(از همپیمانی احزاب کردی تا کنگره آزادی ایران)

یک ماه از آغاز حمله آمریکا و اسرائیل به ایران می گذرد، بمباران و کشتار مردم بیگناه در ایران، توسط دولتهای فاشیست اسرائیل و آمریکا همچنان ادامه دارد و هر چه این دو دولت جنایتکار در رسیدن به اهداف خود ناکام می مانند بر شدت حملات افزوده می شود. اگر روزهای اول جنگ با حمله به مراکز نظامی و کشتن تعدادی از سران جمهوری اسلامی این خوشبینی را در اذهان عموم ایجاد کرده بود که تنها اهداف نظامی مورد حمله قرار می گیرند. اما حمله به مدرسه میناب در همان روز اول و سپس بیمارستان گاندی و روزهای بعد به دیگر مدارس و بیمارستانها، مراکر مسکونی و حتی آمبولانسها، دیگر حتی برای عقب مانده ترین بخشهای جامعه شبه ای ک باقی نگذاشته است که هدف آمریکا و اسرائیل نه دشمنی و سرنگونی جمهوری اسلامی (اگر چه خود بارها اعلام کرده اند که هدفشان سرنگونی نبوده) بلکه اهداف ارتجاعی دیگر در سطح جهانی و منطقه ای، به قیمت قتل عام مردم ایران و ویران کردن این کشور است. حملات پی در پی به مراکز تولیدی، کارخانجات، زیرساختهای نفت و گاز و اکنون حمله به مراکز داروسازی و تهدید به ازبین بردن زیرساخت انرژی و آب آشامیدنی حتی صدای طرفداران جنگ را در آمریکا و اسرائیل درآورده است که حمله به این مراکز مصداق جنایت جنگی است.

به دنبال اعتراضات دی ماه در ایران و بعد از سرکوب خونین این اعتراضات توسط رژیم جمهوری اسلامی، رسانه های جمهوری اسلامی همراه با دیگر رسانه های رسمی همچون صدای آمریکا، بی بی سی و ایران اینترنشنال و ... سعی کردند، یکی فضای استیصال و نا امیدی را بر جامعه حاکم کنند. تلاش کردند به مردم بقبولانند که سرنگونی رژیم در توان مردم نیست و بلکه راه نجات تنها با دخالت خارجی امکان پذیر است. در جریان این اعتراضات ترامپ و نتانیاهو فریاد می زدند که "کمک در راه است" و ما با کشتن سران حکومت زمینه را برای به خیابان آمدن مردم و سرنگونی رژیم آماده  می کنیم. رضا پهلوی به سرو صورت خود می کوبید که به خانه نروید، در خیابان بمانید که کمک های ترامپ در راه است. شیرین عبادی، عبداله مهتدی، مصطفی هجری، حمید تقوایی و مجاهدین و .... هر کدام به سهم خود خواستار حمله نظامی شدند. آنها با علم بر نفرت و کینه برحق مردم از جمهوری اسلامی و اینکه سرنگونی این رژیم سالهاست یکی از خواسته های مردم ایران است، سرنگونی رژیم را از طریق حمله نظامی و به هر قیمت تبلیغ می کردند.

فاشیست های کرد فریاد می زدند که با این بمباران، ایران ژاپن خواهد شد، اما ترامپ بعدها اعلام کرد که هدف ما سرنگونی رژیم نیست و بلکه با بمباران زیرساختهای این کشور ایران را به عصر حجر خواهیم برد.


ائتلاف شش جریان ناسیونالیست کُرد

کافیست به یک هفته قبل از حمله نظامی آمریکا و اسرائیل به ایران برگردیم تا کل ماجرا را بهتر درک کنیم. شش جریان ناسیونالیست کرد با عجله ائتلافی را اعلام کردند. سپس به دنبال حمله نظامی به ایران، "حزب دمکرات کردستان ایران"، "حزب پاک"، "پژاک"، "خبات"، "کومه له سازمان زحمتکشان رضا کعبی" و باند عبدالله مهتدی به همراه سازمان مجاهدین رسما توافق خود را برای انجام این وظیفه اعلام کردند تا به نام "آزاد کردن کردستان" نقش سرباز پیاده آمریکا و لشکر سناریو سیاه را ایفا کنند. سناریویی که می توانست جامعه ایران و خصوصا کردستان را به خاک و خون بکشاند. از یک سوی آمریکا و اسرائیل به بهانه "حمله به مراکز نظامی" اقدام به بمباران کنند و از سوی دیگر رژیم جمهوری اسلامی به بهانه "حمله زمینی دشمن از طریق کردستان"، این منطقه را مورد حمله مضاعف قرار دهد و دستش برای کشتار مردم باز شود. این وسط تنها مردم بی دفاع کردستان قربانی این جنگ ارتجاعی شوند. 

کانال ۱۲ اسرائیل در آخرین گزارش خود اعلام کرد که به دنبال افشای طرح ورود زمینی نیروهای کُرد به ایران، این عملیات از سوی ترامپ لغو شد. کانال ۱۲ اسرائیل همچنین فاش کرد که پس از درز اطلاعات مرتبط با عملیات زمینی با مشارکت نیروهای کُرد به ایران و در پی آن تقویت نیروهای دفاعی جمهوری اسلامی در شمال‌غرب کشور، متحدان منطقه‌ای آمریکا به دونالد ترامپ فشار آوردند تا این طرح را از دستور خارج کند.

در این گزارش تحقیقی که شنبه هشتم فروردین از سوی این کانال منتشر شد آمده: "ایالات متحده و اسرائیل برنامه‌ریزی کرده بودند نیروهای شبه‌نظامی کرد در ابتدای جنگ به ایران حمله کنند، اما افشای اطلاعات در رسانه‌ها، لابی‌گری متحدان و همچنین تردید خود کردها باعث شد واشینگتن این طرح را متوقف کند". علیرغم اینکه "موساد سال‌ها روی طرح مشارکت عملیاتی کُردها در براندازی جمهوری اسلامی کار کرده بود و از مدت‌ها پیش همراه با سازمان سیا در حال مسلح کردن نیروهای کُرد بوده است".

بر اساس این گزارش تلویزیونی "ده‌ها هزار نیروی مسلح کرد شامل نیروهایی از هر شش جناح کردهای ایرانی" برنامه داشتند که در روزهای نخست جنگ، تحت پوشش گسترده هوایی آمریکا و اسرائیل از مرز عراق وارد ایران شوند. 

پیش از آن نیز حملاتی سنگین علیه نیروهای امنیتی جمهوری اسلامی در غرب ایران، از جمله مقام‌های حکومتی، پایگاه‌های ارتش، سامانه‌های موشکی، ایستگاه‌های پلیس و مراکز بسیج اجرا شده بود تا مسیر حرکت نیروهای کرد را فراهم کنند.

با این اعتراف منابع اسرائیلی و همچنین گزارشات ضد و نقیضی از ارتباط گیری روسای این جریانات با کسانی که قبلا سابقه پیشمرگ و نبرد مسلحانه داشته و اکنون در اروپا زندگی می کنند این واقعیت بیشتر آشکار می شود که سعی شده تا این افراد را در صفوف خود سازماندهی کنند. اکنون بهتر می توان درک کرد که دلیل حضور گسترده افرادی که طی مدت اخیر از اروپا به کردستان عراق مسافرت کرده اند در چه راستایی بوده است.

در همین زمان بود که ترامپ با دولت اقلیم کردستان و شخص مسعود بارزانی و بافل طالبانی تماس گرفت وتلاش کرد که آنها را به مشارکت در این جنگ ترغیب کند که این عمل با واکنش سریع دولت ترکیه روبرو شد. تهدید حکومت اقلیم کردستان از سوی ترکیه و منع کردن بارزانی و طالبانی از هر نوع دخالتی در این رابطه و همچنین افشای زود هنگام طرح ورود زمینی نیروهای کُرد به ایران عملا این طرح را با شکست مواجه کرد.

شکست این طرح از همان ابتدا، عملا ائتلاف شش جریان کردستانی را هم دستخوش تلاطم کرد و نشان داد که تمامی ادعاهایشان در "دفاع از مردم کرد" و به قول خودشان "آزاد کردن کردستان"، تنها شعارهایی پوچی برای به انحراف کشاندن اذهان مردم کردستان است. ائتلاف جریانات ناسیونالیست کرد که آرزوی تکرار سناریوی عراق و به قدرت رسیدن توسط دولت آمریکا و اسرائیل در نقشه خاورمیانه جدید را داشتند، با شکست این طرح نیز به حاشیه رفت و شکاف در این ائتلاف خیلی سریع در جریان شرکت اعضای این ائتلاف در "کنگره آزادی ایران" در لندن خود را نشان داد.

پژاک که رسما به کنگره آزادی ایران دعوت شده بود، کنار گذاشته شد. پژاک با انتشار اطلاعیه ای رسما اعلام کرد که حزب دموکرات کردستان ایران و جریان مهتدی در روند حذف پژاک در کنگرە آزادی ایران نقش داشته‌اند. اگر چه روز دوم کنگره موافقت کرد که نماینده پژاک نیز سخنرانی داشته باشد.

همین مورد کوچک نشان می دهد که همپیمانی شش جریان کردستانی علیرغم تمامی شعارهای دهن پرکن، ائتلافیست که توسط موصاد و سیا طرح ریزی  شده است و ربطی به خواست و مطالبات مردم نداشته و نوزادیست که از همان ابتدا مرده به دنیا آمده است.


کنگره آزادی ایران لندن

در روزهای ٢٨ و ٢٩ مارس کنگره ای تحت عنوان "کنگره آزادی ایران" با شرکت جریانات متفاوت اپوزیسیون راست ایرانی در لندن برگزار شد. میدل ایست آی طی گزارشی پرده از دستهای پنهان و ارتباط این کنگره با یک شرکت اسرائیلی برداشت. در این گزارش که زیر عنوان  "شرکت روابط عمومی طرفدار اسرائیل در حال تبلیغ گروه اپوزیسیون ایرانی است" بر اساس یک ایمیل لو رفته گزارش می‌دهد که "کنگره آزادی ایران" (که قبلاً با نام "گفتگو برای ایران" شناخته می‌شد) چگونه توسط شرکت آمریکایی "Red Banyan" تبلیغ و پروموت می‌شود. این شرکت با لابی قدرتمند "AIPAC" (کمیته روابط عمومی آمریکا و اسرائیل) همکاری نزدیک دارد. در این گزارش به شماری از سپانسوران، مجریان، سخنرانان و دیگر ارتباطات نیز اشاره شده است. 

نکته قابل توجه در این کنگره که برگزار کنندگانش آنرا "گرد آوردن طیف متنوعی از نیروهای مدنی و سیاسی برای گفت و گو در باره مسیر گذار ایران" اعلام کرده اند، اینست که علیرغم یک ماه بمباران بی وقفه مردم  و کشته و زخمی شدن هزاران نفر از جمله صدها کودک و آوارگی میلیونها نفر و ویرانی صدها بیمارستان، درمانگاه، مدرسه و دانشگاه و دهها هزار خانه مسکونی  و همچنین حمله به زیر ساختهای اقتصادی و مراکز نفتی، صنعتی و برق اما در این کنگره و در میان سخنرانان مدعی آزادی و دمکراسی و حقوق بشر، یک کلام در رابطه با جنایاتی که در ایران توسط دولت های آمریکا و اسرائیل رخ می دهد صحبت نکرده اند.

واقعیت امر اینست که تلاش اپوزیسیون پرو غرب ایران با کمک دولتهای آمریکا و اسرائیل برای برگزاری این کنگره رخسار ضد آزادی، ضد انسانی مجریان و شرکت کنندگان و دست های پشت پرده آنرا به نمایش گذاشت. کنگره ای که با تکیه بر تجارب عراق، افغانستان، سوریه با تبلیغ حمله نظامی به ایران و آرزوی عراقیزه کردن این کشور و تکرار آن فجایع از سوی آمریکا و اسرائیل، می خواهد برای آینده ایران تصمیم گیری کند و بر تخت قدرت بنشینند. سخنرانان با شعارهایی همچون همگرایی و دمکراسی خاک در چشم مردم عادی می پاشند و همچون همپالگی هایشان در عراق و سوریه و افغانستان و ... برای سرزمین سوخته ایران نقشه می کشند.

فارغ از کلی گویی های مورد بحث در کنگره آنچه که حائز اهمیت است تکرار محتوا و ناتوانی در درک مسائل موجود و بنا بر ماهیت آن تلاشی برای حذف خواست و مطالبات مردم در سراسر ایران بود. شرکت کنندگان با تکیه بر بحرانهای جمهوری اسلامی سعی بر موج سواری و سوِاستفاده از نارضایتی های عمیق اجتماعی در خدمت منافع خود داشتند.

مهم‌ترین شاخص "کنگره آزادی ایران" این بود که نیروهای حاضر در آن، با وجود اشتراک در مخالفت با جمهوری اسلامی، از لحاظ تفکر و سیاست فاقد یک پروژه روشن برای پیشا سرنگونی و چگونگی سرنگونی جمهوری اسلامی بودند. 

احمد چلبی ها و محمد جولانی های آینده ایران و دیگر شرکت کنندگان در واقع منتظرند تا آمریکا و اسرائیل جمهوری اسلامی را سرنگون کنند و قدرت را به شرکت‌کنندگان در کنگره بسپارند. همانطور که در افغانستان و عراق و لیبی و ... این کار را کردند.

اگر چه تمامی تلاش برگزار کنندگان و سپانسوران کنگره لندن این بود که با وجود طیف رنگین کمانی راست و چپ موجود در آن، تصویری از همگرایی و انسجام ارائه دهد، اما خود شرکت کنند گان حاضر در کنگره بهتر از هر کس این واقعیت را درک کردند که تمامی بیانیه ها، صحبتها و سخنان مطرح شده در این کنگره تنها در همان سالن کنگره باقی خواهد ماند و همچون شورای گذار و نشست جورج تاون، اتوبوس "کنگره آزادی ایران" نیز فاقد موتور متحرکه و پایگاه اجتماعی در داخل ایران است و همانجا جلو سالن کنگره رها خواهد شد.

مردم ایران تجارب زیادی از این دست آلترناتیو سازی را در تمامی این سالها دارند و بهتر از هر کس می دانند که منافع استراتژیک این نیروهای ارتجاعی و دولت فاشیست اسرائیل، نه تنها در راستای خواست و مطالبات مردم ایران نیست بلکه کاملا در تقابل با منافع مردم در کردستان و سراسر ایران و در دشمنی عیان با آن است. بی شک توده های زحمتکش ایران یکبار دیگر دست رد به سینه تمامی این جریانات ارتجاعی خواهند زد.

اگر چه حاکمیت جنایتکار جمهوری اسلامی نیز به بهانه جنگ، شمشیر را علیه مردم از رو بسته است و اکنون همچون مار زخمی، شاخ و شانه می کشد و هر صدای مخالفی را به شدت سرکوب و خفه می کند. اما با توقف این جنگ و بمباران، توده های ستم دیده و طبقه کارگر در سراسر ایران دوباره خود را سازمان خواهند داد و مبارزه خود را با حاکمیت جمهوری اسلامی پیگرانه تر و منسجم تر از پیش، مستقل از ارتجاع جهانی و منطقه ای و نیروی داخلی آنان، بدون هیچ توهمی به قدرتهای جهانی و منطقه ای، برای سرنگونی این رژیم ادامه خواهند داد.

در نهایت باید خاطر نشان کرد که علیرغم سرمایه گذاری های وسیع سازمانهای "موساد" و "سیا" بر این نوع ائتلاف ها، کنگره ها و آلترناتیو سازی از این قبیل، انتصاب احمد چلبی ها و محمد جولانی های در آینده ایران به شکست خواهد انجامید. نه صرفا به دلیل اختلافات درونی طیف های ملون جریانات سهیم در آن و نه به دلیل عدم "همگرایی" آنها، بلکه به دلیل ضدیت این جریانات با خواست و مطالبات مردم و به این دلیل که مردم ایران و خصوصا کردستان با درس گرفتن از تاریخ دخالتهای نظامی آمریکا و اسرائیل در دیگر کشورها و رجوع به گذشته پر از جنایات و ویرانی این دولتها دست رد به سینه تمامی این جریانات وابسته و دولتهای حامیشان خواهد زد و به همین دلیل یک بار دیگر باید گفت که هم "کنگره آزادی ایران" و هم "همپیمانی کردستانی" نوزادانی هستند که مرده به دنیا آمده اند.

اول آوریل ٢٠٢٦