با احترام به یاد جانباختگانمان، درود به شرافت و انسانیت جنبش آزادیخواهی و برابری و فعالین و شبکه های رهبران این جنبش حق طلبانه و عدالتخواهانه میخواهم در باره ی آخرین فرمان "ملوکانه" ی رضا پهلوی با شما صحبتی داشته باشم.
حتما شما افاضات و لاطائلات رضا پهلوی در مورد مردم کردستان را شنیدید. ایشان ما مردم کردستان را به تجزیه طلبی متهم و تهدید به سرکوب توسط ارتش آینده ی تحت حکومت شاهی رویای کثیف خود کرده است. شکی نیست شما عصبانی شدید و پیش خود گفتید این دیگر کیه؟ از کجا اومده؟ به چه حقی بخودش اجازه میده برای ده ها میلیون انسان ستم دیده و تحقیر شده خط و نشان بکشه و تهدید کنه؟ این چه وقاحتی است که کردستان این کانون انقلابی و چشم و چراغ ایران به شهادت تاریخ و تایید افکار عمومی سراسر ایران را به تجزیه طلبی متهم میکند؟ این فرزند شاه سرنگون شده به چه دلیلی خود را صاحب ایران و صاحب سرنوشت مردم میداند؟ چه هوایی برش داشته که مزخرفات تهدید و سرکوب را به جامعه پرتاب میکنه. این آدم چرا افسار پاره کرده است...
آره اولین سوال اینه، این موجود کیه؟
خوب، جواب رضا پهلوی روشن است. او میگوید:" مگر نمی بینید من وارث تاج و تخت پهلوی هستم. من پشتم به نتنیاهو و ترامپه. من میلیون ها و بلکه میلیاردی پول بادآورده و دزدیده از سفره ی مردم ایران دارم. چندین بنگاه جعل اخبار تلویزیونی و تویتر و غیره دارم. مگر نمی بینید مردم ایران فقط من را صدا میزنن"؟
ما به رضا پهلوی میگوییم شما همه ی ان ها را دارید منهای رای مردم. شما فراموش کردید که ایران بالغ بر 60 میلیون انسان بالغ و تحصیلکرده ی کارگر و و زحمتکش و زن و جوان دارد. اگر در میان جمعیتی کم یا زیاد دسته هایی که از قبل سازمان دادید و یا خریدید می فرستید تا گلو پاره کنند و شعار "جاوید شاه " سر زبان بخشی از معترضین بگذارند. معنی اش این نیست که مردم ایران فقط شما را صدا میزنند.
اتفاقا یک نقطه قدرت جنبش کارگری و اجتماعی و دانشگاه ها و زنان و جوانان و جنبش سرنگونی اینه که دنبال ناجی نمی گردند. رهبران و فعالین و شبکه های اجتماعی، سازماندهی مبارزه خود را دارند. شاه و نتنیاهو و ترامپ را صدا نمیزنند.
شما رضا پهلوی ! نمی توانید با جعل اسناد واخبار جنبش ما، و صداگذاری و هیاهوی "کمک ترامپ و نتنیاهو در راه است"، برای رهبری خودخوانده خود مشروعیت بخرید. می توانید بخش بسیار کوچکی را بفریبید همانطوری که اگر امروز از رهبران و فعالین جنبش دی ماه بپرسید میگویند: ما را فریب دادند. دروغ گفتند و شانتاژ کردند.
حالا فهمیدید تو که هستی؟ مطمئنم می فهمید ولی نمی پذیرید. این خصوصیت رهبر سازی جعلی و فرصت طلبی و موج سواری همه ی مستبدین تاریخ است.
دوم- شما فکر می کنید میتوانید با ورق پاره ای به نام "دفترچه دوران اضطرار" سر جامعه ی ما کلاه بگذارید و گنجشک رنگ کرده را به جای قناری به مردم بفروشید. این دفترچه خصلت نمای رویای خبیث جایگزینی استبداد سلطنتی جدید بجای جمهوری اسلامی است. اینجور بندبازی و حقه بازی را فکر می کنید میتوانید به مردم بفروشید. یا میخواهید از راه جنگ و تهدید نظامی و دخالت نتنیاهو و ترامپ به رهبری برسید و با سپاه و ارتش جمهوری اسلامی و گارد جاویدان به کردستان حمله کنید؟
سوم- شما که یک روز در ایران نبوده. یک روز کار نکرده و از نان سفره دزدیده از مردم چند دهه است خوش میگذرانید حق دارید نفهمید در ایران چه میگذره. شرط می بندم یک صفحه کتاب هم در مورد خصلت و اهداف و چند و چون جنبش های اجتماعی ایران و جنبش سرنگونی نخوانده اید. تو به معنای واقعی کلمه بیسوادی.
شرط می بندم اگر از تو بپرسند در مورد جنبش حق طلبانه ی مردم کردستان با ده سال مبارزه مسلحانه و بیش از چهاردهه اعتراض و اعتصاب سراسری و مبارزه ی همه جانبه چه میدانید؟ قسم میخورم مثل خلخالی خواهید گفت: "کوردها بچه های عزیز پاسدار و بسیجی های شیعی ما را سر بریدند!"
این درک و فهم و شعور رضا پهلوی است که رویای رهبری به ضرب قدرت نظامی نتنیاهو و ترامپ و پرتاب شدن به کاخ سعد آباد را در سر می پروراند.
چهارم- رضا پهلوی و اطرافیان قمه کش او ستم و تبعیض ملیتی و جنسیتی و فرهنگی نیم قرن سلطنت اجداد ش و نیم قرن حاکمیت جمهوری اسلامی را نمی فهمد. یک صفحه کتاب در این باره نخوانده است. ستم و نابرابری و تبعیضی چنان آشکار و بیرحمانه و فاشیستی که هر بچه مدرسه ای در کردستان و بلوچستان و خوزستان ...، از پدر و مادر و معلم خود شنیده است. ولی شما نه کتابی خواندید و نه حرفی از زبان ما مردم کردستان شنیدید. شما معنای خشونت غیر انسانی بر مردم این دیار را نمی فهمید.
تو میدانی چرا کودکان بخش بزرگی از بلوچستان از زمان سلطنت تا امروز جمهوری اسلامی مدرسه ندارند؟ میزان فقر و بیکاری و فلاکت بینوایان خوزستان را میدانید که روی چاه های نفت نشسته و از زمان حکومت پدر و پدر بزرگت تا این دوره سفره شان خالی و سرپناهی هم ندارند؟ نه نمیدانید و نمی خواهید بدانید!
بگذار در مورد کردستان از جزئی ترین حقوق و کرامت انسانی که زیر چکمه های پدر تو و نظامیانش در کردستان له شدند را بگویم. از خلخالی و بمباران هوایی کردستان نمیگم. از ابتدایی ترین حقوق و کرامت انسانی میگم. خیلی ساده. پدران و مادران ما اگر با لباس محلی به ادارات رژیم شاه میرفتند موذد تمسخر قرار میگرفتند. از پدران و مادرانی که سواد فارسی نداشتند میخواستند فارسی حرف بزنند. روسا و مدیران و حتی کارمندان جزء میبایست فارس زبان باشند و البته شیعه. درست مثل جمهوری اسلامی!
میزان خشونت و کشتار و اعدام و زندانی های زمان شاه و جمهوری اسلامی در کردستان و بلوچستان ...، بیشتر از سایر نقاط ایران بوده است... در این باره کتاب ها نوشته شده.
اما صحبت از ستم و تبعیض و نابرابری برای رضا پهلوی و نوچه هاش بیفایده است. مرغ رضاخان یک پا دارد. مردم ایران شاه میخواهند! همین! این توهم و رویا یی خبیث در مورد حقوق انسانی زحمتکشان سراسر ایران است.
پنجم- از رضا پهلوی می پرسیم، شما میدانید که در همه ی این دهه ها از زمان پهلوی و همزادش جمهوری اسلامی تا امروز مردمان تحت ستم کردستان و استان های مشابه، چه خواسته و میخواهند؟ میدانید ولی نمیخواهید اعتراف کنید. این عین رذالت و خباثت ذاتی نظامی است که تو وارثش هستی!
خوب گوش کن و بفهم و به چماقدارانت بگو که خواست مردم مناطق تحت ستم ملیتی و جنسیتی و فرهنگی و زبان و حتی مذهب برسمیت شناختن حق شهروندی برابر است. رفع تبعیض و ستم سیاسی و اقتصادی و فرهنگی است. اما این ها به شما چه ربطی دارد مگر نه اینکه مهم برای شما تاجگذاری در کاخ سعد آباده. این که مردم چه میگویند و چه میخواهند از نظر شما چه باک! من شک ندارم که اگر حاکمیت رضا پهلوی تنها در یک روستای ایران و کردستان برقرار شود تمام این تبعیض ها طبیعی و عادی جلوه میکنند.
ششم- از رضا پهلوی می پرسیم با توجه به اتهام تجزیه طلبی که تا حالا در هیچ کتاب و اعتراض و جنبشی در کردستان مطرح نشده، آیا مردم کردستان و سراسر ایران حق دارند زیر بار اعاده ی قدرت شاهی برباد رفته تان، نروند؟
شاید تصور می کنید جنایات بیحد و حصر جمهوری اسلامی و کشتار و قتل عام ها و جنگ و فقر و فلاکت اقتصادی و هتک حرمت زن و مرد و جوان و پیر به حدی است که روی دیکتاتوری محمد رضا پهلوی را سفید کرده است. حق دارید اینطور فکر کنید. اما انتخاب مردم بین بد و بدتر نیست. انتخاب مردم این بار دخالت مستقیم در سرنوشت سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و اداره جامعه است. سازماندهی جامعه از پایین و نه از بالا است.
ارتجاع پهلوی سهل است کل بورژوازی چپ و راست اپوزیسیون از کسب قدرت از پایین مردم وحشت دارند. از شوراهای کارگران و مردم محلات و شهرها و کارخانه ها هراس دارند. از انقلاب از پایین توده های مردم و رهبران اجتماعی خود وحشت دارند.
خشم و نفرت پهلوی ها از مردم کردستان نه بخاطر تجزیه طلبی است که هیچ وقت مطرح نشده بلکه به این خاطر است مردم کردستان زیر پرچم سیاه و جعلی شاهی رضا و نوچه هایش نمی روند. به این سادگی!
رضا پهلوی بهتر بود بگوید چون مردم کردستان زیر پرچم شیر و خورشید من جمع نمی شوند و جاوید شاه نمی گویند بنا براین من با گارد انقلاب و ارتش و پاسداران و بسیج جمهوری اسلامی حسابشان را میرسم!
همانطوری که چوب و چماقداران طرفدارش مردم را تهدید می کنند که اگر نگویند کینگ رضا پهلوی تنبیه می شوند. اگر مغازه داران پرچم شیرو خورشید را به درب و پنجره شان نکوبند، مورد خشم وغضب شعبان بی مخ های پهلوی قرار میگیرند. اگر دانشجویان نام رضا پهلوی را صدا نزنند توسط بسیجی های شیر و خورشید دار تهدید و به پلیس امنیت معرفی می شوند!
اما نسل های قبل، دیکتاتوری شاهی را تجربه کرده و زخم های دوران استبداد پهلوی را بر بدن دارند. نسلهای این دوره توحش جمهوری پارلمانی اسلامی را با گوشت و پوست و استخوان تجربه کرده اند. دیگر کسی نمیتواند آلترناتیو سلطنت یا جمهوری پارلمانی با انتخابات فرمایشی و مهندسی شده زیر سایه ی تفنگ های ارتش و پاسدار و بسیج و گارد جاویدان را به مردم بفروشد. مردمی که سینه سپر کرده و دارند انقلاب توده ای خود را سازمان میدهند، با سرنگونی جمهوری اسلامی به خانه بر نمیگردند تا امثال پهلوی و دیگر مدعیان قدرت و ثروت برنامه سیاه اضطرار که بنای استبداد دیگر است به جامعه حقنه و مردم کردستان را به حمله ی ارتش تهدید کنند.
مردم کردستان و ایران به رضا پهلوی و حواشی چماقدارش خواهند گفت، بنشینید سر جایتان. اگر بخواهید در سازماندهی قدرت شرکت کنید، مثل هر شهروند دیگر، افتخار عضویت در شوراهای محل کار و محلات زندگی را دارید.
پنجم و کلام آخر، حاکمیت شورایی و کنگره سراسری نمایندگان شوراهای کارگری و مردم، با محتوای انسانی و ازادیخواهانه و برابری طلبانه شکل انسانی و شرافتمندانه ی قدرت در ایران و تحقق آرمان های انسانی و برابری طلبی است.
ما به حقه بازی رفراندوم اصلاح طلبان برای بازنویسی قانون اساسی و حذف ولایت فقیه و یا وعده ی رفراندوم قلابی به رهبری و ریاست امثال پهلوی تحت فشار چکمه های سپاه و ارتش و گارد جاویدان فرزند خلف پدر و پدر بزرگش واقفیم. این اتفاق نمی افتد.
جمهوری سوسیالیستی بر مبنای حاکمیت شوراهای کارگران و مردم نیازی به رفراندوم ندارد. ما اکثریتیم و از خود نمی پرسیم حالا چکار کنیم و رهبر و حکام را از کجا بیاوریم.
آزادی بیقید و شرط سیاسی، رفع تبعیض در هر شکل آن از جمله تبعیض و ستم ملیتی، رفاه عمومی، برابری سیاسی و اقتصادی و اجتماعی و فرهنگی، جوهر و محتوای حاکمیت توده ای از پایین مردم ایران است.
در حاکمیت شوراهای کارگران و مردم و جمهوری سوسیالیستی ایران، جامعه به اقوام و ملیت ها و زبان و فرهنگ ها تقسیم نمی شود. در چنین نظامی حق شهروندی برابر در همه زمینه های اقتصادی، سیاسی، فرهنگی و حفظ حرمت و کرامت انسانی مقدس است!
زنده باد سوسیالیسم
زنده باد آزادی، برابری، حاکمیت شوراهای کارگران و مردم
