پس از اعلام آتش بس و قبل از مذاکرات ایران و آمریکا در اسلام آباد، دولت اسرائیل با بمباران فرشی شهرها و اماکن عمومی در لبنان، دست به جنایتی بیسابقه زد. بمبارانی که نسبت به بمبارانها، کشتارهای و حملات اسرائیل به این کشور، بیسابقه اعلام شده است. اینبار اسرائیل وحشیگری و کشتار جمعی خود را دیگر محدود به جنوب لبنان و مراکزی که اسرائیل آنها را سنتا تحت نام "مراکز حزب الله"، بعنوان اهداف مشروع بمبارن خود اعلام می کرد، نبود. اینبار بیروت و حومه آن خانه و کاشانه مردمی، زیر بمبهای چند صد تنی اسرائیل با خاک یکسان شدند.
در حالیکه درجه خشونت دولت اسرائیل وجدان بشریت متمدن در سراسر دنیا را برانگیخت، فاشیسم حاکم در اسرائیل این حمله را ادامه "دفاع از خود اسرائیل" و تصمیم گیری در مورد ادامه این جنگ را "حق" خود معرفی کرد. و نتانیاهو با نهایت وقاحت در توجیه این جنایت اعلام داشت که "لبنان شامل مذاکرات اسلام آباد نیست"! ادعایی که علیرغم اسناد موجود و اظهارات نخست وزیر پاکستان بلافاصله توسط دولت امریکا و جی دی ونس تکرار شد و یکبار دیگر بر جنایت و کشتار دولت فاشیست اسرائیل کلاه شرعی گذاشته شد.
پوچی ادعاهای دولت اسرائیل در مورد حزب الله و "هدف قراردادن مراکز آن"، همچون نسل کشی درغزه تحت نام "جنگ با حماس"، امروز پس از بیش از پنج دهه لشگر کشی، جنگ های متعدد چه داخلی و چه در مرزهای لبنان، دیگر خریداری حتی در میان میدیای رسمی در غرب ندارد. بسیاری از خبرگزاری های عمده رسمی حملات اخیر اسرائیل را "انتقام جویانه"، "غیر قابل دفاع" و ... اعلام کردند. حتی سران کشورهای غربی، از استرالیا تا فرانسه و بریتانیا ضمن خواست "خویشتن داری" و "کاهش تنش ها"، با دفاع از "گنجانده شدن لبنان در مذاکرات اسلام آباد" عملا حملات اسرائیل را تلاشی برای جلوگیری از هر گونه راه حل دیپلماتیک و پایان جنگ فعلی در منطقه نشان دادند. تلاشی که حتی از منظر حامیان و پشتیبان سنتی اسرائیل، امروز دیگر نه تنها قادر به نجات اسرائیل از انزوای بین المللی نیست که منطبق با شرایط و موقعیت واقعی اسرائیل حتی از نظر نظامی هم نیست.
دولت اسرائیل پس از آخرین مذاکرات و توافقات با حزب الله در نوامبر ۲۰۲۴، همواره تعهدات خود را زیرپا گذاشته است. طی این مدت بیش از پنج هزار مورد، نقض توافقات و تعهدات توسط اسرائیل، را تنها دولت لبنان ثبت کرده است، دولتی که بیش از دول قبلی به اسرائیل نزدیک است و به خلع سلاح حزب الله متعهد شده است. علیرغم تمام توافقات و تعهدات، حملات مکرر و اشغال گری های بخشهایی از جنوب لبنان و کشتار هزاران نفر و کوچ های اجباری مردم توسط ارتش اسرائیل همچنان ادامه داشته است. در این مدت تبلیغات پرو اسرائیلی در لبنان حول "نجات مردم" لبنان از دست حزب الله روز به روز رنگ باخته تر شده است بطوریکه دیگر اسرائیل هدف از جنگ خود را از "خلع سلاح حزب الله" به "پاک سازی" لبنان از حزب الله اعلام داشت. به این ترتیب دولت اسرائیل بطور رسمی اعلام کرد که همچون غزه کشتار جمعی در لبنان را دنبال میکند.
مقابله با این سیاست، دیگر نه محدود به حزب الله و نیروهای هم جهت با آن، بلکه بخش قابل ملاحظه ای از جامعه لبنان را به دفاع از خود و مقابله همه جانبه با اسرائیل، و عدم اتکا به دولت ورشکسته لبنان را به همراه آورد. در شرایطی که نیروهای مستقل از حزب الله و دولت از قدرت اجتماعی کافی برخوردار نیستند، عملا شکلگیری صف بزرگ اجتماعی برای مقابله با اسرائیل، امکانات بیشتری را برای حزب الله در لبنان بوجود آورده است تا بعنوان تنها نیروی مقابله با دولت فاشیست اسرائیل و جنایات آن در لبنان و غزه مردم را سازمان دهد. سیاست های دولت لبنان برای محدودیت سازی حزب الله، و حتی اخراج مستشاران سپاه قدس و مسئولین جمهوری اسلامی در لبنان، مستقل از جنبه تبلیغاتی، تاثیر بسیار کمی در واقعیت موجود داشته است. بی جهت نیست که دولت اسرائیل نیز در این دوره دولت لبنان را به مثابه نیروی اصلی و تعیین کننده برای حتی مذاکرات و توافق ها به حساب نیاورده است.
واقعیت این است که علت اصلی امکان بازسازی و گسترش نفوذ حزب الله فراتر از محدوده جنوب لبنان به به سراسر لبنان، بیش از آنکه ناشی از کمک ها و سلاح های رسیده از جمهوری اسلامی باشد، ناشی از گسترش اعتراض عمومی در این کشور علیه سیاست های نسل کشی و وحشی گیری های ارتش اسرائیل و سازشکاری دولت ئرو امریکایی-اسرائیلی حاکم در لبنان بوده است. امری که نشانگر و بازتاب موقعیت منزوی و ضعیف تر اسرائیل نسب به گذشته، از نظر سیاسی چه در منطقه و چه در بعد جهانی، در لبنان است. امروز دولت اسرائیل بدلیل شکست امریکا-اسرائیل در جنگ اخیر با ایران، اعلام آتش بس و مذاکره بدون دخالت و حضور اسرائیل، فاصله گرفتن متحدین سنتی و همیشگی اسرائیل از آن موقعیت به شدت ضعیف تری زا پیدا کرده است. بمباران فرشی اخیر لبنان استیصال سران فاشیست اسرائیل از بن بست و شکستی است که با آن روبرو شده اند.
امروز، شکلگیری یک نیروی وسیع در لبنان در مقابل فاشیسم بی پرده اسرائیل، آنهم در شرایطی که مردم هر روز با وضعیت وخیم تر اقتصادی روبرو بوده اند، اوضاع متفاوتی را نسبت به گذشته در این کشور بوجود آورده است. در این شرایط موقعیت دولت لبنان به مراتب شکننده تر از سابق است و هرگونه به رسمیت شناختن خود، حتی به شکل صوری، را به شدت سخت تر کرده است. به همین دلیل پاسخ مثبت امروز نتانیاهو به درخواست رئیس جمهور لبنان، و شناختن دولت لبنان به مثابه طرف مذاکره با دولت اسرائيل، تنها نشانگر همین موقعیت شکننده دولت لبنان است. اسرائيل با دولت لبنان مذاکره می کند، و حتما بدون هیچ مشکلی به توافق هم خواهند رسید، اما این توافقات نه تغییری در غیر ممکن بودن خلع سلاح حزب الله و پاکسازی آن توسط دولت لبنان خواهد داد و نه تغییری در موقعیت اسرائیل در منطقه! حملات گسترده اسرائیل و تلاش در ساختن غزه ای دیگر در لبنان، بیانگر شکست دولت اسرائیل در کسب موقعیت هژمون در منطقه، است.
در حال حاضر اسرائیل، دولتی که با پرونده ای قطور از جنایت نشان داده است که هیچ ابایی از دست زدن به هر جنایتی برای حفظ حکومت فاشیستی خود ندارد، در موقعیت بمراتب ضعیف تری نسبت به گذشته قرار دارد. موقعیتی که در عین حال آنرا به نیرویی غیر قابل کنترل و خطرناک بدل کرده است. صف بندی علیه این حکومت، مقابله با فاشیسم عریان حاکم در اسرائيل، از این منظر نیز، امری عاجل برای نه تنها لبنان، بلکه کل منطقه است.
آوریل ٢٠٢٦
