگاه نظام حکومتی آینده کشور، اساس منشور سرنگونی جمهوری اسلامی است. سرنگونی جمهوری اسلامی پیش شرط تضمین حق مردم در تعیین نظام آتی ایران است.
معنی پیروزی جنبش سرنگونی، جایگزین شدن جمهوری اسلامی با یک دولت موقت با وظیفه اعلام فوری مطالبات انقلابی زیر به عنوان قانون و اجرای بی قید و شرط آنها است.
۱ - اعلام سرنگونی و انحلال جمهوری اسلامی
۲ - انحلال و خلع سلاح سپاه پاسداران، ارتش و کلیه دارودسته های نظامی و شبه نظامی وابسته به جمهوری اسلامی، تحت کنترل گرفتن کامل کلیه امکانات تسلیحاتی، تدارکاتی و اموال و دارائی های این ارگانها و نهادها.
۳ - انحلال کامل وزارت اطلاعات.
۴ - قابل دسترس کردن کلیه آرشیوها، بایگانی ها و پرونده های دولت از جمله سپاه پاسداران و وزارت اطلاعات برای مردم.
۵ - مصادره کلیه موقوفات و اموال و دارائی های نهادهای سیاسی، اقتصادی و ایدئولوژیک اسلامی، اموال سران جمهوری اسلامی، "حوزه های علمیه" و نهادها و مدارس اسلامی و استفاده از آنها برای رفع نیازهای مادی، معنوی، تفریحی، سیاسی و اجتماعی مردم.
۶ - انحلال کلیه "حوزه های علمیه"
۷ - دستگیری سران جمهوری اسلامی
۸ - مسلح کردن مردم در میلیس های توده ای برای دفاع از آزادی، برای سرکوب مقاومت بازماندگان جمهوری اسلامی و تعرض هر نیروئی به آزادی ها و حقوق مردم.
۹ - اعلام جدائی کامل مذهب از دولت و آموزش و پرورش.
۱۰ - لغو کلیه قوانین و مقرراتی که منشاء مذهبی دارند. اعلام آزادی مذهب و بی مذهبی.
۱۱- اعلام آزادی بی قید و شرط عقیده، بیان، مطبوعات، اجتماعات، تشکل، تحزب و اعتصاب.
۱۲ – اعلام برابری کامل و بی قید و شرط زن و مرد در حقوق مدنی و فردی. لغو کلیه قوانین و مقرراتی که ناقض این اصل است.
۱۳- اعلام برابری کامل حقوق همه شهروندان، صرفنظر از جنسیت، مذهب، ملیت، نژاد و تابعیت.
۱۴ - آزادی کلیه زندانیان سیاسی.
۱۵ - لغو مجازات اعدام.
۱۶ - دسترسی همگانی بویژه تشکلهای توده ای مردم و احزاب سیاسی به رسانه های جمعی دولتی.
۱۷ – تضمین بیمه بیکاری مکفی برای همه افراد آماده بکار بالای ۱۶ سال. پرداخت بیمه بیکاری مکفی و سایر هزینه های ضروری به کلیه کسانی که به علل جسمی یا روانی توان اشتغال به کار ندارند.
۱۸ – ارجاع مساله تعیین نظام حکومتی آینده ایران و تهیه قانون اساسی به مجمع نمایندگان مستقیم مردم حداکثر ظرف ۶ ماه.
۱۹ - برگزاری رفراندم در مناطق کرد نشین غرب ایران، زیر نظارت مراجع رسمی بین المللی، برای دادن حق انتخاب آزاد و آگاه به مردم این مناطق برای ماندن در ایران بعنوان اتباع متساوی الحقوق با دیگران و یا جدائی از ایران و تشکیل دولت مستقل. این رفراندم باید با خروج نیروهای نظامی دولت مرکزی و تضمین یک دوره فعالیت آزادانه کلیه احزاب سیاسی در کردستان، به منظور آشنا کردن توده مردم با برنامه و سیاست و نظرشان در این همه پرسی، انجام شود.
حزب کمونیست کارگری حکمتیست (خط رسمی) همه مردم آزادیخواه، احزاب سیاسی، تشکل های توده ای و فعالین سیاسی را فرا میخواند که برای دفاع از جامعه ایران در مقابل هر نوع سازش با جمهوری اسلامی و برای حفاظت از جامعه در مقابل استیلای دارودسته های ارتجاعی و باند سیاهی اسلامی، قومی و عشیره ای و کانگسترهای سیاسی این منشور را مورد حمایت قرار دهند.
