اگر امروز و فردا، مراجع بین المللی و حقوق بشری جهانی "جایزه سیمون دو بووار برای آزادی زنان" را به هبت‌الله آخوندزاده، رهبر امارت اسلامی افغانستان تحت حکومت طالبان، دادند و نشان "بنگاه شادمانی" را به "ستاد امر به معروف و نهی از منکر" ایران تقدیم کردند، تعجب نکنید! در جهانی که پس از نا امید شدن ترامپ  از گرفتن جایزه صلح نوبل، علیرغم همه "سبیل چرب کردن" ها و  .. رئیس فدراسیون بین المللی فوتبال (فیفا)، دوست و رفیق ترامپ به سفارش او یک شبه "جایزه صلح فیفا" را اختراع میکند و آن را به دونالد ترامپ اهدا میکند! "ستاد امر به معروف و نهی از منکر" هم لایق نشان "بنگاه شادمانی" خواهد بود. 

در جهانی که مسابقهٔ آواز یوروویژن، که همین چند سال قبل همچون همتا خود فیفا که بسرعت درش را بروی فوتبالیست ها و خوانندگان روسی به خاطر داعیه "جرم سیاسی" روسیه بستند، باز هم در دروازه اش را چهارطاق برروی شرکت خواننده از اسرائیل، علیرغم اعتراض جهانی علیه نسل کشی آن در غزه و در حق فلسطینیان، باز گذاشت! 

اگر میان کلوپ قدرت های جهانی، حکومت طالبان و "ستاد امر به معروف و نهی از منکر"، متعلق به کمپ جهان "غیرمتمدن" و "غیرآزاد" و قوراه تن مردم "بخت برگشته" زاده شده در شرق است، اما فیفا و یورووِیژه متعلق به "جهان آزاد" و "دمکراسی" و "حقوق بشر"ی غرب است! اگر بوی تعفن و عرق و ریش و پشم و تسبیح و اراجیف مذهبی کمپ ارتجاع اسلامی حال همه را بهم میزند، اما بوی عطر و ادکلن و ریخت و قیافه های فاشیست های یهودی در اسرائیل و دست راستی های جنگ طلب در آمریکا، "شیک" و "کراواتی"، جهانی را مدهوش "زیبایی" خود کرده است. 
مردم در ایران و افغانستان، دهه ها است که رو در روی چنین "قهرمانان ملی" که زندگی روزمره را به آنها زهر کرده اند، ایستاده اند و سرنوشت شان را به تحرکات این نهادهای بین المللی نسپرده اند. محصولات "صدور دمکراسی" شان را در عراق و افغانستان و لیبی و امروز در حمام خون غزه، دیده اند! 

آنچه که در مورد این دو رویداد وقیحانه، مهم است تنها و تنها جایگاه آن در خود غرب و در ساختار سیاسی و فرهنگی و جدال های داخلی آن است. 

نه "یوروویژن" مسابقه آواز خوانی "غیرسیاسی"، بی طرفانه، آزاد و "شیک" است و نه مسابقات جهانی فوتبال و فیفا!  اگر این واقعیت را دهه های قبل به سختی میتوانست از لابلای لنز های قوی مشاهده کرد، چندین سال است و بخصوص امسال رسما این ها "رختشویی بین المللی" شده اند، که پشت ورزش و هنر مشغول شستشوی سیاسی یکی از جنایتکارترین و  جنگ طلب ترین شخصت های تاریخ آمریکا و یکی از فاشیست ترین حکومت های معاصر در اسرائیل اند. 

برخی گزارشگران و منتقدان در حیرت از "عملیات" اختراع و اهدا جایز صلح فیفا به ترامپ، این نهاد را "رختشویی ورزش" نام گذاری کرده اند که تلاش میکند به نام ورزش سیاست معینی را شستشو و به خورد همگان دهد!  

اما اگر حیرتی مطرح باشد، حیرت از سرعت کار این رختشوخانه های فرهنگی و هنری و ورزشی  است. سرعت کار این نهادها، در چهارچوب رویدادهایی که در غرب در جریان است، کاملا "منطقی" است! قلعه سیاسی، ارزشی، فرهنگی و اجتماعی و ساختارهای رسمی و "پایدار" غرب، از دمکراسی پارلمانی تا آزادی ها و برابری هایی که جنبش های طبقاتی قرن ها به ساختارهای سیاسی در غرب تحمیل کرده بودند، مدت ها است که در حال فروپاشی است. 

بی اعتباری و بی حاصلی دمکراسی برای شهروندان در غرب مدت ها است که ثابت شده است و این واقعیت که در غرب اقتصاد و نظامی گری، پول و اسلحه های نسل کشی های از راه دور و .. میلیتاریسم و ، حرف اول و آخر را میزند، تجربه زنده مردم آن است! مابقی امروز دیگر تعارف است. اگر دیروز در مقابل قطب دیگری که داعیه سوسیالیسم و عدالت اجتماعی و برابری داشت، ناچار بودند این چوب زیر بغل ها را نگاهدارند، امروز نیازی نیست! همه آزادند، از همه قوانین و مقررات بین المللی علیه تبعض و زور و میلیتاریسم و .. تا هر کاری میتوانند برای حفظ برتری خود یا زدن جلو از رقبا بکنند! 

حرف مستقیم شان را باید از "پیت هگست" در کابینه ترامپ شنید. کسی که از امسال با فرمان اجرایی ترامپ (برنده جایزه صلح فیفا) اجازه گرفت که خودش را نه "وزیر دفاع" که "وزیر جنگ" و وزارتخانه اش را نه "وزارت دفاع" که" وزارت جنگ" بنامد! "ستاره" مشهور "فاکس نیوز" که افتخار ریاست دو سازمان عقب گرا و جنگ طلب "کهنه سربازان برای آزادی" و "کهنه سربازان دلواپس آمریکا" را در کارنامه خود دارد و مهمتر از همه در دوران خدمت سربازی اش، فرماندهی یک دسته از نیروهای نظامی در بازداشتگاه گوانتانامو را بر عهده داشته و از نحوه رفتار با زندانیان در این بازداشتگاه دفاع کرده است! واقعیات "جهان آزاد" و "دمکراسی" غربی را باید از هگست، کسی که در حمایت ترامپ، نه به کشتی جنگی و ناوگان و .. که به يک قايق ونزوئلایی  برروی دریای کارائیب، از نظر آمریکا مظنون به قاچاق مواد مخدر، دو حمله نظامی کشنده میکند و همه را به قتل می رساند. 

 هگست که ضمن نعره های جنگ طلبانه علیه ونزوئلا، تعارفات گاه و بیگاه ترامپ را کاملا کنار میگذارد، در سخنرانی عمومی اخیرش برای رهبران نظامی ایالات متحده، سربازان نوع خودش، میگوید: 
        برای صلح باید جنگید! ما ارتش مقاوت نیستیم! ارتش جنگ هستیم! مقاومت نمی کنیم! می زنیم و می جنگیم! نزاکت سیاسی و برابری و عدالت اجتماعی و .. "زباله های ایدئولوژیک سمی" هستند که حواس ما را پرت کرده و  به نظامی گری ما آسیب زده است.

اما این تنها جدال و تحرک سیاسی در آمریکا نیست! از قطبی شدن جامعه در مورد جایزه صلح فیقا به ترامپ، میلیتاریسم افسارگسیخته و حمله به همه آزادی های سیاسی کسب شده جنبش های سیاسی، تا حمایت و شراکت مستقیم هیئت حاکمه آمریکا در کیس نسل کشی از مردم فلسطین، آمریکا را عملا به دو بخش و دو قطب در مقابل هم تبدیل کرده است. سرنوشت این جدال، در خود آمریکا و در غرب، در موقعیت جنبش مقاومت در مقابل فاشیسم و راست افراطی روشن میشود! ترامپ و هگست، تاریخ را نمی سازند. قاره آمریکا، از ایالات متحده تا دهها و دهها کشور آمریکای لاتین تاریخی از شورش های آزادیخواهانه، انقلابات و جنگ ها و جدال های چپ و راست و  بحران های سیاسی داشته اند! آینده این جدالها است که آینده امریکا و غرب را رقم خواهد زد.

یک سر دیگر این جدال در اروپا و قطب بندی ها در اروپا است!  

"رختشوی خانه ورزشی" فیفا قادر نیست ترامپ و تیم جنگ طلب و افسارگسیخته دست راستی او را غسل تعمید و شستشو دهد! همانگونه که "یوروویژن" قادر نیست دستهای خونین فاشیسم یهودی و هیئت حاکمه جنایتکار اسرائیل را بشوید! 

یوروِیژن امسال نه تنها از همه سال ها سیاسی تر، جانبدارتر و با استاندارد دوگانه بود، که  بیش از هرزمانی تعرض و حمله به جنبشی است که در غرب در دفاع از مردم غزه و علیه نسل کشی در جریان  است. شرکت دادن اسراییل امسال، تعرض به جنبشی است که  فاشیسم اسرائیل را زیر فشار گذاشته  و جوامع غربی را حول آن قطبی کرده است.  

تا جایی که دولت های اروپایی برای نزدیک نگاه داشتن خود به "عزیز دردانه" فاشیست شان در اسرائیل، با مشکلات جدی روبرواند. تا اینجا دولت های متعددی تحت فشار اعتراضات در خود جوامع غربی در اعتراض به تصمیم به شرکت دادن اسرائیل، این مراسم را بایکوت کرده اند و جنبشی اعتراضی علیه تصمیم "یوروویژن" در جریان است.  مدافعان اسرائیل اعلام کرده اند که نگران این نمایشات و جدلها حول آن هستند. 

مسابقات جام جهانی فوتبال برگزار بشود یا نه، "یوروویژن" برگزار بشود یا نه، این دو نهاد امسال رسما به سرنوشت پارلمانها و نهاهای بین الملی بی محتوا و بی اعتبار شده، فی الحال پیوسته اند. 
این دو نهاد هم امروز، همچون همه سوخت و ساز های فرهنگی سیاسی اجتماعی و اقتصادی، جهانی را به هم متصل نگاه داشته است! اتصال در اعتراض و مقاومت و جدال! 

جوامع غربی، که در آنها شهروندان به داشتن حقوق ها و آزادی هایی تاریخا "عادت" کرده بودند! داشتن آنها را مفروض میدانستند، وارد جدال های جدی تری می شوند! خلا دمکراسی پارلمانی و نهادهای بی ارزش شده فرهنگی و هنری و .. و در یک کلام فروپاشی عمارت عظیم و تاریخی بورژوازی غرب، برای همیشه خالی نمی ماند. تحرکات و جنبش های سیاسی و طبقاتی دیگری، چپ و سوسیالیستی، کارگری و کمونیستی، سربرخواهند آورد. جنبشهایی که شانس و امکان قابل توجهی برای عروج دارند. تشعشاتی از آن را میتوان امروز در کمپ اعتراض به نسل کشی از مردم فلسطین و علیه دولت اسرائیل، نه فقط در اعتراضات و اعتصابات که در جنبش های فرهنگی و هنری و ورزشی و اجتماعی و محل های کار و زندگی مردم میتوان مشاهده کرد. کمپی که در مقابل ویرانه فرهنگی، سیاسی و اجتماعی بورژوازی در غرب، در تقابل با جنبش دست راستی ساختارشکنانه، در حال شکل دادن به نهادها و ارزشهای خود است. این صف باید خود را به حزب و سازمان مناسب خود، احزاب و سازمانهای سوسیالیستی، چپ و ماگریمالیست، مجهز کند. تنها یک تحرک انترناسیونالیستی با پرچم سوسیالیسم و کمونیسم کارگری میتواند هرچه کم درد ورق را برگرداند. غرب مهیا ترین شرایط را برای عروج آن دارد. 

١١ دسامبر ٢٠٢٥
۲۰ آذر ۱۴۰۴