(چند كلمه به بهانه اعتراضات كارگران آلومینیوم سازی ایرالكو)
بیش از ۴ هزار كارگر شركت "آلومینیوم سازی ایرالكو" در اراك، اكنون ۵ هفته است در اعتراض و كشمکش با مدیریت این شركت و دولت بسر میبرند. ۳۶ روز است كارگران غذای شركت آلومینیوم سازی را بطور نمادین تحریم و تلاش كرده اند به اشكال مختلف مقامات دولتی و كارفرمایی را مجبور به جوابگویی مطالبات بر حق خود كنند.
طبق گزارشاتی كه در مورد این اعتراضات منتشر شده است و از جمله نامه حمایتی سندیكای كارگران شركت واحد از كارگران آلومینیوم سازی، مطالبات كارگران از این قرار است:
"بازنگری فوری در طرح طبقهبندی مشاغل، پایان دادن به تبعیضهای مزدی، تأمین ایمنی و تعمیرات اساسی تجهیزات فرسوده، حفظ اشتغال و جلوگیری از هرگونه تعدیل نیرو، لغو آییننامههای یکجانبه مدیریت، شفافیت در محاسبه مالیات و دستمزد، و بازگرداندن حقوق و مزایای از دست رفته".
مدیریت آلومینیوم سازی تا امروز نه تنها جواب مطالبات بر حق كارگران را نداده است كه بعلاوه دست به انواع اقدامات توطئه گرانه برای ایجاد انشقاق در میان آنها، ترساندن و عقب راندن و نهایتا شكست اعتراضات زده است. مدیریت در اقدامی شنیع و در كمال بی شرمی برای ۳۰ نفر از كارگارن پرونده امنیتی تشكیل داده است. پس از اعتراض كارگران به این اقدام ظاهرا ۲۵ نفر از كارگران تبرئه شده اند و پرونده بقیه در جریان است. كارگران این مركز اعلام كرده اند كه "اقدامات و تهدیدهای اعمال شده و از جمله پرونده سازی مدیریت و دستگاه سركوب حامی او، اراده راسخ آنها را تضعیف نخواهد كرد".
كارگران این مركز میگویند از ماههای پایانی سال گذشته میزان فشار كارفرما و عوامل او در آلومینیوم سازی بشدت افزایش یافته است. بر اساس اخباری كه سایت داوطلب از زبان كارگران این مركز منتشر كرده، این فشارها و تعرضات علاوه بر احضارها و تهدیدهای امنیتی از این قرار اند:
"قطع پرداخت پاداش افزایش تولید و سهمیه برنج کارکنان، قطع اضافهکاریها، کسر مالیاتهای چندین برابری از حقوقها، عدم تمدید بیمه تکمیلی، نبود ایمنی محیط کار که منجر به مرگ یک کارگر شد، کاهش مدت قرارداد و مزایای رفاهی کارگران در ماههای گذشته و اجرا نشدن طرح طبقهبندی مشاغل و سطح پایین حقوقهایشان است".
در مورد اعتراضات این كارگران چند نكته قابل تاكید و توجه است كه قاعدتا نباید از نظر هیچ كارگر آگاه و رهبر رادیكال كارگری قابل چشم پوشی باشد.
تعرضات كارفرما و دستگاه حكومتی به كارگران آلومینیوم سازی كه اشاره شد، بیان گوشه ای از یك برنامه بزرگ ضد كارگری با هدف عقب راندن اعتراضات كارگری، فراهم كردن شرایط جهنمی برای كارگران در خدمت افزایش تولید به ارزان ترین شكل ممكن در فضای جنگی كنونی است. این پدیده در شرایط معینی انجام گرفته است كه جنگ و كشمكش میان اسرائیل و ایران افزایش یافت تا جایی كه به جنگ ۱۲ روزه انجامید و هنوز هم خطرشروع دوباره آن چون ابری سیاه و ترسناك بر فضای منطقه سایه انداخته است. بورژوازی ایران و حكومتش تلاش همه جانبه و وسیعی كردند كه از فضای جنگی برای عقب راندن جامعه عموما و خصوصا اعتراضات كارگری استفاده كنند. جنگ با اسرئیل به هر كجا برسد، جنگ با طبقه كارگر، با هدف تغییر توازن قوا به نفع بورژوازی ایران، حتی برای یك ساعت هم آتش بس ندارد. جنگ و شرایط جنگی از جانب جمهوری اسلامی و طبقه حاكم، مستقل از عواقب خود جنگ و نتایج و سرانجام آن، به عنوان فرصت برای تعرض به فضای اعتراضی و خصوصا اعتراضات كارگری، اتحاد و همبستگی كارگران، حق طلبی و احساس قدرت و اعتماد به نفس در این جنبش استفاده میشود. این پدیده سیاست عمومی و سراسری جمهوری اسلامی و كارفرمایان در ایران است. این سیاست، بسته به توازن قوا میان حاكمیت و طبقه كارگر و حتی بستگی به توازن قوا میان كارگران یك مركز و كارفرمایان در آن، در اشكال متفاوت و متنوعی پیاده میشود.
تعرض به معیشت كارگران به اشكال مختلف از كانال افزایش قیمت مایحتاج عمومی تا افزایش مالیاتها، قطع مزایای رفاهی، پرداخت نكردن بیمه ها، تعدیل نیروی كار، تاخیر چند ماهه در پرداخت دستمزدها و كاهش آن، كاهش ایمنی محیط كار و... بخشی از این تلاش است. این اقدام با تحمیل گرسنگی به طبقه كارگر شرایط را برای تعرض بورژوازی و تحمیل استیصال و ترس و ناامیدی به این طبقه فراهم میكند. نان شب خانواده كارگری گرو گرفته میشود تا سكوت و تسلیم به این طبقه تحمیل شود. همزمان و همراه با این اقدامات، تعرض به فضای سیاسی جامعه از تبلیغات وسیع ناسیونالیستی و ״میهن پرستانه״ و مسموم كردن فضا تا اخراج وسیع كارگران منتسب به افغانستانی و معرفی آنها به عنوان عامل بیكاری و فقر و... در جامعه و تزریق نفرت كور ناسیونالیستی و انشقاق در صفوف كارگران، تا احضار و پرونده سازی و اخراج فعالین كارگری و اعدامها در ایران و... همراه با فضای جنگی و پادگانی، زوایای دیگر این تعرض است.
پدیده دیگر افزایش شدید پرونده سازی برای كارگران پیشرو در مراكز كارگری است. اكنون و به جرم اعتراض كارفرمای آلومینیوم سازی برای ۳۰ كارگر این مركز پرونده امنیتی تشكیل داده است كه فعلا این پرونده چون شمشیری بر گردن تعدادی از كارگران باقی است. این اقدام نیز در تمام اعتراضات كارگری به عنوان یك سیاست سراسری و ضد كارگری برای ساكت كردن طبقه كارگر اتخاذ شده است. برای پیش برد این سیاست جمهوری اسلامی به راحتی دست كارفرمایان را نه تنها در اخراج بلكه و بعلاوه در پرونده سازی برای كارگران پیشرو باز گذاشته است. اكنون عملا كارفرما هم وزارت اطلاعات است و هم شاكی و هم به عنوان قاضی بر صندلی داوری نشسته است. این پدیده در سالهای اخیر به شدت افزایش یافته است و امروز و در شرایط فضای جنگی به اوج رسیده كه هوشیاری بیشتری را می طلبد. قبلا اعتصابات كارگری با گسیل گارد ویژه و حمله به تجمعات كارگری انجام میگرفت و امروز و از ترس عكس العمل پایین، همان سیاست را به شكل پرونده سازی، اخراج و تعرض به معیشت خانواده نمایندگان و سخنگویان کارگری اجرا میكنند. این سیاست در این مدت در تمام اعتصابات كارگری از جمله در مراكز نفت و گاز و پتروشیمی ها و... وسیعا اعمال شده است. فعال كارگری حتی ممكن است در توازن قوای كنونی زندان نرود، اما پرونده امنیتی و فعال كردن و زندان و اخراج كردن او ابزار ساكت و در حاشیه نشین کردن او است.
سیاست پرونده سازی علیه فعالین كارگری به ظاهر از حمله گارد و ویژه و چاقوكشان و قمه زنان به صفوف كارگران، ״نرم تر״ است و اما این یكی به مراتب خطرناكتر و براتر است و توجه ویژه را میطلبد. امری مسلم است كه هیچ تجمع و اعتصاب كارگری بدون كار از قبلی، بدون قانع كردن كارگران، رفع ترس و ابهامات در صفوف آنان، توجه به توان و توازن قوا و تعیین خواست و مطالبات معقول و قابل تحقق، تعیین نوع و تاكتیك اعتراض و افق پیروزی آن و... انجام نمیگیرد. اعتصاب كارگری یا تجمع كارگران نتیجه تلاشهای از قبلی عده ای است كه نقش رهبری را در طبقه كارگر دارند. حذف این رهبران به هر شكل ممكن، راه را برای تسلیم بقیه هموار میكند. این پدیده در دوره های مختلف به اشكال متفاوتی از جانب كارفرمایان و دولتشان دنبال میشد. از ترور فعالین كارگری تا تهدید به مرگ و قتل آنان و تا پرنده سازی و زندان و اخراج از كار و... بخشی از این سیاست است. به همین دلیل یک بخش مهم از حفاظت از كارگران یك مركز در مقابل دولت و كارفرما، حفظ اتحاد و یكپارچگی در میان كارگران، تضمین پیشروی و موفقیت هر اعتصاب و اعتراض کارگری، حفاظت از کارگران پیشرو، از رهبران و سازماندهندگان اعتراضات و حمایت از آنها و جمع شدن حول آنها است. این رفقا در هر جمع كارگری نقش چشم و گوش بقیه را دارند، تجربه دارند، یك تاریخ از جدال و مبارزه را پشت سر دارند و با هر تعرضی عقب نشینی نمیكنند، زمان و نوع اعتراض را بهتر تشخیص میدهند و بعلاوه خمیر مایه اتحاد در میان كارگرانند. بدون حفاظت از آنان به شکست کشاندن اعتراضات کارگری بدون مانع جدی پیش خواهد رفت. تضمین این امر باز بر دوش خود رهبران و سازماندهندگان در جنبش کارگری است.
طبقه كارگر در ایران یك قدرت عظیم است و میتواند شرایط اسفبار كنونی را دگرگون كند و تلاش برای تامین چنین شرایطی بخشی جدی از كار فعالین و رهبران رادیكال كارگری است. دوره جنگ و حمله به ایران و ۱۲ روز بمباران و ویرانی و تهدید، بی تردید لطمات زیادی به اعتراضات در جامعه ایران و به اعتراضات كارگری زد. كاهش اعتراضات كارگری و اقشار محروم در یك دوره ای، بسیار قابل فهم و واقعی بود. اما این دوره به سرعت پایان یافت و ما شاهد از سر گیری موجی از تجمعات و اعتصابات كارگری و اقشار محروم جامعه در یك ماه اخیر بوده ایم.
پافشاری كارگران آلومینیوم سازی برای پایان دادن به پرونده سازی و مخالفت با اخراج به نام تعدیل نیروی كار، بیان هوشیاری آنها است.
حمایت سندیکای كارگران شركت واحد از همسرنوشتان خود در آلومینیوم سازی اراك و تاکید بر ضرورت همبستگی و اتحاد طبقه كارگر در سراسر ایران برای مقابله با تعرضات بورژوازی و جواب تعدادی از كارگران آلومینیوم سازی به این حمایت ارزشمند، قدردانی از این حمایت و تاکید بر منافع مشترك و ضرورت تقویت اتحاد طبقه كارگر بیانگر شکل گرفتن رابطه ای قوی و مستحکمتر از قبل در بخشهای مختلف طبقه کارگر در ایران است. این حقایق بیان ظرفیت و خودآگاهی بالا و اعتماد به نفس و هوشیاری طبقه كارگر در ایران است. امروز در جنبش كارگری به تقویت این حس و این امید و این افق نیاز فوری داریم. طبقه كارگر میتواند این تعرضات را پس بزند و دولت و كارفرمایان را مجبور به عقب نشینی كند، میتواند نقشه گرسنگی دادن به این طبقه و كل اقشار محروم را نقش بر آب كند. اگر حمایت بی دریغ از رهبران كارگری به یک وجهه مهم در تقویت این جنبش و بالا بردن توان مبارزاتی آن تبدیل شود، افزایش حمایتها و برداشتن گامهای عملی در حمایت های عملی از هم یك وجهه دیگر این مهم است. این پدیده اساسا بر دوش رهبران و فعالین رادیكال و هوشیار، بر دوش فعالین كمونیست در طبقه كارگر است.
۱۲ شهریور ۱۴۰۴- ۳ اوت ۲۰۲۵
