با وجود گذشت ۴۵ سال از انقلاب ۵۷، و ۴۵ سال سرکوب همه جانبه، جنگ و وضعیت نابسمان اجتماعی، اقتصادی و سیاسی، ایران همچنان ملتهب و جامعه تشنه دستیابی به همان خواسته های انسانی است که انقلاب ۵۷ را آفرید. خواسته هایی که‌ نه تنها کاهش نیافته، بلکه عمیق تر و وسیعتر شده و جدال بر سر دستیابی به این آرمانها هر روز گسترده تر و توده ای تر شده اند. امروز نسلی که این انقلاب را تجربه نکرده بر شانه تجربیات آن، حکومتی که با به خون کشیدن انقلاب ۵۷ و آرمانهای آزایخواهانه آن به قدرت رسیده است را به مصاف نهایی طلبیده است. مصافی که شهریور ۱۴۰۱ فقط گوشه ای از قدرت و رادیکالیسم و چپگرایی جامعه را، نه فقط به حاکمیت که به کل بورژوازی، نشان داد و توازن قوای جامعه را به نفع مردم تغییر داد. بر متن این اوضاع سالگرد انقلاب نمی توانست مانند سال های قبل باشد.

از یکطرف جمهوری اسلامی، به روال و سنت همیشگی خود، مراسمهای حکومتی خود را به مناسبت "سالگرد انقلاب" برگزار کرد. سران و مقامات حکومت، از همه جناح ها، به دفاع جانانه از "احکام و اصول انقلاب" پرداختند تا بار دیگر انقلاب ۵۷ و آرمانهای آنرا "اسلامی" و جمهوری اسلامی را نماینده آن انقلاب و آرمانهای آن معرفی کنند. مراسمها، راهپیمایی ها و سخنرانی های "آتشینی" که حتی صفوف درونی حاکمیت را هم شارژ نکرد.

اما تلاش در رنگ "اسلامی" زدن به انقلاب ۵۷ هیچوقت مختص به بورژوازی حاکم نبوده است. سخنگویان بورژوازی در اپوزیسیون نیز، به روال همیشه، برای پیشبرد همین هدف سر منبر رفتند و با همان حرارت و "آتشین" اعلام کردند که انقلاب ۵۷ تماما برای به قدرت رسیدن ارتجاع اسلامی بود، که "خوشی زیر دل مردم را زده بود" وگرنه انقلاب نمیکردند. با بیشرمی همیشگی گفتند "مردم اگر عقل داشتند" به همان شرایط حاکم در دوره سلطنت پهلوی رضایت می دادند و هرگونه خواست تغییر و بهبود را از یاد می بردند! تلاش کردند به نام مردم، به نام "نماینده" صدای میلیونها مردم معترض به جمهوری اسلامی در ایران، همراه با شعارهای "مرگ بر جمهوری اسلامی"، انقلاب ۵۷ را مترادف با جمهوری اسلامی جلوه دهند و علیه کمونیستها و آزادیخواهان شانتاژ و فحاشی کنند.

در حالیکه شکست استراتژیک این جناح از بورژوازی برای دست بدست کردن قدرت از بالا و اتکا به غرب، شکست طرح های متعددشان توسط ما کمونیستها و مردم در ایران در همین خیزش اخیر "زن، زندگی، آزادی"، باعث بازبینی و سردرگمی نمایندگان "عاقل" تر این جناح شده است، نیروهای افراطی آن همچنان به خط و نشان کشیدن علیه هر مخالف سیاسی و بخصوص کمونیستها ادامه دادند. افراطی های شان، فاشیست های آریایی، بار دیگر قمه داران خود را چه در میدیای اجتماعی و چه در آکسیون های "اعتراضی شان" گسیل کردند، انقلاب ۵۷ را "شورش شوم" نامیدند و همصدا با جمهوری اسلامی، علیه کمونیست ها و علیه همان مردمی که دیروز برای آزادی و برابری انقلاب کردند و امروز دوباره برای دستیابی به آنها میجنگند، عربده کشیدند. وقاحت شعبان به مخ های این صف و تهدید های شان به قلع و قم هر گونه آزادیخواهی، خط و نشان کشیدن های لمپ مابانه و کثیف شان علیه کمونیستها و تهدید به "دار کشیدن" شان، تصویر آینده سیاهی این نیروها برای جامعه پسا جمهوری اسلامی، در سر دارند را آنچنان صریح و عریان در مقابل همگان قرا داد که حتی میدیای رسمی شان هم در خارج از ایران، از انعکاس این "آکسیون ها" و "سخنرانی" ها خود داری کرد.

برخلاف تبلیغات میدیای جمهوری اسلامی و نیروهای راست اپوزیسیون امسال جمهوری اسلامی نه تنها به استقبال این سالگرد نرفت، بلکه تمام مراسمهای برگزار شده نشانگر ترس و هراس حاکمیت از "تحریک" شدن مردم و برآشفته کردن آنان بود. جمهوری اسلامی که از برگزاری هر برنامه "تحریک کننده ای" که باعث آتش زدن به خشم و اعتراض مردم شود پرهیز می کند، ناچار بود برای خالی نبودن عریضه و اعتماد به نفس دادن به نیروهای خود، این مراسم را برگزار کند. امسال، دستپاچگی شدید، و تلاش مقامات حکومتی در پایان دادن سریع به مراسم، و فضای امنیتی در این روز، بمراتب بیش از گذشته بود. امسال جمهوری اسلامی از سالگرد انقلاب ۵۷ ضعیفتر و کم اعتماد به نفس تر از قبل بیرون آمد.

هدف نمایش موشک ها و پهبادها و رژه نیروهای نظامی و انتظامی در تمام مراسم های امسال، نه نشان دادن قدرت نظامی جمهوری اسلامی به "دشمن خارجی"، که اساسا برای به رخ کشیدن آن به "دشمن داخلی"، و رو به مردمی بود که به کمین نشسته و برای به زیر کشیدن حکومت و انقلاب آتی خود را آماده میکنند.

مسئله ای که برنامه های امسال را از سال های قبل متمایز میکرد، نه سخنرانی های حکومتی ها و تلاش در "اسلامی" کردن انقلاب ۵۷، بلکه حضور گسترده نیروهای نظامی و نمایش "قدرت نظامی" حکومت به اکثریت میلیونی متنفر از جمهوری اسلامی در ایران بود. نمایش قدرتی که اتفاقا با اعتراض نیروهای راست و فاشیستهای آریایی شان روبرو نشد. ترس کل بورژوازی در ایران، چه در حکومت و چه در خارج آن، از مردمی است که دستگاه سرکوب و ارعاب را شکست داده اند و به سادگی مرعوب نمیشوند. ۴۵ سال پیش هم طبقه کارگر و اکثریت جامعه رژیم سلطنت را، با تمام قدرت نظامی اش در منطقه که مایه افتخار شان بود، و بر خلاف "فرمان" خمینی و فریاد های "ما قیام را فرا نخوانده ایم" به پایین کشیدند.
 
امروز با گذشت ۴۵ سال نه طبقه کارگر در ایران و نه اکثریت مردم در این کشور، در موقعیت سال ۵۷ نیستند. امروز جامعه قطبی تر و به مراتب خودآگاه تر، سیاسی تر برای سرنگونی کل جمهوری اسلامی و نظام موجود خود را آماده می کند. امروز کمونیسم متحزب در ایران حضور دارد و به همین دلیل هم، هراس بورژوازی و اشتراک منافع جناح های آن، واقعی تر و شفاف تر در جامعه صف آرایی می کند. این جامعه انقلاب ۵۷ را، و برای دستیابی به همان خواست های آزادی و برابری و سرنگونی کل حکومت جمهوری اسلامی، سالگرد انقلاب را گرامی می دارد و ندای "زنده باد انقلاب" را در سالگرد انقلاب ۵۷ زمزمه می کند.
 
۱۵ فوریه ۲۰۲۴