در خبرها آمد که محمدرضا باهنر عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام در یک گفتگو درباره قانون حجاب اجباری گفته است: 

"پارادایم‌ها در جمهوری اسلامی یک مقدار نرم دارد اصلاح می‌شود. از نظر حقوقی و قانونی، لایحه حجاب دیگر قابل پیگیری نیست. دیگر الزام برای مساله حجاب و جریمه نقدی و کیفری یا حقوقی وجود ندارد." و بر اساس رایزنی شورای امنیت ملی مصوبه مجلس موسوم به قانون "عفاف و حجاب" متوقف شده است.

اظهارات جناب باهنر، چیزی بیشتر از تمیز کردن ویترین سیاه نظام اسلامی نیست؛ نظامی که حجاب و پرونده اش را زنان رادیکال و آزادیخواه ایران زیر بغلش گذاشتند و بدرقه موزه تاریخ کردند؛ پیروزی بر قانون حجاب اجباری، این سمبل خشونت و آپارتاید جنسی در قوانین حکومت اسلامی، مفت به دست نیامده است؛ اینجا جامعه ای است که خمینی و حکومت اسلامی را از بدو سر کار آمدنش از "شکرخوری" درباره تحمیل حجاب اجباری به زنان، پشیمان کرد و به اعلام اینکه "در حجاب اجباری نیست"، وادار کرد. اگر جنگ ایران و عراق در کار نبود، این حاکمیت محال بود با حربه تعرض به زنان و به کل جامعه دوام آورد؛ اجباری کردن حجاب و تحمیل اسلام به جامعه تنها با حربه جنگ و گروکشی از "خون شهدا" توانست عملی شود. این داستان واقعی تحمیل حجاب اجباری به زنان و اسلامیزه کردن جامعه ایران است. 

اکنون "پارادایم حجاب" در جمهوری اسلامی به شیوه "نرم" کنار نرفته است؛ ماجرا برعکس است؛ گویا جناب باهنر در یک مستی عمیق از خواب بیدار شده اند، اتفاق هایی برایشان افتاده که خودشان هم خبر ندارند؛ بلای خانمانسوزی بر سر اسلام و حجاب اجباری بعنوان یک ستون ایدئولوژیک نظام، با خیزش جنبش رادیکال زنان در ایران آمده است که این پدیده شوم را به صورت دوفاکتو از زندگی عادی مردم جارو کرد و از قضا، مبارزات امروز زنان در ایران را به تاریخ معتبر و حقیقی خود، یعنی ۸ مارس سال ۵۷ و مقابله با خمینی و جریان ارتجاع اسلامی متصل کرد.

به طور قطع، هیچ جنبشی در تاریخ معاصر ایران به این گستردگی و در این ابعاد اجتماعی، به مصاف جمهوری اسلامی و قوانینش نرفته است. خودشان هم میدانند که در طول حاکمیت نظام اسلامی، علیرغم تهدید اوباش قمه بدست و اسیدپاش و فتواهای مشتی آخوند فسیل و مرتجع، هیچ زن آزاده ای حاضر به قبول قوانین اسلامی در زندگی خود نشد. 

برعکس اظهارات جناب باهنر، آن طرف دیوار خبری از موقعیت "نرم" و آرام "اصلاح پارادایمها" نیست؛ به اعتراف سعید شریعتی – از چهره های اصلاح طلب نظام – پرسش مردم از "چه خواهد شد؟" به "چه وقت تمام میشود؟" تغییر کرده است. این روانشناسی جامعه ای است که خود را برای جارو کردن کل بساط حکومت اسلامی و قوانین ضدانسانی آن آماده میکند. آنوقت، چگونه میتوان این طرف دیوار نشست و پیامدهای سنگین این دگرگونی در ذهن مردم را حس نکرد و انتظار پایان را نکشید؟! خیر، امروز میادین شهرها و خیابان ها و حتی زندانها به تسخیر زنان درآمده است؛ این را همه میبینند؛ و همه میبینند که چگونه "کارگزاران" حکومت اسلامی با قوانین منحوس و ضد زن شان پشت حصارها مشغول چرتکه انداختن بر سر شکست های پی در پی "پارادایم ها" در جمهوری اسلامی هستند. 

آنچه مشهود است، در این سالها دنیای حاکمان در ایران به خوبی و خوشی نگذشته و نخواهد گذشت؛ حفره هایی که در پیکر نظام اسلامی بر اثر تکانهای اجتماعی و رادیکال در ایران، ایجاد شده است، بیش از پیش فرو میروند. حفره هایی که نتیجه مقاومت و خیزش زنان و عرض اندام طبقه کارگری است که مدعی "اداره شورایی" جامعه است. عمق ترسناک ماجرا نزد نظام اینست که جای ماندن برایش نیست؛ در پس این عقبنشینی ها تحت نام "اصلاحات نرم"، آتشی مهیب و اجتماعی پنهان است که شعله هایش به همه جا سرایت کرده است. هراس شان واقعی است؛ احقاق حقوق زنان، یک رکن جنبش سوسیالیستی - کارگری در ایران است؛ جنبشی که میخ خود را کوبیده است.


۸ اکتبر ۲۰۲۵