حکمتیست هفتگی: انتخابات پارلمانی عراق پایان یافت. اما این انتخابات و سیاست دو حزب كمونیست كارگری عراق و كردستان مبنی به شركت در آن، به بحثهایی در میان طیفی از جریانات و شخصیتهای چپ دامن زده است. منتقدین مدعی اند سیاست شركت در انتخابات بیان چرخش و سازش دو حزب با جریانات بورژوایی و توهم پراكنی است. میگویند پارلمان و پالمانتاریسم راه تأثیر گذاری نیست و احزاب و جریانات قومی و ملیشیایی در عراق و كردستان عراق عملاً با رشوه دادن، تقلب و رأی خریدن و… كرسی ها را میان خود تقسیم كرده اندو باید انتخابات را تحریم میكردند. 

در یک کلام منتقدین دو حزب كمونیست كارگری كردستان و عراق را به سازشكاری و اتخاذ سیاست راست متهم میكنند. طیفی از فعالین كمونیست جویای نظر حزب حکمتیست (خط رسمی) شده اند. این نقدها را با رفیق خالد حاج محمدی، دبیر کمیته رهبری حزب، در میان میگذاریم و نظر حزب در رابطه با سیاست دو حزب در عراق را جویا شدیم.

خالد حاج محمدی: سیاست دو حزب كمونیست كارگری عراق و كردستان عراق و اعلام شركت در انتخاباتی معین با ارزیابی كه از شرایط دارند، ادامه منطقی سیاست حزب و جریان ما  است. در نتیجه نه سیاستی عوض شده است و نه اصولی كنار گذاشته شده و نه چرخشی انجام گرفته است. نقد چپ به این سیاست و ادعای ״چرخش به راست״ رفقای ما در عراق و كردستان از جانب این چپ، از طرفی بیان فاصله عمیق این چپ از سیاست روشن، اصولی و ماركسیستی و دخالتگرانه جنبش ما است و از طرف دیگر بیان رضایت این چپ به زندگی در حاشیه كشمكشهای اصلی سیاسی و ماندگاری در محیطی است كه به آن عادت كرده و تصمیمی هم به ترك این محیط ״امن״ ندارد، امری كه درد قدیمی و تاریخی چپ خرده بورژوایی و حاشیه نشین است كه به آن خواهم پرداخت.

دو حزب كمونیست كارگری در عراق و كردستان طی بیانیه ای رسما اعلام كرده اند پارلمان و سیستم پارلمانتاریستی،‌ راه ما برای كسب قدرت و خلع ید از بورژوازی و الغای كار مزدی، بعنوان استراتژی یک حزب کمونیستی، نیست. اعلام كرده اند راه به قدرت رسیدن طبقه كارگر و ما كمونیستها نه از كانال پارلمان و این سیستم كه از كانال انقلاب كارگری برای سرنگون كردن ماشین دولتی بورژوازی، از جمله با پارلمان و سیستم پارلمانی آن، است. اعلام كرده اند هدف آنها و تاكتیكی كه اتخاذ كرده اند شركت علنی در یك پروسه پر جدل سیاسی، حول یك پلاتفرم انسانی و انقلابی كه منتشر كرده اند، در مقابل جنبش های بورژوایی و احزاب و پارلمان و وقوانین آن در شرایطی معین است. در نتیجه برای هر مارکسیستی منجمله این دو حزب بیش از همه مدعیان ״راست روی״ دو حزب، مسلم است كه حكومت های پارلمانی چه در عراق و چه در دمكرات ترین كشورهای غربی، سیستمی ضد كارگری و ارتجاعی است و وظیفه آن حفظ اقتدار بورژوازی در قدرت از كانال انتخابات و مشروعیت خریدن برای جامعه طبقاتی و حاكمیت بورژوازی به نام محصول انتخابات و ״نماینده״ مردم است.

در نتیجه تا به این پدیده برگردد، دو حزب در بیانیه خود و در ادامه در جواب به ادعاهای این چپ خیلی روشن گفته و نوشته اند. لذا ״روشنگری״ این چپ در این زمینه و پز ״ماركسیست״ و ״رادیكال״ گرفتن و نصایح ״بزرگوارانه״ و فخر فروشی آنها شوخی بیمزه ای بیش نیست و مایه تأسف است. راستش بخش عمده نقدهایی كه دیده ام و شنیده ام، بهانه گیری كودكانه و فرصت طلبی محض است كه اهداف معینی در لطمه زدن به جریان و جنبش ما را زیر عنوان كمونیسم و رادیكالیسم دنبال میكند كه خود رفقا جواب داده اند و ارزش پرداختن ندارد و نالازم و صرف وقت است.

صورت مسئله برخلاف ادعای منتقدین، مطلقاً پارلمان و درك مارکسیستی از ماهیت آن نیست، صورت مسئله مطلقاً ماهیت ارتجاعی و حتی میلیشایی نیروهای حاكم بر عراق و كردستان عراق نیست، اینها فرض است.  چند دهه است این دو حزب با این حاكمیت در جنگ و جدال اند. كشفیات و افشاگری های سطحی كه این چپ در این زمینه رو به حزب كمونیست كارگری عراق و كردستان و به اصلاح برای نقد آنها بكار میبرد، نصایحی كه در این زمینه میکنند و بخشا در سؤال هم آمده است، مایه خنده است. معلوم است این احزاب با تاریخی سیاه كه دارند از هر ابزاری برای ماندگاری و كسب كرسی بیشتر استفاده میكنند، تقلب و حقه بازی، فضا سازی و تلاش برای فریب و وعده دروغ برای گرفتن رأی و حتی خریدن رأی میدهند. امروز نه تنها در عراق كه حتی در انگلستان و آمریكا در فرانسه و بسیاری از كشورهای مهد دمكراسی ما شاهد اقداماتی از این نوع هستیم.

حزب كمونیست كارگری عراق و كردستان در شرایط معینی با توجه به امكان شركت شان در پروسه انتخابات،‌ شرایطی كه كسی مانع شركت آنها در انتخابات، معرفی كاندیداها و دخالت فعال آنها در یك كارزار معین به نام انتخابات نیست، اعلام كرده اند در این انتخابات شركت میكنیم و حضور در جدالهای سیاسی ایندوره حول پلاتفرم خود را به نفع مردم و جنبش خود میدانیم. 

دو حزب اعلام كرده اند در پروسه ای كه جامعه حول پدیده انتخابات و آینده و سرنوشت جامعه قطبی میشود، در شرایطی كه احزاب بورژوایی بی آبروتر از همیشه هستند و نفرت از آنان در جامعه موج میزند، ما از این امكان برای معرفی خود، معرفی و تبلیغ برنامه سیاسی خود، نقد خود به بنیادهای سیستم حاکم و از جمله پارلمان و احزاب حاکم و معرفی رهبران و شخصیتهای خوشنام خود استفاده میكنیم و پرچم حقوق و مطالبات واقعی طبقه كارگر، زنان و بخش محروم جامعه را در مقابل پلاتفرم های ارتجاعی، اساسا قومی و مذهبی، احزاب دیگر بلند میكنیم و مردم را به متحد شدن حول این پلاتفرم و حزب و شخصیت های كمونیست آن دعوت میكنیم و مردم را بسیج میکنیم. دو حزب اعلام كرده اند که از این امكان و از فضای انتخابات و جدل رو در رو با سایر احزاب و بویژه احزاب حاکم، استفاده میکنیم و به نقد احزاب بورژوایی و پروژه ها و وعدهای دروغین و ریاكاری و ضدیت آنها با منافع اكثریت عظیم جامعه می پردازیم. اعلام كرده اند به جامعه نشان میدهیم كه عراق و كردستان تنها محل تاخت و تاز نیروهای بورژوایی قومی، مذهبی و مرتجع و ضد كارگر و احزاب و شخصیت های آنها نیست. نشان میدهیم که كارگر و كمونیست و حزبش با سیاست مستقل خود، سعی میكند علاوه بر دخالت در جدال روزمره این اکثریت برای رفاه، آزادی، برابری و امنیت، از این امکان برای تقویت جنبش خود استفاده کند تا  نیروی كارگر و مردم محروم را حول یك پلاتفرم خلاف جریان و رادیكال جمع كند، میتینگ و جلسات مختلف برگزار كند، برای عدالت و برابری و ״نه״ گفتن به سیستم حاكم در میدان شهر و كارخانه و مدرسه به جنگی علیه نظم حاکم دامن بزند، شخصیتهای خود و رهبران واقعی جامعه را زیر نورافکن قرار داده و در دید جامعه قرار دهد و در میدان عمل و در یك جدال بزرگ بكوشد سخنگویان بورژوزی را شكست و راه حل خود را برجسته و مردم را حول آن متحد كند. استفاده از شرایط انتخابات برای تقویت جنبش خود برنامه و جهت رفقای ما بوده است و حال عده ای نصیحت میكنند كه این ״عدول״ از پرنسیبهای كمونیستی و… است، راست روی است و تحریم كنید!

متأسفانه به‌دلیل تأخیر و اشتباهات رفقای ما در پروسه ثبت نام و .... امكان عملی شركت و معرفی نمایندگان دو حزب مقدور نشد، اما فرض كنید این اشتباه و تاخیر در كار رفقای ما نبود و علاوه بر شركت رفقای ما در پروسه سیاسی انتخابات و استفاده از تریبون های انتخاباتی، تعدادی از رفقای ما به پارلمان راه می یافت و در پارلمان عراق در مقابل فراكیسیون های مرتجع شیعه، سنی، ناسیونالیست عرب و كرد و شخصیت هایش، یك فراكسیون كمونیستی حضور میداشت، آیا جنبش كارگری و كمونیستی در عراق و كردستان و عراق و منطقه، زیان میدید؟ آیا اگر در مقابل عبادی ها، مالكی ها، بارزانی ها و طالبانی ها، ما شاهد حضور سمیر عادل ها، نادیه محمودها،ف ‌ابووطن ها، عثمان حاجی مارف ها، خسرو سایه ها، نقده عثمانها، محسن كریم ها و دهها شخصیت معتبر و با اتوریته و خوشنام كمونیست دیگر، بودیم و از آزادی زن، جدایی دین از دولت و آموزش و پرورش، رفاه عمومی و آزادی های وسیع سیاسی، مقابله با فقر و گرانی و تأمین بیمه بیكاری و حقوق كودكان دفاع میكردند و پارلمان را به مركز جدال دو قطب تبدیل میكردند و فضای جامعه را حول آن قطبی میكردند؛ جنبش كارگری، جنبش حق زن و مردم محروم و ما و جنبش كمونیستی لطمه می خوردیم؟

 تردیدی نیست، ممكن بود در هر مرحله از انتخابات، بورژوازی عراق و کردستان و احزاب آن با مانع تراشی، راه یک جدال سیاسی آزاد و حضور رفقای ما در انتخابات و پارلمان را سد میكردند؛ تردید ندارم  این جریانات، چه در عراق و چه در کردستان پتانسیل دست زدن به اقدامات شنیع و حتی ترور و… را دارند و ابایی از انجام آنها ندارند؛ این واقعیت که هیچ بورژوایی برای هیچ كارگر و كمونیست و زن آزاده ای فرش قرمز پهن نمیكند، فرض ما است. بگذریم از اینكه قبل از جریان مالكی و سودانی و بارزانی و طالبانی، چپ های منزه طلب،‌ به جان دو حزب افتادند و میگویند به‌دست خود این پروسه را قطع كنید. 

اینكه پروسه حضور کاندیدهای دو حزب در انتخابات و یا پارلمان تا كجا میرفت، روشن نیست؛ اما هر درجه از این حضور به نفع ما می بود. به باور من حتی اگر این حضور قطع میشد و نیروهای بورژوایی برای رفقای ما مانع ایجاد میكردند، خود این امر باعث به راه افتادن جدالی جدی در جامعه میشد. كل این پروسه از ابتدای آن، به شرطی كه ما همه جانبه و با قدرت واردش می شدیم تا انتهای آن و فرض خروج ما از پارلمان،‌ جنبش كارگری و كمونیستی در این جامعه و احزاب ما نفع بزرگی می بردیم. این حضور و تبلیغ پلاتفرمی رادیکال و انسانی از تریبون های فرا حزبی، تبدیل آن به محور جدالها و کمپین های انتخاباتی، مرزهای عراق را می شكست و اعتبار هر دو حزب و جایگاه آنان به‌ شدت بالا میرفت. باز تاكید كنم ممكن بود این پروسه از همان ابتدا، و حتی قبل از ورود رفقای ما به این مرحله و پارلمان، از جانب احزاب و جریانات در قدرت سد میشد و شاید در صورت انتخاب رفقای ما مانع ورود آنها به پارلمان می شدند، علیرغم این صرف حضور علنی و گسترده ما در مباحث و جدالهای دوره انتخابات در کردستان و عراق، در تقویت موقعیت اجتماعی کمونیسم و احزاب آن تاثیر جدی میداشت.

سوال این است با این وصف و در این شرایط معین، واقعاً سیاست تحریم و رضایت دادن به صدور بیانیه و "نه" گفتن با پز ״رادیكالیسم״ مناسب بود یا اتخاذ سیاستی فعال، شركت در این پروسه و این جدال و استفاده از امکانی که برای بسیج حول یک پلاتفرم رادیکال بوجود آمده است؟

اما مشكل این چپ پدیده ای عمیق تر و تاریخی تر است. این چپ كه نه اهل جدال رو در رو و شنا در بخش گود استخر است، نه خودش را در موقعیت تعیین سیاست در جامعه می بیند و نه رسالت اینکه روزی به قدرت نزدیك شود را برای خود قائل است، پشت فرمول های رادیکال و منزه مخفی میشود تا زندگی آرام و ״رادیکال״ اش در حاشیه جامعه بهم نخورد. با این چپ بحث سیاسی و تئوریك و تحلیل اوضاع و تعین تاكتیك مناسب، راه به جایی نمیبرد. این چپ از پیش تصمیم خود را گرفته است و وارد این میدان در سطح جامعه نمیشود و برای توجیه این موقعیت به هر چیزی آویزان می‌شود تا حاشیه نشینی و محصور ماندن در چهار دیواری تنگ خود را به عنوان تنها راه ممكن توجیه كند. لذا مكانیسم های جامعه، به ‌دست گرفتن آن هر جا و در هر سطحی كه ممكن است،‌ كار علنی و استفاده از امكانات قانونی برای تقویت جنبش خود، برای این چپ عدول از پرنسیب ها و باورهای خود ساخته، زیر عنوان ״ماركسیسم״، است. این پدیده محصول شكست انقلاب بلشویكی و یكی از عوارض آن در سطح جهان است. پدیده ای كه بورژوازی در سراسر جهان كوشید کمونیسم را از یك جنبش اجتماعی واقعی به جنبش محافل روشنفكری فرقه ای و غیر اجتماعی در حاشیه اتفاقات بزرگ سوق دهد و متأسفانه این سرنوشت بخشی از چپ شد. این عقب نشینی چنان به چپ جهان تحمیل شد و چنان عمیق است، كه عده ای به زندگی در حاشیه جامعه، حاشیه جدالهای اصلی، حاشیه زندگی واقعی طبقه كارگر و مردم ستم دیده و معضلات و كشمكش های آنان و البته با پرچم قرمز و خواندن ״وردهای سوسیالیستی״ مشغول اند و دنیایی برای خود ساخته اند که در آن احساس امنیت میكنند و فكر میكنند این همان دنیای واقعی است. 

متأسفانه این نوع از ابراز وجود در چپ خرده بورژوای ایران هم مستقل از نامربوطی آنها به كمونیسم و جنبش كمونیستی،‌ به نوعی از فعالیت سیاسی تبدیل شده است. بخش بزرگی از نقدها به دو حزب كمونیست كارگری، منزه طلبی ها، داد و فریادها كه این احزاب به راست چرخیده اند، مستقل از فرصت طلبی آنها، از این حقیقت نشأت گرفته است.