مصاحبه با خالد حاج محمدی
حکمتیست: پس از ۱۸ هفته تجمعات اعتراضی در مرکز کار، کارگران پارس جنوبی، کارگران ارکان ثالث، تجمع اعتراضی خود را روز ۱۸ آذر در مقابل فرمانداری عسلویه برگزار کردند. به گزارش منابع خبری کارگران پارس جنوبی، علیرغم بستن راه ورود به این بخش از شهر و مسیرهای منتهی به فرمانداری توسط نیروهای رژیم، بیش از ۵ هزار نفر کارگر و خانواده های کارگری در این تجمع شرکت داشتند. همچنین در ۱۹ آذر ماه كارگران اركان ثالث و پیمانكاری تجمع بزرگی را در مقابل مجلس شكل دادند. گفته میشود این تجمعات یکی از بزرگترین تجمعات اعتراضی تاریخ صنعت نفت و گاز در ایران است.
حزب حکمتیست از فراخوان به تجمع حمایت و دعوت كرد و بهعلاوه طی اطلاعیه ای بر اهمیت و جایگاه مهم این تجمعات انگشت گذاشت. ارزیابی شما از اعتراضات ایندوره کارگران ارکان ثالث و بویژه دو تجمع اخیر و مطالبات ایندوره این بخش از طبقه کارگر چیست. شما جایگاه این اعتراضات را، برمتن تعرض گسترده ای که جمهوری اسلامی به طبقه کارگر سازمان داده است، چگونه ارزیابی میکنید؟
خالد حاج محمدی: تجمعات اخیر كارگران مراكز گاز و نفت در ۱۸ آذر در عسلویه و به دنبال آن تجمع روز ۱۹ آذر در مقابل مجلس، نقطه عطفی در اعتراضات چندین ساله كارگران اركان ثالث و پیمانكاری در مراكز نفت و گاز است. تجمع ۵ هزار كارگر در عسلویه علیرغم ممانعتها و بستن مسیرها و كارشكنی های حاكمیت، یكی از بزرگترین تجمعات كارگری در تاریخ چند دهه گذشته در مراكز نفتی است. این تجمع شكوهمند همراه با تجمع كارگران پیمانكاری و پروژه ای در مقابل مجلس كه از سراسر كشور به تهران رفته بودند، بیان سطح بالایی از سازماندهی و به هم پیوستگی و كار همه جانبه و شكل دادن به اتحادی ستودنی است. این دو تجمع نشان دوره ای جدید از مبارزات متحد كارگران در مراكز نفتی و گاز است. دوره ای كه كارگران بر پراكندگی در صفوف خود در این مراكز پایان داده و با قدرت بیشتر و مدتحدتری وارد جدال مستقیم با دولت و كارفرمایان شدند. دوره ای كه دیگر وعده های مجلس و دولت و وزارت كار، در میان كارگران نه تنها گوش شنوایی ندارد كه بعلاه كارگران در ابعاد توده ای و همه جانبه به این نتیجه رسیده اند كه باید با زور و قدرت متحد خود، مطالبات خود را تحمیل كرد.
اكنون چندین سال است ما شاهد اعتراضات وسیع در مراكز نفتی و در میان كارگران خصوصاً كارگران پیمانكاری و پروژه ای (اركان ثالث) برای قطع دست پیمانكاران، بستن قراردادهای رسمی و مستقیم، افزایش حقوق و مزایا، اجرای طرح طبقه بندی مشاغل و همسان سازی دستمزدها، امنیت شغلی و سایر مطالبات رفاهی و... هستیم. سال گذشته نیز در اواخر پاییز موجی از اعتراضات كارگری در این مراكز شكل گفت و دولت و مجلس وعده دادند که به مطالبات كارگران رسیدگی خواهند کرد. اما این وعده ها هیچ وقت متحقق نشد. اوایل بهار ۱۴۰۲ نیز ما شاهد وسیعترین تجمعات و اعتراضات كارگران در بیش از ۸۰ مركز در مراكز نفتی، گاز و پتروشیمی ها با خواست افزایش فوری دستمزدها و لغو پیمانكاری و… بودیم. در شهریور ۱۴۰۰ نیز بعد از یك دوره اعتصابات و اعتراضات كارگران در دهها مركز نفتی و گاز و پتروشیمی ها و...، نهایتا رهبران و فعالین كارگری موفق شدند جمعیت نسبتا بزرگی را در "هفشجان" گرد هم آورند و به عنوان مجمع عمومی كارگری بر سر مبارزات خود تصمیم بگیرند. آن تجمع در پی تلاش وسیع و همه جانبه فعالین و رهبران هوشیار كارگری انجام شد و یكی از مهمترین اتفاقات در سیر مبارزات کارگران صنعت نفت و گاز و پتروشیمی تا آنوقت بود.
باید توجه داشت كه طی چند دهه اخیر در عسلویه و پارس جنوبی و كل مراكز نفت و گاز، به عنوان مراكز حساس اقتصادی، مناطق ویژه اقتصادی، نه تنها تشكیل هر نوع تشكل حتی از نوع دولتی در آن ممنوع بوده كه بعلاوه فضای پادگانی بر آنها حاكم بود. صفوف كارگران در این مراكز از دوره رفسنجانی و با باز كردن پای پیمانكاران با انواع قراردادهای مختلف، عملا شقه شقه شد و انواع تقسیمات در میان آنها انجام گرفت كه جمع كردن آنها زیر یك سقف، علیرغم درد مشترك و مطالبات و شرایط كاری مشترك مشقت بار و بسیار سخت شد. این اوضاع شرایطی را فراهم آورد كه تعرض به این بخش از طبقه كارگر را از طرف دولت و كارفرمایان تسهیل كرد و اتحاد كارگری را با مشكلات متعددی روبرود كرد. مبارزات و اعتراضات كارگری در این مراكز اما علیرغم هر افت و خیزی ادامه داشته است. این شرایط كاری و پراكندگی به اضافه فضای پادگانی دست جریانات و نهادها و عناصر حكومتی و كسانی كه حتی در بیرون این مراكز میكوشیدند در میان كارگران "رای" جمع كنند و به عنوان ״وكیل״ آنها مبارزات كارگری در این مراكز را به كجراه ببرند را باز گذاشته بود. مبارزات این دوره كارگران و خصوصا این دو تجمع بزرگ، پایان انشقاق و پراكندگی و پایان كدخدایان خودگمارده به عنوان وكیل كارگران، پایان امید به مجلس و دولت و بیت رهبری توسط عوامل حكومتی به اسم نمایندگان و سخنگویان كارگران مراكز نفتی است. تفوق كارگران و نمایش قدرتمند آنها در این دو اعتراض به این اعتبار دوره ای جدید از رویاروی متحد تر، هوشیارانه تر و مستقیم تر كارگران مراكز نفتی با دولت و كارفرمایان است و یك پیشروی نوید بخش در جنبش كارگری ایران است. به باور من اگر به سیر مبارزات كارگری در این مراكز حداقل در یك دهه گشته نگاه كنید، مبارزات اخیر انتهای یك پروسه و بیانگر تغییر توازن قوایی میان كارگران و كارفرمایان و جلو آمدن كارگران و رهبران هوشیار در این مراكز است. این تحولی است كه در بعد وسیع میتوان دید و به همین دلیل میتوان آنرا نقطه عطفی در مبارزات در این مراكز نام گذاشت.
سخنرانی نمایندگان كارگران در مقابل مجلس، شعارهای آنها در هر دو تجمع، در کنار ظاهر شدن چند نماینده مجلس و تملق گویی و تمنا و خواهش از كارگران، تاكید آنان بر حق كارگران و اعلام اینكه مطالبات شما از جمله لغو پیمانكاری ها و قرار داد مستقیم و همسانسازی و...، مورد تائید مجلس است، مستقل از ریاکاری و حقه بازی و رندی آنان، بیان توازنی جدید میان كارگران و دولت است. نماینده مجلس و حامیان و خادمین كارفرمایان مجبور شده اند در مقابل تجمع كارگری سر تعظیم فرود آورند و این قدرت اعتراض كارگری است نه تغییر ماهیت دشمنان ما در مجلس. اگر جایگاه این اعتراضات را میخواهید بدانید به زبان دشمان قسم خورده طبقه كارگر در مجلس و دولت و ... نگاه كنید.
حکمتیست: به نظر شما وظیفه رهبران عملی، رادیکال و سوسیالیست در صنعت نفت و گاز و پتروشیمی ها چیست؟ از نظر شما ارتقا این مبارزات و رفع محدودیهای کنونی آن، چگونه ممکن است؟
خالد حاج محمدی: ابتدا باید تاكید كنم پیشروی های تا كنونی نتیجه تلاش همه جانبه این رفقا است و باید به آنها دست مریزاد گفت. اعتراضات اخیر و پیشروی های آن، در صنعت نفت و گاز ... جریانات حكومتی و عناصر و فعالین و تشكل های دولتی را هم عقب راند. آنها سالیان درازی تلاش كردند كارگران این مراكز به بیت رهبری، به مجلس و دولت و این و آن مهره و رئیس و روسای حكومتی امید ببندند، تلاش كردند كارگران را منتظر اجرای وعده های سرخرمن آنان كنند. صاحبان و حامیان این سیاست و عموما این جهت در نفت شكست خورد، به درجه زیادی عقب نشست. بطوریکه امروز شاهدیم كه میكوشند با پرچم كارگر پسند تری و با پرچم "رادیكالتری" ظاهر شوند. دلیل ״رادیکال״ شدن انجمنهای صنفی این مراکز و لحن تند نمایندگان آن رو به حکومت ناشی از این واقعیت و تغییر توازنی در میان فعالین و كارگران در مراكز نفتی است. در این مراكز جدالی طولانی میان گرایشان مختلف کارگری در جریان بوده و امروز شرایط برای پیشروی گرایشات رادیكال، برای پیشروی رهبران و فعالین رادیکال كارگری در این مراكز مهیا تر شده است. این پدیده وظایف مهمی را در مقابل رهبران عملی و سوسیالیست در مراكز نفتی قرار میدهد.
اولین مسئله تثبیت موقعیت كنونی و تلاش برای پیروزی این مبارزات و كسب امتیازات هرچه بیشتری از دولت و كارفرمایان و عقب زدن تعرض و بیحقوقی به کارگران است. تردیدی نیست، و همچنانكه خود كارگران تاكید میكنند، باید تلاش كرد این مبارزات به ثمر برسد و به هر میزانی كه قدرت و توان كارگران میرسد، حاكمیت و كارفرمایان را وادار به عقب نشینی کرد تا سر كیسه را باز و تغییری در زندگی كارگران ایجاد كنند. تضمین این مهم ادامه تلاش این رفقا هم برای متحد ماندن كارگران و هم گسترش شبكه های رهبران و فعالین این مراكز و هدایت موثر مبارزات موجود است.
ادامه تلاش مستمر برای افزایش اتحاد كارگران این مراكز، حاشیه ای كردن جریانات فرصت طلب و كوتاه كرده دست عوامل دولت و كارفرما و تلاش برای دخالت مستقیم كارگران در سرنوشت این مبارزات به هر شكل ممكن، بر دوش این رفقا است. در همین مدت در عسلویه شاهد انواع تحریكات ضدکارگری توسط دستجات چاقوكش حكومتی به نام ״حق مردم بومی״ و خط و نشان كشیدن برای اعتراضات كارگری و تلاش برای تحریكات عقب مانده و انشقاق و تردید در میان كارگران بودیم. همان كاری كه اسد بیگی و عوامل او و دولت در اعتصابات هفت تپه دنبال میكردند اكنون در پارس جنوبی توسط عده ای شارلاتان و اجیر شده تكرار میشود. تنها راه مقابله با این عوامل و عناصر ارتجاعی حفظ یكپارچگی كارگران، جواب به ابهامات و ناروشنی و حاشیه ای كردن عوامل كارفرما و حكومتی است.
پدیده دیگر، مستقل از مبارزات كارگران این مراكز، شرایط ویژه جامعه ایران و موقعیت طبقه كارگر و تعرضات وسیعی است كه علیه این طبقه سازمان یافته است. افزایش هر روزه قیمت مایحتاج عمومی، فقر عریان و افزایش قیمت دلار و سطح پایین دستمزدها، بخش اعظم طبقه كارگر را به فقر مطلق سوق داده است. جمهوری اسلامی به نام تحریمها و فضای جنگی در منطقه و به نام تهدیدات آمریكا و اسرائیل، میكوشد بار اصلی تحریمها را روی دوش طبقه كارگر سر شكن كند، میكوشد هزینه های نظامی و انواع نهاد ضد كارگری خود را از جیب خالی طبقه كارگر بپردازد. میكوشد زیر پرچم ״دفاع از وطن״ و فضای جنگی و تحریم، استیصال را به طبقه كارگر، به عنوان دشمن اصلی خود، تحمیل كند. این پدیده كل طبقه كارگر و اقشار محروم را با معضلات جدی اقتصادی روبرو كرده كه بیشترین لطمات آن به زندگی طبقه ما به مبارزه مشترك و اتحاد طبقه ما میزند و سد بستن در مقابل آن بر دوش کارگران رادیکال و سوسیالیست است.
در شرایطی كه جمهوری اسلامی بر روی بمب نشسته است، در شرایطی كه در سراسر ایران روزانه شاهد صدها تجمع و اعتراض كارگری هستیم، در شرایطی كه اكثریت عظیمی از مردم ایران، از بازنشسته و پرستار تا معلم و...، روزانه اعتراض میكنند، باید كوشید همه جانبه به مراكز و بخشهای دیگر كارگری پیوست و متحد شد. باید كانونهای اعتراضی در جنبش كارگری از كانال رهبران و فعالینش از جمله در مراكز نفتی به هم متصل و متحد و عملا در كنار هم قرار گیرند. تامین این امر، گسترش شبكه ها و جمع و كمیته های كارگران كمونیست به همه مراكز صنعتی و خدماتی و به فعالین رادیكال در میان اقشار محروم جامعه نیاز جدی جنبش كارگری، حتی برای موفقیت در یك مركز معین مانند پارس جنوبی، است. زمینه عینی برای این كار مهیا است، نگاهها به كارگران در مراكز نفتی و امید به این مراكز بدلیل جایگاه قدرتمند آنها در اقتصاد مملكت دوخته شده است و سمپاتی بالایی نسبت به مبارزات در این مراكز ایجاد شده است. اینها زمینه ها و شرایط و بستر بهتری برای ایفای نقش این رفقا ایجاد كرده است كه باید هوشیارانه به استقبال آن رفت.
۱۱ دسامبر ۲۰۲۵
