(جنگ، مردم کردستان و ائتلاف ناسیونالیستها)


جنگ و بمباران همه جانبه در ایران و منطقه ادامه دارد. ١٣ روز است مردم ایران زیر غرش هواپىماهاى جنگى و بمب و موشكهاى مهیب، در ترس و وحشت زندگی میکنند. عواقب این جنگ مستقل از هزینه های بزرگ انسانی، تأثیرات مخرب روحی و روانی و ویرانی هایی آن، مستقل از لطمات سنگین آن بر جنبش اعتراضی و آزادیخوهانه مردم ایران علیه جمهوری اسلامی و مستقل از عواقب سنگین اقتصادی آن برای مردم ایران، منطقه و جهان را با مخاطرات جدی روبرو کرده است.  جنگ و میلیتاریسم عریان که سنتا سیاست دول غربی به رهبری آمریکا بوده است، امروز به شکل بسیار زمخت تر، عریان تر، بی پرده تر با عربده كشی های بی شرمانه ترامپها و نتانیاهو ها در میان كف زدن و كف چرانی های هواداران جنگ و حمله به ایران در اپوزیسیون بورژوایی آغاز شد و پیش میرود.

سیر کشمکشهای چند سال گذشته، نسل کشی مردم فلسطین توسط دولت فاشیستی اسرائیل و حمایت و همکاری بی شرمانه دول غربی از اسرائیل و اکنون هم در حمله نظامی به ایران و موضع دولتها و رسانه های غربی و نهادهای بین المللی، سازمان ملل و زیر مجموعه های آن، گواه دوره ای دیگر از توحش افسار گسیخته دولت امریكا در دوره زوال خود، توسط شخصیتهای افسار گسیخته آن، ترامپ و نتانیاهو، است که همه مرزهای اخلاقی را درهم شکسته است. دوره ای که نقابها افتاده اند، رهبران دول بزرگ "جهان متمدن" در لباس واقعی خود به عنوان قصابان و قاتلین مردم، به عنوان گانگسترهای نظامی در مقابل بشریت متمدن عرض اندام کرده اند و هواداران بی مایه آنها در مرگ قربانیان این توحش رقص و پایكوبی میكنند. 

حمله به ایران و تحمیل جنگی جنایتکارانه که کل خاورمیانه را وارد دوره ای سیاه و خونین کرده بر خلاف ادعاها و تبلیغات هیئت حاکمه آمریکا و دولت فاشیست اسرائیل و تبلیغات جنگی رسانه های غربی و هواداران جنگ، تا به حال به اهداف ادعایی آنها نرسیده است. این حقیقت برای دولت ترامپ كه با خیالبافی و لاف زنی بیمایه، فرمان صادر میكرد و وعده میداد ظرف چند روز "قال قضیه را میكند" و مدال پیروزی را بر سینه میزند، بی اندازه گران تمام شده است. اسرائیل با علم به این حقیقت در تلاش است با موشدوانی های تروریستی در عربستان و راکت زدن به ترکیه، آذربایجان و قبرس و... به نام "حملات" ایران، پای این كشورها را نیز به جنگ مستقیم با ایران بكشاند، سیاستی با رو شدن دست او، شكست خورد.

اكنون جنگ وارد مراحل حساسی شده است و برخلاف ادعای ترامپ كنترل و پایان آن صرفا در اختیار امریکا و اسرائیل نیست. ایران علیرغم لطمات سنگینی كه خورده است، علیرغم كشتن خامنه ای و تعداد قابل توجهی از رهبران و مقامات نظامی آن، و ویرانی شهرها و...، مدعی است که حاضر به تسلیم و حتی كوتاه آمدن نیست. برای جمهوری اسلامی نفس مقاومت و ایستادن در مقابل آمریكا به عنوان بزرگترین قدرت نظامی جهان و اسرائیل به عنوان منفورترین و جنگ طلب ترین دولت در خاورمیانه، و ناكام گذاشتن پروژه آنان، پیروزی است. جمهوری اسلامی روی نفرت جهانی و بر حق مردم صلح دوست و متمدن از جنایات و توحش دولتهای غربی به رهبری آمریكا، جنایتی كه در نسل كشی مردم فلسطین به اوج خود رسید سرمایه گذاری كرده است و میكوشد خود را نماد ایستادگی در مقابل این توحش معرفی کرده وتوحش خود علیه مردم آزادیخواه ایران را زیر فرش كند.

عدم موفقیت تاکنونی امریکا و اسرائیل در این جنگ، تاثیرات آن بر اقتصاد جهان و عدم حمایت متحدین طبیعی امریکا از این جنگ، آینده جنگ و چگونگی پایان آنرا برای امریكا پیچیده تر كرده است. این شریط حساس، خطر دست بردن دولت امریكا و بویژه اسرائیل به ماجراجویی های بزرگ تر برای عقب نشینی "قهرمانانه" را بالا برده است. امروز دولت اسرائیل و محافل و هوادران او در اوج وقاحت و بی شرمی حتی تهدید به استفاده از سلاح هسته ای میكنند.

جنگ و ائتلاف کردستانی

پس از گذشت یک هفته از حمله نظامی به ایران و برآورد نشدن اهداف آمریکا، مسئله ضرورت ورود نیروی زمینی وارد محاسبات روسای آمریکا و اسرائیل شد. پیش از این ماجرا و حتی در جنگ ١٢ روزه، اسرائیل از همه ظرفیتهایی که گروههای فاشیستی و عقب مانده، از باندهای فاشیست آریایی تا مجاهد، گروههای قومی و مذهبی از بلوچستان تا کردستان از جمله بخشی از جریاناتی که در ائتلاف کنونی حضور دارند، استفاده کرد. اما اینبار پروژه بمباران فرشی کردستان (که سران اسرائیل قول داده بودند) و ورود نیروهای مسلح احزاب و گروههای "کرد" به کردستان ایران زیر فرماندهی پنتاگون، سازمان سیا و موساد به عنوان نیروی زمینی جنگ در دستور بود. در این راستا تماس امریکا با روسای بارزانی و طالبانی و فشار برای وارد شدن به این پروژه، تهدید به قطع کمکها و حمایت امریکا در صورت عدم موافقت آنان، قدمی در راستای اجرای این پروژه بود.  

طرحی که مدتها قبل روی آن کار شده و جریانات ناسیونالیست کرد را برای چنین پروژه ای آماده کرده بودند. تبلیغات وسیع این جریانات، در كنار نئوپهلوی ها، مجاهد و انواع گروههای باند سیاهی و رسانه های هوادار اسرائیل، مبنی بر "ناتوانی" مردم ایران در مقابله با جمهوری اسلامی و لزوم حمله نظامی را كسی فراموش نكرده است.

 ائتلاف ٥ جریان و باند در کردستان شامل "حزب دمکرات کردستان ایران"، "پژاک"، "سازمان زحمتكشان شاخه رضا كعبی"، "حزب پاك" و "سازمان اسلامی خبات"، كه قبل از حمله شكل گرفت، اساساً در جهت یك كاسه كردن نیروهای مسلح این جریانات زیر سیاست اسرائیل و امریكا، و آماده کردن آنان برای شرکت در سناریوی جنگ بود. 

امروز دیگر اینکه اسرائیل و امریكا مدتها است میكوشند نیروهای اپوزیسیون را زیر یك چتر عمومی جمع كنند تا بتوانند از آنها به عنوان اهرم فشاری در خدمت سیاست خود علیه جمهوری اسلامی استفاده كنند، قابل لاپوشانی نیست. ائتلافهای متعدد، پیمانهای مختلف اساسا حول رضا پهلوی که یکی پس از دیگری به شکست کشیده شد و سناریوی سوریه ای کردن ایران با اتکا به نیروهای قومی و مذهبی را روی میز آورد. شکل دادن به ائتلاف احزاب کردی، راه انداختن باندهای تبهکار به نام مدافع مردم بلوچ و عرب و .... تلاشی در این راستا است.

نیروهای ناسیونالیست کرد و سران  آنها با این توهم که با بمباران فرشی کردستان، نیروهای آنان راهی كردستان ایران میشوند، با اعتماد به نفس باورنكردی مردم كردستان را خطاب قرار دادند كه نیروهایشان برمیگردند و از مردم خواستند به آنها بپیوندند. این جریانات از عوامل جمهوری اسلامی كه كرد  زبان اند درخواست كردند به آنها بپیوندند. آنها چنان مست این سناریو که زیر فرماندهی امریكا و اسرائیل و بر متن ویرانی كردستان به نان و نوایی میرسند، بودند كه حتی سرسوزنی به معضلات این طرح و به آینده اردوگاههای خود در كردستان عراق فكر نكردند. 

آنها با شادی لباس رزم به تن كردند تا به جای سربازان اسرائیل و امریكا جنگ كنند. رهبران این جریانات یكی پس از دیگری و زمانی كه مردم ایران، مردم در شهرهای كردستان زیر بمباران و آتش و خون برای نجات جان كودكان و عزیزان خود در تلاش بودند، شاد و سرمست، نوید "آزادی مردم" به عنوان ثمره حمله به ایران را میدادند. روسای حزب پاك، سازمان زحمتكشان كعبی و شخص عبدالله مهتدی و… از بركات جنگ و بمباران برای مردم کرد و رسیدن به "حقوق ملی" خود گفتند و در ستایش آن گوی سبقت را از اربابان خود، از ترامپ و نتانیاهو ربوده بودند. 

یکی از بازندگان این ماجرا عبدالله مهتدی است. او همزمان  یکی از پر سرو صدا ترین مبلغین، حامیان و فعالین حمله به ایران و هوادار سرسخت جنگ است. کسی که در میان نیروهای ناسیونالیست کرد وزن سیاسی جدی ندارد، در خیزش ۱۴٠۱ راه تحمیل خود را به این جریانات در پیوستن به جبهه ای بزرگتر، ناسیونالیسم عظمت طلب ایرانی و رضا پهلوی جستجو کرد. اما چرخش رضا پهلوی به فاشیسم آریایی و شمشیر "تمامیت ارضی" کشیدن این روزنه را هم کور کرد. عدم پیوستن او به ائتلاف ٥ جریان اساسا بدلیل رقابتهای درونی این جریانات بر سر رهبری این ائتلاف بود. اما راه یافتن نمایندگان ائتلاف ٥ جریان ناسیونالیست كرد و مجاهدین به كاخ سفید، تماس ترامپ با رهبری حزب دمكرات، راهی جز پیوستن به این ائتلاف را برای مهتدی باز نگذاشت. 

مهتدی در ستایش از جنگ و حمله نظامی به ایران، هیروشیما و ناكازاكی را به عنوان الگویی "ارزشمند" و "موفق" درجنگ جهانی دوم علیه ژاپن و برای تكرار آن در ایران وراجی میكرد، به عنوان پیشقراول صف جنگ طلبان در كمال بیشرمی به نام مردم ایران، میگفت "درصورت حمله نظامی اسرائیل و امریكا به ایران احتیاجی به نیروی پیاده نظام نیست و آنرا مردم ایران تأمین میكنند". آری این روزها نقابها از چهر افتاده اند و هر شخص و جریانی با ماهیت واقعی خود قابل دیدن است و مهتدی در بیشرمی در دفاع از کشتار مردم، در استفاده از بمب اتم و ایجاد هیروشیما و ناکازاکی دیگر،  حتی دست باندهای دست ساز امریکا و اسرائیل را هم از پشت بسته است. 

پروژه ورود نیروی زمینی از کردستان عراق به کردستان ایران عملاً شكست خورد. این شکست نه به دلیل عدم آمدگی ائتلاف نیروهای کرد، بلکه بدلیل تن ندادن بارزانی و جریان طالبانی به ورود به جنگ با ایران بود. آنها ریسك ورود به جنگ با ایران را قبول نكرند و متوجه مخاطره چنین سیاستی را برای آینده خود شدند. آنها تردید نداشتند در صورت شرکت در این پروژه، کردستان عراق از یکطرف میدان جنگ و موشک باران جمهوری اسلامی و حمله نیروی نیابتی آنان، حشد الشعبی، و از طرف دیگر ورود دولت ترکیه به این جنگ، وارد شدن دولت عراق بعنوان "مدافع خاک عراق و امنیت آن" و مجری توافقات قبلی با جمهوری اسلامی به کردستان عراق خواهد بود. وتردید نداشتند که این پایان اقلیم کردستان و حکومت شان خواهد بود. این مسیر را جمهوری اسلامی با بمباران و موشک باران  پایگاههای امریكا در عراق و كردستان عراق، به اردوگاههای جریانات کردی عملا آغاز کرده است. 

اما و مستقل از شكست یا عدم شكست پروژه آمریكا- اسرائیل برای فرستادن نیروی زمینی از كردستان و استفاده از جریانات فوق، این پدیده ظرفیت بغایت ضد انسانی، باند سیاهی و  مزدوری این جریانات، علیه مردم كردستان وعلیه مردم ایران، را در مقابل چشم همگان قرار داد. این نیروها همچنانكه ما بارها تاكید كرده بودیم در این دوره تاریخی بسیار پر مخاطره، در جنگ دولتهای جنایتكار اسرائیل و امریكا، به نام "مبارزه با جمهوری اسلامی" و "احقاق حقوق مردم کرد" كنار آمریكا و اسرائیل و به عنوان نیروی آنها آماده نبرد شدند. 

ما بارها تاکید کردیم که این جنگ دست جمهوری اسلامی را در تحمیل فقر، تحمیل استبداد و فضای پادگانی، تحمیل اعدام و زندان و زن ستیزی، تحمیل فرهنگ متعفن ناسیونالیستی و اسلامی، علیه مردم آزادیخواه باز خواهد كرد. كسانی كه به نام دفاع از ایران، دفاع از وطن و مردم ایران در مقابل حمله خارجی كنار جمهوری اسلامی می ایستند هیچ تفاوتی با جریاناتی كه به نام "مقابله با جمهوری اسلامی" در كنار اسرائیل و امریكا ایستاده اند نیست. این دو جبهه ارتجاع امپریالیستی و ارتجاع محلی است كه ضد هر نوع عدالت، هر نوع حقوق انسانی و هر نوع امنیت و صلح و آسایشند. ٦ جریان ناسیونالیست كرد به نام "مقابله با جمهوری اسلامی" به عنوان سرباز جنگی امریكا و اسرائیل، مستقیما علیه مردم محروم در كردستان و در ایران، علیه جنبش آزادیخواهانه آنها در مقابل جمهوری اسلامی وارد جنگ شده اند. همین برای قرار دادن آنها در لیست مزدوران و سرباز جنگی  اسرائیل و امریکا کافی است!

مردم كردستان، همه زحمتكشان و محرومان جامعه در این روزهای سخت برخلاف جنگ طلبان و نیروهای ارتجاعی در این دو قطب، همراه مردم در سراسر ایران، ضمن نفرت از جنگ و جنگ طلبان، در تلاش برای دفاع از خود و نجات خود از بمبهای "بشردوستانه" اربابان احزاب ناسیونالیست کرد اند. مردم آزادیخواه در كردستان و در سراسر ایران، زیر بمباران و تهدید و جنگ و جنایت، میكوشند متحدانه از همدیگر حمایت كنند، میكوشند این دوره سخت و پر مخاطره را به كمك همدیگرسپری كنند، میكوشند رشته های انسانی همیاری، كمك به همدیگر و حفاظت از زندگی و امنیت و با هم بودن را سازمان دهند.  میكوشمد همكاری و كمك به هم را سازمان دهند تا در كنار هم مشقات جنگ را به هر میزان كه ممكن است كاهش دهند.

این جنگ را مردم ایران شروع نکردند. بلكه توسط دو دولت جنایتكار اسرائیل و امریكا به آنان تحمیل شد. مردم كردستان همراه صدها میلیون انسان در ایران و منطقه و جهان علیه این جنگ، علیه اهداف آن و علیه جنگ طلبان هستند و بخشی از جنبشی اند كه قبلاً علیه نسل كشی اسرائیل در فلسطین جهان را در برگرفت و امروز علیه جنگ در ایران، علیه میلیتاریسم، علیه اسرائیل و امریكا و در دفاع از مردم آزادیخواه در ایران و علیه جمهوری اسلامی در جریان است.

این دوره  به طور عریانی نشان داد كه نیروهای سیاسی، جنبشها و جریانات مختلف كجا ایستاده اند. نشان داد در پس شعارهای پر طمطراق جریانات مختلف بورژوایی، در پس ادعاهای "حقوق بشری و دمكراسی" خواهی آنها، در پس حق و حقوق "اقلیتهای ملی و مذهبی" یا "تمامیت ارضی"، چه جانورانی كمین كرده اند. این دوره بدون هیچ پرده پوشی، بدون هیچ تعارفی در جدالی خونین صف بندیها عیان شد، نقابها از چهره ها افتاد و احزاب و جریانات و گروههای مختلف در دل دوره ای ترسناك با هویت و سیمای واقعی خود، ظاهر و معرفی شدند. بی تردید مردم آزادیخواه در ایران و كردستان در یك دوره پر مخاطره به خوبی دوستان و دشمنان خود را شناختند.

١٢ مارس ٢٠٢٦