وقتی زمین لرزید و خانه‌ها فرو ریختند، زنان و دختران افغانستان نه ‌تنها قربانی آوار شدند، بلکه قربانی مستقیم سیاست‌های زن ‌ستیزانه و ضد انسانی طالبان نیز گشتند. جان باختن دست‌کم شش زن باردار در نتیجهٔ زلزلهٔ اخیر در ״کنر״، نشانه‌ای است آشکار از اینکه طالبان با فرامین غیرانسانی خود، حتی در دل یک فاجعهٔ طبیعی، زنان را محکوم به مرگ خاموش کرده‌اند.

این یک حادثهٔ طبیعی صرف نیست؛ این قتل‌ عامی سازمان‌یافته است که ریشه در آپارتاید جنسیتی حاکمیت طالبان دارد. وقتی پزشکان زن از تحصیل و کار محروم می‌شوند، وقتی دختران از رفتن به دانشگاه و تحصیل در انیستیتو‌های درمانی بازمی‌مانند، وقتی زنان صرفا بدلیل زن بودن از زندگی اجتماعی حذف می‌شوند، نتیجه ‌اش این است که در روز حادثه هیچ‌ کس برای نجات زنان باردار دفن شده زیر آوار حضور ندارد و آنان زیر آوار بی‌عدالتی جان می‌دهند. در افغانستان زنان حتی ״جنس دوم״ هم نیستند. در اینجا ارزش زن کمتر از حیوانات است. 

ننگ‌آورتر از این، سوءاستفادهٔ تبلیغاتی جناح‌های درونی طالبان است؛ کسانی که با اعزام چند پزشک زن و انتشار چند عکس در شبکه‌های اجتماعی می‌خواهند چهره‌ ای انسانی از خود بسازند. در حالی ‌که همین‌ها دیروز هزاران دختر را از دانشگاه‌های پزشکی اخراج کردند. این نمایش شرم‌آور، چیزی جز بهره‌ برداری سیاسی از رنج زنان زلزله‌ زده نیست.

مسئول مستقیم مرگ زنان در ״کنر״، رهبران طالبان‌ اند که با نگرش تنگ‌نظرانه و با الهام از قوانین قرون وسطایی و ضد زن اسلام، حق تحصیل، درمان و... زنان را ممنوع کرده اند. 

زلزله ״کنر״ نشان داد که طالبان نه‌ تنها دشمن آزادی و آموزش، بلکه دشمن زندگی ‌است. دلیل مرگ زنان باردار در ״کنر״ یک زلزله طبیعی نبود؛ بلکه زلزله ‌ای بود که طالبان با سیاست‌های زن‌ ستیزانهٔ خود سال‌ها پیش در رگ‌ های جامعه کاشته بود.

زلزله‌های ویرانگر در افغانستان تنها خانه‌ها و جان‌ها را ویران نکرده‌اند، بلکه چهره بیرحم تبعیض جنسیتی را نیز بار دیگر آشکار ساخته ‌اند. امدادگرانی که نخست مردان و کودکان را نجات داده و به درمانشان پرداختند؛ در حالی‌که زنان و دختران نوجوان آن‌هایی که در حال خون‌ریزی شدید بودند را نادیده گرفتند، چهره بیرحم حاکمیت، قوانین و سنتهای ضد زن آن را نشان میدهد.

در گزارش نیویورک تایمز، امداد رسانان و پزشکان اعتراف کرده‌اند که زنان و دختران در این مناطق با ״مصیبتی دوچندان״ روبرو هستند: از یک‌ سو بی ‌خانمانی، گرسنگی و زخم‌های جسمی، و از سوی دیگر بی ‌توجهی کامل به دلیل زن بودن.

این رفتار تنها یک سهل ‌انگاری نیست، بلکه نشانه‌ ای روشن از یک نظام مبتنی بر آپارتاید جنسی است که حتی در دل فاجعه انسانی، از زنان موجوداتی بی ارزش و ״نامرئی״ می‌سازد. زنانی که در لحظه‌ ای که بیشترین نیاز به کمک دارند، را عمداً از حق حیات و درمان محروم می‌شوند.

چنین وضعیتی نشان می‌دهد که زنان افغانستان نه‌ تنها در زمان صلح و زندگی روزمره، بلکه در زمان جنگ، بلایای طبیعی و شرایط اضطراری نیز در معرض مرگ خاموش قرار دارند. این تبعیض مضاعف، فاجعه انسانی را به یک جنایت علیه بشریت تبدیل می‌کند.

جهان نمی‌تواند به این مسئله صرفاً به چشم یک حادثه طبیعی بنگرد. وقتی زنان قربانی زلزله می‌شوند و سپس قربانی تبعیض، مسئولیت اخلاقی و حقوقی هر انسانی حکم می کند که در برابر این تبعیض سکوت نکند و به مقابله برخیزد. امروز بیش از هر زمان دیگر روشن است که دفاع از زنان افغانستان، دفاع از انسانیت و کرامت بشری است.

وضعیت زنان و دختران در افغانستان امروز فراتر از یک بحران عادی ״حقوق بشری״ نیست؛ آنچه در این کشور جریان دارد می‌تواند به ‌روشنی به‌عنوان آپارتاید جنسی شناخته شود.

طالبان با سیاستها، صدور فرمان‌ها و محدودیت‌های سیستماتیک، زنان را عملاً از حیات اجتماعی، اقتصادی، سیاسی و آموزشی حذف کرده‌اند. این اقدامات نه‌ تنها محدودیت یا تبعیض ساده نیست، بلکه ایجاد یک نظام تمام‌عیار تبعیض ساختاری بر پایه جنسیت است که در آن زنان به‌ طور آگاهانه و برنامه ‌ریزی‌شده به ״شهروند درجه دهم״، حقیر، بی ارزش و بی حقوق تقلیل داده شده‌اند.

در چنین سیستمی، زنان حق آموزش، اشتغال، آزادی رفت‌ وآمد، مشارکت سیاسی و حتی حق انتخاب بر زندگی خود را ندارند. محرومیت زنان از ابتدایی‌ترین حقوق انسانی‌شان یک نقشه هدفمند برای حذف جنس زن از عرصه عمومی و تثبیت سلطه مطلق قوانین مردسالارانه است.

آنچه امروز در افغانستان بر زنان می‌گذرد، شدیدترین و خشن‌ترین بحران حقوق زنان در جهان معاصر است. سکوت در برابر این وضعیت به معنای پذیرش یک نظام ״بردگی نوین״ برای زنان است؛ نظامی که دختران کوچک را از تحصیل محروم می‌سازد، زنان تحصیل‌ کرده را خانه‌ نشین می‌کند، و تمام جامعه را از نیمی از ظرفیت انسانی خود تهی می‌سازد.

مبارزه علیه این آپارتاید جنسیتی تنها وظیفه زنان افغانستان نیست، بلکه یک وظیفه جهانی است. امروز جهان باید در برابر آپارتاید جنسیتی طالبان بایستد.

۹ سپتامبر ۲۰۲۵