طبقه کارگر میهن ندارد
"ملی گرایی" جمهوری اسلامی و اپوزیسیون بورژوایی دوروی یک سکه
نه جنگ، نه صلح، شرایط جنگی
جنگ برای جمهوری اسلامی به اذعان حکام نظام همیشه نعمت و فرصت بوده تا با حفظ شرایط جنگی تا مدت زمان طولانی، مشکلات و معضلات جامعه و در راس آن معیشت مردم به حاشیه برود.
جمهوری اسلامی در همه ی ۴۷ سال حاکمیت یا در جنگ درون مرزی بوده و یا در فضای نظامی و شرایط جنگی تعرض به جامعه را گسترش و به حیاتش ادامه داده است.
در جنگ های برون مرزی نتیجه ی جنگ با عراق بیش از یک میلیون کشته و زخمی و ده ها میلیون بی خانمان بود. تشکیل سپاه قدس و نیابتی های رژیم، جنگ و ترور را در چند کشور خاورمیانه، سوریه، عراق، لبنان، یمن... برافروخت. در درون مرزهای ایران هم کشتار دهه۶۰، قتل های زنجیره ای، حمله به کوی دانشگاه تهران و کشتار دانشجویان، کشتار مردم معترض در خیزش های ۹۶، ۹۸، و ۱۴۰۱ که سپاه پاسداران با افتخار اعلام کرد که ما در صد شهر مثل کربلای ۵ جنگیدیم، جنگ با طبقه کارگر با سرکوب اعتصابات و اعتراضات کارگری تا حد جنایت تیراندازی مستقیم به کارگران اعتصابی معدن و شلاق زدن کارگران، جنگ جمهوری اسلامی با آزادی زن و تحمیل آپارتاید جنسی به طول عمر ۴۷ ساله جمهوری اسلامی است. اعدام های این روز ها به اتهام همکاری با اسرائیل و برقراری حکومت نظامی، تداوم این جنگ همیشگی است.
در شرایط و فضای جنگی امروز، وضع اسفناک زندانیان پس از بمباران جنایتکارانه ی .اسرائیل با انتقال با غل و زنجیر و تحقیر زندانیان با پابند و دستبند و چشم بند به زندان های مخوف تر و بدون امکانات و اسکان فله ای (چند ده نفر در اطاق 6 متری) یک تراژدی انسانی است. برنامه سرکوب سراسری با "طرح امنیت محله محور"، کنترل و بازرسی های گسترده در خیابان شهرها و جاده ها، طرح محاکمه ی متهمین به همکاری با اسرائیل در دادگاه های صحرایی... همگی از جمله استفاده از شرایط جنگی علیه امنیت و سلامت و حرمت جامعه است.
در شرایط و فضای جنگی کنونی جنبش آزادیخواهی و برای معیشت و رفاه ضربه خورده است. جمهوری اسلامی هر تجمعی را در شرایط جنگی ممنوع کرده است. از این ببعد هر اعتصاب و تجمعی را به اتهام همکاری با اسرائیل سرکوب می کنند.
در شرایط نه جنگ و نه صلح کنونی، جنگ پنهان و آشکار جمهوری اسلامی با مردم تشدید شده است. تشکیل شورای نظامیان برای تصمیم گیری در غیاب خامنه ای، حکومت نظامی اعلام نشده است. آتش بس با دشمن بازگشت به جنگ با مردم در فضای میلیتاریسم و حفظ شرایط جنگی است. جنگ نظام با مردم در شرایط جنگی مثل شلیک از پشت به مردم است. در شرایط غیر جنگی جمهوری اسلامی با اعتصابات کارگری و بازنشستگان و دیگر زحمتکشان تهیدست و ۷۰ درصد جمعیت زیر خط فقر رودر رو است که در همه ی این سالها بطور مداوم در جریان بوده است.
در این شرایط وحشتناک و ضد انسانی، تنها لاشخورهایی که کمین کرده اند تا از قبل جنگ کلاهی برای خود بدوزند، ابراز شادمانی می کنند. در زمین عفونت جنایات جنگی، تنها کرم هایی مثل رضا پهلوی، مسعود و مریم رجوی، امثال خالد عزیزی، عبدالله مهتدی و حسین یزدان پناه و ״دگراندیشان دینی״ و اپوزیسیون داخلی و نرم جمهوری اسلامی میرویند. فرمان قیام از حسین یزدان پناه تا رضا پهلوی، زوزه ی کرکس های در کمین نشسته است.
طبقه کارگر چند ده میلیونی و زحمتکشان و زنان برابری طلب و جوانان خواهان رفاه و خوشبختی از اتحاد نیروهای سیاه ارتجاع خواهان فروپاشی و تغییر رژیم از بالا، فاصله میگیرند. ما این فروپاشی از بالا و تغییراتی در راس نظام با حفظ نهادهای مختلف بورژوایی ولو با کراوات بجای عمامه در متن و نتیجه ی یک جنگ ویرانگر و کشتار و آوارگی و از هم پاشیدن شیرازه جامعه، نمیخواهیم. ما الگوهای ״تغییر رژیم״ از طریق جنگ و اشغال سوریه، لیبی و عراق نمیخواهیم.
شعار ״تغییر رژیم״ از بالا و از طریق حملات نظامی و فروپاشی، نه انقلاب از پایین توده های طبقه کارگر و زحمتکشان و زنان و جوانان، برای بی ریشه ترین نیروها در بورژوازی ناسیونالیست سلطنت طلب، مجاهد، مشروطه خواه، دمکراسی خواه، لیبرال ها، ناسیونالیست های کرد و اصلاح طلبان درون نظام تنها بعنوان ابزار فشار به جمهوری اسلامی برای پذیرفته شدن بوده و هنوز هم هست. دروغ و دورویی بورژوازی جهانی و اپوزیسیون بورژوایی چپ و راست تهوع آور است.
با آتش بس میان دو رژیم تبهکار، ولو همه ی طرف های جنگ فضای تهدید و ترور را نگه داشته اند، بدون شک مقاومت در برابر نظامی کردن محیط کار و زندگی، بازرسی ها و مزاحمت ها و تهدید و بازداشت و اعدام های صحرایی جمهوری اسلامی، اولویت اول جامعه ی آگاه است. با گرفتن سلاح تهدید و ایجاد رعب توسط نظامیان رژیم تداوم جدال طبقاتی، تلاش برای تامین معیشت و رفاه همگان، جنبش آزادی زن برای برابری و رفع تبعیض جنسیتی، جنبش جوانان و تحصیل کردگان بیکار برای آزادی و علیه دخالت در زندگی و شادی و امنیت و حرمت انسانی شان تداوم خواهد داشت. برای ما کمونیست ها و طبقه کارگر و توده های محروم، سرنوشت جمهوری اسلامی و مساله سرنگونی، تنها در جریان نبرد ده ها میلیون انسان کارگر وزحمتکش و زن و جوان و بازنشسته علیه زندگی زیر خط فقر و با هدف ایجاد جامعه ای آزاد و برابر و سوسیالیستی تعیین میشود.
"هویت اسلامی"، "هویت ملی"
در طول حیات ننگین جمهوری اسلامی، "هویت اسلامی" محور سیاست های سرکوب و اداره جامعه توسط بیت رهبری و گله ی آخوندهای حوزه ها و امام جمعه ها و مداحان و پاسداران اسلام بوده است. امروز ״هویت ملی״ جای ״هویت اسلامی״ را گرفته است. آیا ملی گرایی میتواند جمهوری اسلامی را نجات دهد؟
تا دیروز حرف از ״ایران اسلامی״ بود. خمینی گفت "ملت و ملیت اساس اسلام را در ایران بر میچیند." ملی گرایی برای خمینی و خامنه ای شرک و کفر محسوب میشد. خامنه ای گفت، "ما ماندیم چون حکومت ما دینی است." در آغاز اسلامی نامیدن و تلاش برای اسلامی کردن ایران، ما گفتیم جامعه ایران اسلامی نیست.
در شرایط نه جنگ و نه صلح کنونی خامنه ای حرفی از ״ایران اسلامی״ نمیزند. نگفتند ایران اسلامی و دین مورد حمله اسرائیل و امریکا قرار گرفت. گفتند ایران و ملت مورد تجاوز قرار گرفت! خامنه ای مدعی است که همه ملت از ما حمایت کردند. مردم را بدهکار و مدیون نظام مینامند که گویا متجاوز را شکست داده است. میگویند ״ما وطن را نجات داده ایم.״
اما مخالفت جامعه با جنگ تحمیلی به معنای حمایت از جمهوری اسلامی و وطن او نیست. وطنی که داراییهایش غصب شده و اکثریت جامعه زیر خط فقر زندگی می کنند، وطن مردم نیست.
حامیان جمهوری اسلامی کم تر از ده درصد جامعه است که نان شان در روغن است و شغل و رفاه شان مدیون این نظام است. اما اکثریت ۹۰ درصدی مردم ایران منفعتی در این نظام ندارند. هیچ دلیلی برای حمایت از این نظام وجود ندارد. در تجاوز اسرائیل به ایران مردم در کنار جمهوری اسلامی قرار ندارند. مخالفت با تجاوز بخاطر حفظ جان و مال و امنیت جامعه است نه حفظ نظام تبهکار اسلامی.
ملی گرایی جمهوری اسلامی و بورژوازی ناسیونالیست در اپوزیسیون سر و ته یک کرباسند. در رژیم سلطنت علاوه بر استبداد و سرکوب سراسری، ستم ملی بویژه در کردستان و بلوچستان همچون دوران جمهوری اسلامی بیداد میکرد.
شعار "تمامیت ارضی" ابزار بورژوازی حاکم برای سرکوب هر گونه آزادیخواهی و رفع ستم ملی بوده است. امروز هم کل اپوزیسیون چپ و راست با هر گونه اختلافی این شعار را مبنای سیاست خود قرار داده اند. حتی آش اینقدر شور است که ناسیونالیسم کرد هم با این شعار هم آواز شده و از ناسیونال فاشیسم یا فاشیسم ناسیونالیست ایرانی، ایرانی تر است.
ملی گرایی ورژن سلطنتی رضا پهلوی و گروه چند نفره اش اپوزیسیون اصلاح طلب و نیروهای سپاه و بسیج و ارتش و پلیس مخفی جمهوری اسلامی را متحد خود میداند. در مقابل انقلاب و تغییر از پائین خواست سلطنت طلبان نوعی جمهوری اسلامی منهای خامنه ای و ولایت فقیه است. جمهوری اسلامی از نوع دیگر با تاج شاهی بجای عمامه ی سید علی!. بهمین دلیل نزدیکی با اپوزیسیون درون حکومتی تا پادوی اسرائیل ابزارهای این هدف هستند. این طیف در انقلاب از پایین توده های مردم شانسی برای خود نمی بینند.
دشمنان مردم از جمهوری اسلامی تا اپوزیسیون بورژوایی، از ״خطر تجزیه״ و خطر سوریه ای شدن ایران میگویند. اما ایران سوریه و افغانستان و لیبی نیست. ایران جامعه ای سیاسی آگاه و تجربه دیده است. تجربه انقلاب ۵۷ را دارد. همبستگی جامعه در سراسر کشور در خیزش های اجتماعی و از جمله جنبش آزادی زن نشان داد که طبقه کارگر و مردم آزادیخواه و انساندوست ایران با تفرقه قومی وجنسیتی میانه ای ندارد. جامعه ایران از جمهوری اسلامی سلب مشروعیت کرده است. انتخابات اخیر یک نمونه این سیلی عدم مشروعیت است.
طبقه کارگر میهن ندارد!
طبقه کارگر میهن ندارد. طبقه کارگر ابزار و قربانی ناسیونالیسم بورژوایی نیست. سیاهی لشکر او نیست.
میهن پرستی روی دیگر سکه نژادپرستی است. میهن پرستی و فاشیسم برادران دوقلوی همدیگرند. همانطوریکه دوران ناسیونال فاشیسم هیتلر در آلمان دیدیم. برای طبقه کارگر ناسیونالیسم و وطن پرستی ننگ است. طبقه کارگر طبقه ای جهانی است و مرز ندارد. کارگران در اقصی نقاط جهان یک طبقه مزدبگیر و استثمار شده و زیر فشار دیکتاتوری سرمایه داران با اسامی مختلف دمکراسی، وطن، دین و... است.
با به قدرت رسیدن طبقه کارگر و سوسیالیسم مرز و میهن و ملی گرایی برچیده می شوند و به زباله دانی ریخته می شوند. پیام کمون پاریس، "مرگ بر فرانسه، زنده باد انسانیت" بود. زمانی که طبقه کارگر جهان به چنان درجه ای از قدرت و وحدت و همبستگی رسید، انسانیت مرزهای ملی و قومی و دولت های تبهکار سرمایه داری را بر میدارد و پیروزی انسانیت را جشن میگیرد.
زمانی که طبقه کارگر ایران صاحب حزب سیاسی خود شود میتواند حتی روز قیام را تعیین کند. بخش گسترده ای از جامعه ی ما هم در عرصه سیاسی و هم عرصه زندگی فرهنگی و هنری به آینده از زاویه انسانی و سوسیالیستی به وضع موجود جامعه نگاه می کند و خواهان تغییر آن است. جامعه طبقاتی ما، هم پتانسیل یک تحرک اجتماعی و توده ای با تجارب مبارزاتی تا کنون را دارد و هم الیت سیاسی سوسیالیست و رهبران عملی درون خود را پرورش داده است.
نتیجه:
جنگ و شرایط جنگی کنونی در راستای منافع و اهداف کارگران و زحمتکشان برای زندگی بهتر و گشایش اقتصادی و یا سرنگونی جمهوری اسلامی نیست. مردم ایران دخالت و تهاجم نظامی هیچ کشوری به هر بهانه ای را نمی پذیرد. کارگران و زحمتکشان ایران این فرضیه ی دروغ و فریبکارانه که گویا جنگ باعث حذف نظام اسلامی و فرصتی برای رهایی از فقر و فلاکت و سرکوب و کشتار جمهوری اسلامی میشود قویا رد می کنند. باید تبلیغات و استدلال های عوامفریبانه و ارتجاعی اپوزیسیون را که گویا جنگ باعث میشود مردم خسته از جمهوری اسلامی بپا خیزند و شورش و انقلاب کنند، خنثی کرد. فشار امریکا و غرب که امروز به عرصه نظامی کشیده شده بر عمر رژیم میافزاید. در حالی که جنبش های طبقاتی و اجتماعی ایران میرود گلوی رژیم را بفشارد و به تسلیم وادارد، حملات نظامی اسرائیل و امریکا برای رژیم یک ناجی بحساب می آید.
کارگران کمونیست و رهبران آزادیخواه و انساندوست، توده های مردم ستمدیده و گرسنه و تحقیر شده را به اتکا به خود، به مخالفت با دخالت نظامی به هر بهانه ای، به اتحاد و سازمانیابی و تکیه به اراده و تصمیم متحد و همبسته خود دعوت میکنند. کارگران کمونیست و کمونیست های جامعه باید با مخاطرات ملی گرایی ضدانسانی و بویژه تفکر غیر طبقاتی درون طبقه کارگر با روشنگری دلسوزانه مقابله کنند و نگذارند حتی بخش کوچک طبقه در کنار جمهوری اسلامی و یا بورژوازی در حاکمیت و اپوزیسیون قرار بگیرد.
تنها یک جنبش توده ای کارگری و مردمی میتواند تعرض جمهوری اسلامی را سد کند. جنبشی علیه سرکوب و خفقان. جنبشی برای آزادی و امنیت و سلامت جامعه. جمهوری اسلامی بدون جنگ هم در مقابل معیشت و رفاه و نان سفره مردم و بهداشت و درمان دیگر خدمات رفاهی هیچ مسئوولیتی برعهده نگرفته است. نظام گندیده اسلامی مردم را زیر بمباران جت های اسرائیل رها کرد. این رژیم نمیتواند و نباید گذاشت بجای تامین معیشت و سلامت و امنیت جامعه به بازداشت و تهدید و اعدام به بهانه های واهی ادامه دهد!
نگذاریم این جنگ و شرایط جنگی، جنایات جمهوری اسلامی را به حاشیه ببرد. نباید گذاشت جمهوری اسلامی با ادعای پیروزی "ملت ایران" توسط سپاهیانش که امروزه ورد زبان خامنه ای هم هست، برای خود مشروعیت بخرد. با تصور این که جمهوری اسلامی قربانی و مظلوم این جنگ است و از آن قدرتمند و سربلند بیرون آمده و مردم به رژیم و سپاه و موشک هایش بدهکارند، باید مقابله کرد. تعرض رژیم به جامعه بعنوان پیروز جنگ و انتقام کشته هایش از مردم موضوعی بسیار جدی و نگران کننده است. تشدید فقر و فلاکت باز هم به بهانه این که در جنگ بودیم و هنوز هم سایه جنگ از بین نرفته، پذیرفتنی نیست.
جمهوری اسلامی امروز نه بخاطر جنگ با اسرائیل بلکه به دلایل فساد و مصادره و ملا خور کردن داراییهای جامعه و ورشکستگی اقتصادی، ناتوانی در پاسخ دادن به تامین معیشت مردم و تورم وگرانی و فقر و فلاکتی که به جامعه تحمیل کرده است از همیشه ضعیف تر و شکاف های درون حاکمیت عمیق تر شده است. جنبش طبقاتی و جنبش های اجتماعی قدرتمند تر و بیشتر از همیشه میتوانند خواستهای ازادی و رفاه و خوشبختی جامه را به کرسی ینشانند.
نباید اجازه داد رژیم شرایط جنگی را کش داده و به جامعه تحمیل کند. با فرو نشستن گرد و خاک جنگ، جامعه ما کمر راست می کند تا به سیاق همیشگی سراغ جمهوری اسلامی برود و برای آزادی و رفاه و برابری بجنگد. هر تصور و اقدامی جز این خیانت به جامعه و جنبش های طبقاتی و اجتماعی مردمانی است که تا کنون گام های بزرگی برای آزادی و رفاه و برابری برداشته است! صفوف طبقه کارگر و مردم آگاه و آزادیخواه ایران از صف دشمنان مردم، صف اپوزیسیون بورژوایی از ناسیونالیسم ایرانی تا قوم پرستان رنگارنگ که به طناب جنگ و تجاوز اسرائیل و امریکا آویزانند، و عناصر سناریوی سیاه و فروپاشی جامعه ایران بطور کامل و قاطعانه جدا است!
ما کمونیست ها و طبقه کارگر و بخش آگاه جامعه ایران، هم براى سرنگونى رژيم اسلامى و هم علیه میلیتاریسم و جنگ و نظم نوین ارتجاعی امریکا و متحدینش مبارزه می کنیم. طبقه کارگر و مردم زحمتکش سراسر ایران نه در کنار متجاوزین اسرائیل و امریکا و نه جمهوری اسلامی قرار دارند. هر گامی که ما بر میداریم تنها و تنها برای منفعت انقلاب توده ای کارگران و زحمتکشان و با هدف آزادی و برایری است.
قیام و انقلاب با کم ترین درد و دردسر از نظر ده ها میلیون کارگر و میلیون ها انسان آگاه و تجربه دیده در همه ی این دهه ها، زمانی است که طبقه کارگر و جامعه برای آن آماده شده باشد. سازمان های کارگری شکل گرفته باشند، حزب کمونیستی قدرتمند در صحنه باشد، شوراهای کارگری و محله ای و اقشار مختلف جامعه سر بر آورده باشند. شرایط انقلابی و توازن قوا فراهم شده باشد. ما قیامی میخواهیم که بخش آگاه جامعه و در راس آن طبقه کارگر برای آن آماده شده و ان را سازمان میدهد.
تیرماه ۱۴۰۴- ژوئیه ۲۰۲۵
