پشت و روی یک سکه از حمله کور وحشی ناسیونالیستی
شکار پناهندگان در تهران و در لس آنجلس
صفحه "اجتماعی" خبرگزاری الف دراینترنت، با چاپ یک عکس از چند پناهنده افغانی در حین اخراج از ایران و یک فیلم از صحنه تکان دهنده خشونت پلیس به پناه جویان مکزیکی به موضوع داغ پناهندگی پرداخته است. این مقایسه وارد نیست، صحنه ها واقعی اند. اما همه حقیقت پشت رویدادها را نشان نمیدهند. بهانه ها، دروغها و شانتاژ ها، پایمال حقوق بدیهی انسانها پشت و روی یک سکه، درست به یک اندازه نفرت انگیزند. درپی تفاوت باید به جای خالی حقایق شرم آور ناسیونالیستی کور خیابانهای تهران، در تصاویری که انتشار نمی یابند، در کیس دستگیریهای آرام؛ همزمان در کیس تماشای خاموش رهگذران خیره شد.
رویدادهای داغ خیابانهای لس آنجلس و در خیابانهای تهران، یکی در تعقیب و شکار کارگران مهاجر مکزیکی و آن دیگری در دستگیری و اخراج کارگران مهاجر افغانستانی، بسیار دور از هم، اما اساسا شباهت بسیار و خیره کننده ای را حمل میکنند.
عملیات گسترده امنیتی شکار دو میلیون پناهنده را از امریکا و از ایران هدف قرار داده است. دونالد ترامپ پاکسازی امریکا و شهر لس آنجلس از ״تروریستهای مکزیکی״ را در دستورگذاشته است و وزارت کشورجمهوری اسلامی ״به منظور حفظ امنیت شهروندان״، بخش وسیعی از شهر تهران را به قرق ماموران مسلح درآورده است.
ادعا میشود ״اتباع بیگانه״ و ״غیر مجاز״ با سوء استفاده از سهل انگاری ماموران، همزمان با بهره گیری از خدمات سخاوتمندانه میزبان به گسترش جرایم دامن زده؛ مشاغل را در کنترل خود گرفته و موجب نارضایتی و ترس و نا امنی هستند.
منابع پلیس امریکا و ایران، هر یک بنوبه خود مدعی حضور سه تا پنج میلیون اتباع "بی هویت" و ناشناخته در کشور اند و آگاهانه به ترس بی پایه و اساس و شایعه پراکنی دامن میزنند درحالیکه بسادگی به محل تجمع، محلات حاشیه ای سکونت و اطلاعات مربوط به بیغوله های کار این پناهندگان از اشراف و کنترل کافی و کامل برخوردارند. بر عکس، آنچه جرم جنایی است حملات نوبتی دستجات "آتش به اختیار" نیروهایی است که هر از چند گاه قلاده آنها به جان ومال و حرمت این مردم صرفا به جرم قیافه وسر و روی آنها رها میگردد. مکزیکی و افغانی برگه هویت محرز آنها در دست کارفرما هنگام درندشت بیگاری و پرداخت دلبخواهی دستمزد آنها و بی پناهی مجوز کف دست پلیس در هر رفتار و هر عقده بر سر و صورت این مردمان غریبه را تشکیل میدهد. چرا باید مامور پلیس در تهران در شکنجه دو افغانی به اتهام دلبخواه و دیمی را به دادگاه کشید در حالیکه نامه مشتریان صفحه حوادث رسانه ها همچنان حکایت از ״پشتیبانی گرم هموطنان از پلیس هوشیار وطنی״ حتی پس از هویت محرزایرانی دو متهم واقعی دارد؟
همه میگویند، هرجا و در کوچکترین جای پا از وجدان آگاه، سیاست کاخ سفید و بخصوص از زبان شخص رئیس جمهور امریکا دال بر یک سیاست وحشی و دال بر میدانداری دروغ و نفرت و عشق به باطوم و چماق در ذهن بیمار پشت این فرامین محکوم شمرده میشود، سرزنش میگردد و صدای پیگیری عدالت و اعاده حیثیت و جبران هرگونه خسارات به قربانیان از هر گوشه جهان بلند است. خشونت و توحش علیه پناهندگان افغانی در ایران و امروز در پروژه شکار دو میلیون آنها، دست کمی از مورد امریکا و لس آنجلس ندارد، اما دلیل سر و صدای کمتر در حول حوش آن در جای دیگر باید جستجو شود. "کلاه" وجدان و حقیقت و هر نشانی از همبستگی انسانی هنوز در کیس ناسیونالیسم کور ایرانی چند فرسخ پس معرکه است.
آنچه در کیس جمهوری اسلامی در ایران پس از پرونده مالامال از سالها رسوایی و اجحاف علیه مهاجرین افغانی هنوز دست نخورده باقی است و باید در تصفیه حساب با عفونت چرکین ناسیونالیسم کور ایرانی برجسته شود؛ همان حقی است که یک پناهنده مکزیکی دردفاع فعال و در مقاومت در مقابل خشونت و سرکوب پلیس امریکا از خود نشان میدهد. این حق بجانبی پر شکوه و غرور آفرین مستقیما از شهروند امریکایی خشمگین از نژادپرستی و دروغپردازی احمقانه رئیس کاخ سفید ناشی میشود که در دفاع و پافشاری بر سر شعور و آگاهی انسانی خود در حلقه محاصره ضرب و شتم گارد ساحلی اسب سوار، در دفاع از مکزیکی هرگز ندیده و نشناخته، هر خطری را بجان میخرد.
دفاع فعال از زحمتکشان افغانی دفاع از کرامت و همبستگی صفوف خود طبقه کارگر در ایران است، نه فقط برای تاکید بر احترام و نفس حقوق شایسته انسانی یک هم سرنوشت متولد کابل، بلکه دقیقا بر علیه کارفرمای سودجو، بر علیه مصوبه اداره بیمه و وزارت کار است تا هرگز اجازه ندهیم هیچ کارگر در ایران را با هر تبار و هر قیافه، به سادگی از کارخانه، از اتاق اجاره ای، از روی تخت بیمارستان و از صف نان یا اتوبوس بیرون بیاندازند؛ تا هرگونه خیال تعرض و دست درازی به یک اعتصاب کارگری و تجمع حق طلبانه را از مخیله دادستان کله خر بیرون کند؛ تا کسی حمله به تجمع دانشجویان آزادیخواه را با عقل سلیم مقرون به صرفه نبیند.
۱۲ ژوئن ۲۰۲۵
