سیزده روز است که جهان شاهد صحنه های دلخراش کشتار مردم بیگناه در ایران توسط بمب افکنها و موشکهای امریکا و اسرائیل است. سیزده روز پیش کابوسی که نفس را در سینه همگان حبس کرده بود متحقق شد و در یک چشم برهم زدن زندگی میلیونها انسان در ایران و آینده این جامعه را با خطر نابودی روبرو کرد.
برای ما، کسانی که برای تبدیل نشدن ایران به لیبی و سوریه و غزه تلاش کردیم و جنگیدیم، نیروهایی که نه فقط تاثیرات هولناک چنین حملاتی را بر زندگی بیش از نود میلیون انسان در ایران هشدار میدادیم، بلکه در مقابل کف چرانی لشکر جنگ طلبان، از قصابان غزه تا ارتش بی جیره مواجب شان در اپوزیسیون ایران، ایستادیم و مردم را برای مقابله با شرایط دهشتناک جنگ آماده میکردیم، این روزها دردناک ترین و سخت ترین روزها است.
دیدن روند سریع تبدیل شدن مردمی که با اعتماد به نفس و گامهای سنگین خود از کارخانه تا دانشگاه میرفتند تا آینده ای آزاد، برابر، سعادتمند و امن را بدست خود، با خلاصی از جمهوری اسلامی به قدرت خود، رقم بزنند، در چشم برهم زدنی به مردمی جنگ زده، زیر بمباران های داٸمی، هراسناک از آینده و محصور دولتهای ارتجاعی، از جمهوری اسلامی تا اسرائیل و امریکا، بدون داشتن کمترین دورنمای روشنی از چگونگی پایان این جنگ و آینده خود، دردناک است.
عاملین و مسببین این حمله بی تردید در صف اول آمریکا و اسرائیل اند که باید بعنوان جنایتکاران جنگی پشت میز محاکمه قرار گیرند. با این وجود نیروهای سیاه و پیاده نظام آنان، از مجاهد تا پهلوی و نیروها و باندهای ارتجاعی کرد، نیروهایی که فقط در دل ویرانی و جنگ شانسی در آینده سیاه ایران خواهند داشت، جاده صاف کن ها و آتش بیارهای معرکه ویرانی ایران که بنام اپوزیسیون و پروژه "آزاد سازی" ایران جوانان بیگناه را سیاهی لشکر این منجلاب کردند و با فریبکاری و شنیع ترین تبلیغات جنگ طلبانه، بنام مردم ایران صحنه را برای این جنگ آماده کردند، نه تنها غیرقابل بخشش است که باید بعنوان شرکای این فاجعه توسط مردم مورد حسابرسی قرار گیرد.
دستگاه تبلیغات جنگی این کمپ، از کانالهای عبری زبان ۱٢ و ۱۴ اسرائیل تا ایران اینترنشنال و من و تو، کانالهای فارسی زبان ۱۵ و ۱٦ اسرائیل، و لشکر سایبری آنان که زمینه ساز و جاده صاف کن این جنگ و کشتار و دستگاه شستشوی مغزی دادن بخشی از مردم ایران بودند، باید بعنوان مهندسین زرادخانه های جنگی علیه مردم ایران، مورد حسابرسی قرار گیرند. مردم که در دل این جنگ، تک تک این نیروها را در کنار نتانیاهو، قصاب غزه، و ترامپ، کانگستر جهانی، بعنوان حامیان جنایتکاران جنگی، بعنوان کمک کنندگان به عامل این کشتار و ویرانی، و نابودی امروز و آینده خود، نگاه میکنند و به صورتشان تف می اندازند.
در میان طالبان جنگ و کسانیکه نه فقط بر طبل ضرورت جنگ بعنوان "تنها راه نجات مردم" میکوبید که در رسما حمله نظامی و ترور را از ترامپ گدایی کردند شخصیت بیمایه، فرصت طلب و نان به نرخ روز خور شیرین عبادی است که بیش از همه "می درخشد"! "بانوی نوبل" و "شیرین زبان" که اصرار دارد همیشه کامیونی از القاب دهان پر کن، مانند "حقوقدان، قاضی دادگاه، فعال حقوق بشر، مدرس دانشگاه، نویسنده و .. برنده جایزه صلح نوبل"، را برای جلب مشتری بی بضاعت و بی بهره از سواد، یدک بکشد.
شیرین عبادی که به یمن کشمکش غرب و جمهوری اسلامی افتخار کسب جایزه نوبل و پیوستن رسمی به لشکر چهره های پرو غرب، را بدست آورد. در نامه مشترک خود با تعدادی از همپالگی هایش رسما خواهان حمله نظامی به ایران شد و زمانیکه به این استاد و قاضی و برنده جایزه صلح نوبل، به این"حقوقدان با تجربه" و البته ابله، تاثیرات مخرب و هولناک جنگ بر زندگی مردم را هشدار دادند، مقام معظمشان تلاش کردند کمی به ذهن کوتاه خود فشار بیآورند و جواب درخوری بدهند، اعلام کرد او خواهان ترور، "نقطه زنی"، سران جمهوری اسلامی بوده نه جنگ!
کسی که فراموش نمی کند داٸما مدال جایزه صلح نوبل و ضدیت با تروریسم را به گردن اندازد، از درگاه ترامپ خواهان "ترور بشر دوستانه" میشود و با وقاحتی غیر قابل باور آنرا "دفاع از مردم ایران و آزادی و امنیت شان" قلمداد میکند.
اگر از همین "قهرمان صلح" سوال کنید آیا ترور نتایناهو توسط ارتجاع اسلامی به جرم جنایت علیه مردم فلسطین و نسل کشی هم در زمره "تروریسم بشردوستانه" قرار میگیرد، قطعا به سمت رفتار "متمدنانه" شیف میکند و تروریسم را محکوم خواهد کرد. عبادی چهره بیمایه جهان وارونه امروز، جهان پیروز "بازار آزاد و دمکراسی"، است. جهانی که در آن همه چیز از حق حیات تا حق آزاد بودن و حق برابر بودن نسبی است. جهانی که در آن دو نوع تروریسم و جنگ و کشتار و نسل کشی داریم. جهان ریاکار و بی استاندارد و بی ضابطه و موازین متمدنانه ای که در آن جنگ نه مقررات جهانشمولی دارد و نه جبهه های معینی! بسته به اینکه چه کسی دوست و چه کسی دشمن است، مقررات جنگ و صلح و حقوق اسرا و محکومین و مجرمین جنگی وزندانیان و درست یا غلط بودن شکنجه و .. همه و همه نسبی است! "جنگهای بشردوستانه" و "تروریسم بشردوستانه"، "نسل کشی بشردوستانه"، بمب های "بشردوستانه" و غیربشردوستانه و .. مدت ها است ایدئولوژی رسمی دمکراسی غربی در حال فروپاشی است و عبادی شاگرد و محصول این مکتب است.
حقوقدان "باوجدان" و "شرافتمند" ما که برای حمله نظامی به ایران تبلیغ میکرد، پس از سیزد روز بمباران و کشتار و با دیدن ابعاد دهشتناک جنگ، برای پاک کردن پرونده سیاه خود به تکاپو افتاده و اعلام میکند "پس از ترور خامنه ای و سران نظام ادامه جنگ نامشروع است." خجالت هم خوب چیزی است! پنهان کردن خود از انظار قربانیان به اجرا درآمدن آرزوی ایشان، شرافتمندانه تر از چنین ابراز نظری پس از فاجعه است! عبادی جایزه نوبل خود را زیادی جدی گرفته و "بلاهت" مردم در ایران را زیادی "فرض" گرفته است. او که قادر نشد در میان رجال پهلوی چی، کسی شود و به خدمه مهمی در دربار "اعلیحضرتین" کاغذی تبدیل شود، کسی که در میان پیاده نظامهای نتانیاهو و ترامپ به مقام شامخی جز گماشته ارتقا نیافت، تلاش میکند جایی در "قلب مردم" پیدا کند. دلیل نامشروع شدن جنگ برای عبادی پس از سیزده روز از این رو است نه احتمالا بیدار شدن وجدان نداشته!
عبادی که "از بخت بد" فاقد "ژن" خاندان پهلوی است و در میان نیروهایی چون رضا پهلوی و مشاوران کار کشته تر سناریو سیاهی ایشان و امثال مریم رجوی ها و عبدلله مهتدی ها و .. مقام شامخی ندارد و همه تلاش هایش برای معذرت خواهی از خاندان پهلوی که "غلط" کرد و در انقلاب ۵٧ در خدمت آنها باقی نماند و .. به بیت رضا پهلوی راه نیافت، امروز فرصت طلبانه به دنبال راهی است برای فرار از لجنزاری که در شکل دادن به آن نقش داشته است.
مردم ایران، فهیم تر و با تجربه تر از آن هستند که بتوان با این آکروبات بازی ها، به حقایق تغییرات در صف دوستان و دشمنان شان پی نبرند. شیرین عبادی راه فراری ندارد. نام او در تاریخ جدال مردم ایران برای آزادی، برابری و رفاه در کنار رضا پهلوی و عواملش در صف نئوپهلویستها، نیروها و باندهای ناسیونالیست- فاشیست کرد، مجاهدین و سایر باندهای قومی و سایر جنگ طلبان، بعنوان شرکای جنایت جنگی، ثبت شده است.
۱٢ مارس ٢٠٢٦
٢۱ اسفند ۱۴٠۴
