کلوپ احزاب ناسیونالیسم کُرد که تاریخی مملو از جنگ، صلح و مذاکره با حکومت های مرتجع منطقه؛ و ننگ حمایت از جنگ خلیج سال ١٩٩١ با خود دارد، هیچ وقت نتوانسته در هیچ موردی یک سیاست اصولی و انقلابی اتخاذ نماید. 

از اینجا که اهداف این احزاب نمی تواند قائم بذات بر روی پای خود و با تکیه بر منافع کارگران و مردم متحقق شود، استراتژی بجایی رسیدن خود را در گرو گره زدن این جنبش به منافع یکی از قدرت های امپریالیستی و شکاف در رقابت های حکومت های منطقه، جستجو می کند که این بار دست به دامن آمریکا-اسرائیل شده است.  ناسیونالیسم مانند ویروسی است که بیشتر در فضای آلوده، در جامعه تضعیف شده و در جریان سناریوی سیاه رشد می کند. آمریکا و اسرائیل متوجه سبک وزنی این اپوزیسیون مرتجع است، از این روی آنها را فراخوان داده تا نقش سرباز وظیفه سناریوی سیاه امریکا- اسرائیل در ایران بعهده بگیرند. در همین مسیر است که امروز این ائتلاف آماده شده تا در رکاب آمریکا نقش تکمیلی سناریوی سیاه در منطقه را ایفا نماید. 

اگر استراتژی آنها به همپیمانی با آمریکا و اسرائیل، این قاتلان کودکان میناب و غزه سوق داده و می خواهند به قعر این منجلاب شیرجه ببرند، تصمیم اتخاذ این سیاست کثیف با خودشان است. اما ما مردم ایران، کارگران و کمونیست ها و هر انسانی که خود را شایسته آزادی و برابری می داند، اجازه تعیین تکلیف برای مردم کردستان را به آنان نخواهیم داد تا مانند خودشان مردم را رعایای شاه... آمریکا و اسرائیل تصور نمایند. ما ضمن مقابله با حکومت فاسد جمهوری اسلامی، در مقابل خرافات ملی گرایی و مذهبی و انواع خرافاتی که ارزش مشترک رژیم اسلامی، احزاب ناسیونالیسم کُرد، آمریکا و اسرائیل است، مبارزه می کنیم. صف آزادیخواهی مردم از این کلوپ اپورتونیست متمایز است. ما با درس گرفتن از تجربه تاریخی و دست آوردهای مبارزاتی جنبش بین المللی طبقه کارگر و کمونیسم، هم در مقابل طاعون ملی گرایی و هم سیاست میلیتاریستی امریکا نه تنها ایستادگی کرده؛ بلکه زمینه رشد نیروهای سناریوی سیاه را ریشه کن خواهیم کرد. علیرغم هم جبهه بودن همه طرفین ناسیونالیست های آریایی به رهبری "تمامیت ارضی" خواهان سلطنت طلبان، و مشروعیت دادن به مداخله نظامی آمریکا و اسرائیل؛ توسط هر دو، آنها در عمل زمینه جنگ های ملی ناسیونالیست ها در آینده را فراهم کرده اند. وقتی رضا پهلوی این متحد ریاکار فعلی طرفداران حمل نظامی امریکا به ایران، این حریفان را سران عشایر لُر، کُرد و ترک خطاب کرده، دورنمای آینده تاریک برای حل مساله مردم متکلم به زبان های متعدد در ایران ترسیم نموده. مداخله نظامی آمریکا- اسرائیل در ایران صحنه های سناریوی سیاه در کردستان را فراهم کرده است. در مقابل این ائتلاف، شایسته است که طبقه کارگر، کمونیست ها و هر انسانی که دل اش برای اتحاد مردم ایران می سوزد، طرح و توطئه تمام پرسوناژهای این سناریوی سیاه را خنثی کند.

فرهنگ ناسیونالیسم مانند مذهب انسان را خرفت می کند!

مبحث جاری من در نقد دفاع کلوپ احزاب ناسیونالیست کُرد از حمله نظامی آمریکا-اسرائیل به ایران شروع شد. اما قدمت مفاهیم "حق ملت کُرد" به این دوره از بحران خاورمیانه و به این حمله محدود نمی شود. از دیرباز تا امروز کلوپ ناسیونالیسم کُرد مفاهیمی به اسم "حق ملت کُرد" را به هر گفتمان طبقاتی و اجتماعی در این منطقه آویزان کرده که گویا برای احقاق آن، هر اقدامی توسط هر کسی و هر جریانی که باشد، مشروع است- حتی به قیمت تبدیل شدن به یکی از مهره های سناریوی سیاه آمریکا واسرائیل! اینجا اجازه بدهید تا نگاهی به این "حق" چیست داشته باشیم که آیا این می تواند مجوزی برای همراهی این کلوپ با این سناریوی سیاه باشد؟

حتماً شما هم بارها شنیده اید که انسان های آلوده به فرهنگ ناسیونالیسم در همه جوامع مغرورانه و حق به جانب این عبارت را تکرار می کنند: "من به ایرانی بودن خود، یا من به کُرد بودن خود و یا من به آمریکایی بودن خود افتخار می کنم". لطفاً دقت کنید که تا چه حد این "من به ایرانی یا به کُرد بودن خود افتخار می کنم" بی محتوا، آگاهی وارونه و تُهی از جوهر و ارزش های انسانی انسان معاصر است. "ایرانی بودن" و "کُرد بودن" چیست که در مقیاس سنجش و راستی آزمایی جوهر، ارزش و محتوای پراتیک انسان و حقوق انسان؛ باید به آن افتخار یا شرم کرد؟  شما که به ایرانی بودن، یا به کُرد بودن خود، افتخار می کنید، یعنی با چه چیزی افتخار یا شرم می کنید؟ مثلاً اگر من کُرد و ایرانی نباشم چه چیزی از انسان هم تراز و معاصر کم یا بیشتر دارم؟ اگر من کُرد و ایرانی نباشم مخالف تشکل های کارگری، نهادها، ساختارها، اتحادیه، سندیکا، و آزادی بی قید و شرط فعالیت سیاسی هستم؛ و اگر کُرد و ایرانی باشم موافق آنها؟ اگر من ایرانی یا کُرد نباشم، مخالف آزادی زن بوده و چون برابری زن و مرد را قبول دارم، پس ایرانی و کُردم؟ من کُرد هستم یعنی من چه هستم: انقلابی یا ضد انقلاب؟ اتئیست یا مذهبی، صاحب کار، سرمایه دار و یا کارگر... ؟ "من کُردم" چه ربطی به حقوق کودک، به احترام گذاشتن آزادی های مدنی و مبارزه برای رفا و امنیت کودکان دارد؟ من نوعی که خواهان جدایی دین از دولت، خرافات زدایی در جامعه و نهادهای آموزش و پرورش هستم، بخاطر کُرد بودنم است؟ اگر انسانی کُرد نباشد با مخالفان سیاسی خود توهین و برخورد غیر سیاسی می کند و اگر کُرد باشد رفتار متمدنانه و اصولی و سیاسی با آنها خواهم کرد؟ 

الحق "من کُردم، من ایرانیم، آمریکایی..." هیچ معیاری برای سنجش هیچ ارزشی انسانی نیست. اینجا مشخص می شود که روح بی روح ناسیونالیسم غیر از بر انگیختن تعصب کور و آگاهی وارونه، هیچ ارزش به درد بخوری برای استثمارشوندگان به ارمغان نمی آورد. دقیقاً سر آغاز گمراهی تمام جنبش های ناسیونالیستی و ناسیونالیست های امروز همین احساس تعلق به قوم یا ملت منحصر به فرد است. لذا از روزی که طبقه اجتماعی (کارگر) و ارزش های جهانشمول انسان فارغ از محل تولد، تیره و تبار و نژاد وی همراه با این طبقه به صحن جامعه وارد شد؛ دیگر معیار و مقیاس انسانی و اصولی بودن انسان در هر فعالیت اجتماعی، با آزادی این طبقه سجنید می شود. در این قلمرو، ناسیونالیسم اصلی ترین موضوع مبارزه اجتماعی انسان امروز را مصادره به مطلوب و افسانه "حق ملت" را جای آن می نشاند. بنابراین، اساس مخالفت من با حمله نظامی آمریکا-اسرائیل به ایران از درک و تسلط بر روندها و منافع طبقه کارگر ناشی می شود که بخاطر این که شاید فردا رئیس یک گروه از ائتلاف سازمانهای کُردی را به کد خدای یک استان از کردستان به گمارند، منافع بلند مدت طبقه کارگر را قربانی عواقب میلیتاریسم افسار گسیخته و نتایج شوم آن برای دنیا چه خواهد بود، نمی کنم. 

نه به جنگ آمریکا و اسرائیل علیه مردم ایران

این درجه از حماقت باور نکردنی است که وقتی بمب های آمریکا و اسرائیل ساختمان های تهران را با خاک یکسان می کند، منابع آب نوشیدنی و مدرسه ها را منهدم می کند، طرفداران حمله نظامی آمریکا به ایران و متحدین اسرائیل: پهلوی چی ها، مجاهدین و احزاب ناسیونالیست کُرد از شادی رقص می کنند! این درجه از حماقت محصول فرهنگی است که خود جمهوری اسلامی، نظام ارباب رعیتی پهلوی و ملی گرایی به آنان یاد داده است. و گر نه انسان فهیم که خود را مرید شیخ و رعیت شاه ندانسته؛ با عقل سلیم این حقیقت را می داند که وقتی در جریان جنگ زیر ساخت های اقتصادی نابود شد، پس از آن مردم ایران یک کشور ویران و درب و داغان شده تحویل می گیرند که کم ترین ظرفیت تولید داشته باشد. درصورت نبود رفاه و زندگی مدنی در جامعه، انسان های آسیب دیده و آسیب پذیرهمدیگر را لت و پار می کنند و نه تقسیم آزادی و شفقت و انسان دوستی. ما همیشه گفتم که حمله نظامی آمریکا-اسرائیل به ایران صورت مساله اعتراض و مبارزه مردم آزادی خواه با رژیم اسلامی از ریل خارج و آنان را وادار به عقب نشینی می کند و متاسفانه تا حدودی چنین شده است. این یک واقیعت است همزمان مبارزه با حکومت کثیف اسلامی و ایستادن در مقابل طرح شوم آمریکا- اسرائیل مانند تیغ دولبه است. ارزش ها و برداشتن پرچم جمهوری اسلامی که ارزش اپوزیسیون پرو مداخله امریکا نیز هست، تا قبل از این حمله می رفت مایه ننگ شود، اما اکنون در خیلی از کشورهای دنیا به نشانه نفرت از سیاست های قلدرمنشانه آمریکا- اسرائیل در خیابان ها بدست گرفته می شود! جمهوری اسلامی که هیچ مشروعیتی برای حاکمیت بر مردم ایران ندارد، به نام مبارزه با "استکبار جهانی" آمریکا تلاش میکند برای رژیم اش اعتبار و آبرویی کسب کند. این جنگ جلوی تعرض مردم به رژیم را گرفت و صورت مساله را ولو موقت عوض نمود.

اما با وجود تمام این موانع و سختی های این دوران (گذار) مبارزه مردم با نیروهای سناریوی سیاه؛ باید با شجاعت در هر دو جبهۀ با افتخار جنگید. انسان معترض به هر دو سوی نیروهای سناریوی سیاه، بی باک از شانتاژ کردن و متهم کردن این مبارزه با طرفداری از یکی از آنها، قادر به خنثی کردن این سفسطه است. ما به هیچ کدام از طرفین این سناریوی سیاه بدهکار نیستیم و تاریخ زندگی ما نشان داده که همیشه علیه خرافات ملی گرایی، مذهب، اسلام سیاسی و انواع خرافاتی بوده و هستیم که مورد احترام آمریکا، اسرائیل، رژیم ایران و اپوزیسیون راست او است. 

ما موظفیم در این شرایط سخت در مقابل هر دو سوی این سناریوی سیاه- با هر امکانی که در دست داریم، برای نه گفتن به جنگ آمریکا-اسرائیل علیه مردم ایران، جبهه های مبارزه جنبش طبقه کارگر و کمونیستی خود را تقویت کنیم. جنبش کمونیستی طبقه کارگر بالقوه ظرفیت برگرداندن این ورق را دارد. موضوع اصولی مبارزه با جمهوری اسلامی از کانال تلاش برای بالفعل کردن این ظرفیت بالقوه می گذرد.  


مارس ٢٠٢٦
اسفند ۱۴٠۴