"پویش همت برای ایران" عنوان یک تعرض سازمان یافته سراسری از طرف جمهوری اسلامی به مردم با هدف جلب حمایت فعال به نفع حکومت در فضای جنگی است. این پویش از طرف ارگانهای دولتی سازمان یافته و مشخصا توده مردم زحمتکش در محلات و کارگران در محل های کار را هدف قرار میدهد. همه با هم، ایران و ״سرزمین مادری״، ״وطن پرستی״، جنگ و ״نجات میهن״؛ عصاره ״پویش همت برای ایران״ را تشکیل میدهد. این یک فراخوان همیاری توده ای نیست بلکه دستورالعمل دولت مرکزی در سازمان دادن پشت جبهه ها در خدمت یک جنگ است که به خنس خورده است. سطر به سطر آن حکایت از تحمیل بازسازی خرابی و سازمان خدمات مستقیم دولتی به گرده توده مردم دارد و جیبی است که دولت برای تلکه و باجگیری جنگی دوخته است. در مقابل تعرض جنگی جمهوری در هر شکل و در هر ابعادی که بخود میگیرد باید قاطعانه ایستاد.
در نگاه سرسری اولیه، آگهی های تبلیغی به منظور جلب حمایت عمومی، آش در هم جوشی از تصاویر شهیاد و دماوند و تخت جمشید و قدس و مراکز هسته ای؛ جمعیت درمیان مساجد و مناره ها و زنان صف اول با حجاب؛ همگی در تصویر ״وحدت توده״ با همه تنوع اما در صف متحد در زیر سایه حکومت ؛ بیشتر از هر چیز نمایانگر جامعه ای در کلنجار با زنجیرهایی است که هنوز باید از پای خود بازکند، و این زنجیرها خود جمهوری اسلامی است. آنچه از همان صفحه اول با رنگ تند و زمخت و زننده چشم را میازارد لحن طلبکار و تحقیر است: ״الان وقتشه״... ״در ایام شاید سخت بنظر برسد״... ״همت کنیم״ ... ״برای کار ایران״ ... ״حتی یک قدم״!
چرا در ایران مورد اشاره این برشور اثری از قانون کار، قوانین سرکوب و تبعیض علیه زنان، اثری از زندان اوین، گردان ضد شورش، گشت حجاب، دستمزدهای زیر خط فقر، اثری از اعتصاب و اعتراض و شورش پیدا نیست؟ چرا از دشمنانی که سالها و سالها و سالها خون مردم را توی شیشه کردند از مجریان و مبتکر ساماندهی مسئولیت در مقابل اشتغال و بیکاری توده میلیونی، در مقابل توطئه جنایتکارانه حذف عملی طب و آموزش پرورش و اسکان؛ از طرح های قتل عام در طی بیماری و ناتوانی مزمن سازمان یافته ناشی از کمبود ویتامین و پروتئین از سفره مردمان فقیر و زحمتکش در سنگ زیرین آسیاب؛ کمترین اثری پیدا نیست؟ کسی هست بپرسد تخت جمشید سرتان را بخورد، بمباران و محاصره و کشتار و سرکوب علیه مردم کردستان در کدام درس تاریخ نقش بسته است؟ کسی هست بپرسد در کدام جنگ بود که میلیونها از مردمان از تبار مشترک یک عمر زحمت و کار به درماندگی و فقر و آوارگی و بی پناهی و لعنت در جوار جنون ثروت و نعمت و لوکس همان شهر تبعید گشتند؟ کجا باید دنبال بیغول های بهره کشی از زنان و دختربچه ها در پای دارهای قالی، کار خانگی زنان و .... جستجو کرد؟
"پویش همت برای ایران" سرتاسر زبان درازی گستاخانه ماموران دولتی است که برای نشخوار سرگردنه بگیری رنگ و رو باخته حکومتی فرصت را غنیمت دیده اند. در مقابل توقعات مردم، خشم و اعتراض و اتحاد و حق طلبی بناگزیر مردم دست پیش میگیرند. پر واضح است که این طرح اولا، مسئولیت دولت در مقابل همه وظایف برای خدماتی که همیشه از وظایف دولت به حساب میاید نیز شانه خالی میکند؛ ثانیا، مردم نیازمند را به یک سایت اینترنتی و به ارگانهای "پویش همت مردمی در محلات" حواله میدهد و ثالثا، هنوز بالای برج عاج ״جنگ برای نجات میهن״؛ و یاوه گویی حول ״دولت خدمتگذار״ جا خوش کرده است.
جامعه ایران نیازی به سازماندهی کمک های مردمی و همیاری و فداکاری حکومتی ندارد. این مردم یکبار برای همیشه باید اراده کنند تا این دولت یاوه گو و مفت خور را افسار بزنند و سر جایش بنشانند. تامین مسکن موقت باید از طرف دولت فورا سازمان یابد. هزاران مسکن خالی در شهرها وجود دارد، هتل ها در شرایط جنگی عموما در دسترس هستند، در محلات بالای شهر و اعیانی مملو از اتاق و نشیمنگاه و عمارت های ییلاقی و باغها هزاران هزار جنگ زده را در خود جا میدهد، پویش گذایی بیجا میکند در بحبوحه جنگ نیز با انگشت گذاشتن به وجدان مردم زحمتکش اینچنین بی شرمانه به مراقبت از کیسه لاشخورهای جامعه میپردازد.
تعمیر خانه و زندگی مردم؛ نگهداری از کودکان و بیماران در مراکز بهزیستی وظیفه دولت است. سالهاست از کیسه دولت مستقیما مخارج و انواع خدمات در حمایت از چرخیدن چرخ کارخانه ها مستقیما به منظور تامین سود دلخواه سرمایه با انواع سوبسید ها تامین شده است. تا اینجا دستگاه دولتی از انواع وزیر و کار چاق کن و شلاق چی و گزمه و داروغه برای خاموشی حق طلبی کارگری از هیچ مخارجی فروگذار نگرده است. اگر در پویش، نوبت در کار است، از خیلی وقت پیش، باید این خیل را به خیابانها راند تا یک بار هم که شده برای ایران رنگ "آسایش" را بخود ببیند.
واقعیت این است که جنگ مردم آزادیخواه و زحمتکش در ایران علیه جمهوری اسلامی هیچ بدهی به دولت اسرائیل و امریکا و سوداهای کثیف منطقه ای آنها ندارد. برای جمهوری اسلامی در جنگ مقابل تجاوز و جنگ طلبی اسرائیل، پروپاگاند پویش از هر گونه توهم به جلب حمایت توده ای مردم در فضای جنگی عاری است. جمهوری اسلامی دارد از نعمت جنگ، از بمب های اسرائیل و شرکا دشمن دیگر و مهمتر خود (مردم) را تا فرصت مناسب عجالتا خنثی میکند. در این میان "فرصت مناسب" آن مجالی است که وسیع ترین توده کارگر و زحمتکش را برای مبارزه متحد و سراسری مطابق یک نقشه آگاهانه در جهت لغو همه آثار و شواهد باتلاق ارتجاعی و طبقاتی بکار گیرد.
این اول راه است. جمهوری اسلامی جواب واقعی خود را از توده کارگر آن زمان دریافت خواهد کرد که طبقه کارگر ابتکار تحرک علیه باجگیری جنگی، فرار جوانان از پادگانها و علیه سربازگیری را در پیش بگیرد.
۳ ژوئیه ۲۰۲۵
