در فرهنگ و ادبیات ناسیونالیسم و قوم پرستان،  کردها، شجاع، قهرمان، جوانمرد، جنگجو، با غیرت و...، اند. این صفات و تعریفات بظاهر هیجان انگیز، اما در واقع تحقیر آمیز اند. در فرهنگ و سنت ناسیونالیسم کرد، کردها مرد اند، کردستان مردانه است. زن نقشی ندارد...،  من در مورد کردستان چهل و چند سال اخیر بعد از بهمن ۵۷ صحبت می کنم نه تاریخچه ملی کورد که رشته ایست با سر دراز.
 
کردستان و انقلاب ۵۷
 
"فاکت های تاریخی":
 
-  از آغاز سر کار امدن جموری اسلامی، مردم کردستان در رفراندوم "جمهوری اسلامی آری یا نه" شرکت نکردند. مردم کردستان مشروعیت جمهوری اسلامی را تایید نکردند و این رژیم را محصول انقلاب ندانستند و به دستاوردهای انقلاب یعنی سرنگونی دیکتاوری شاه و اهداف انقلاب یعنی ازادی و رفاه و حرمت انسان وفادار ماندند.
-  مردم کردستان تنها به اعلام موضع سیاسی اکتفا نکردند بلکه در مقابل حاکمیت جدید، مبارزه و مقاومت همه جانبه ی سیاسی، اجتماعی و نظامی سازمان دادند. در حالیکه در بعد سراسری انقلاب شکست خورده و جمهوری اسلامی حاکمیت سیاه و ضد انقلابی خود را برقرار ساخت، در کردستان انقلاب و دفاع از دستاوردهایش تداوم داشت.  در این رابطه تجارب تاریخی بسیار مهمی ثبت شده است. برای مثال:
 
-  تشکیل جمعیت های دفاع از آزادی و انقلاب در شهرهای کردستان
-  کوچ تاریخی مردم شهر مریوان
-  راه پیمایی بزرگ بخشی از مردم سنندج به مریوان برای حمایت از کوچ
-  مقاومت چند هفته ای مردم سنندج در برابر تهدید پادگان به تصرف شهر
-  تحمیل تشکیل شورای شهر سنندج به هیات مذاکره ی سران حکومت جدید
-  شکست دادن مرحله ی اول حمله نظامی جمهوری اسلامی به کردستان و بیش از یک سال کردستان آزاد از تسلط نظام پلید سرمایه و دین.
-  مردم کردستان به جنگ ۸ ساله ایران و عراق به جمهوری اسلامی سرباز ندادند.
-  سازماندهی یک مقاومت انقلابی مسلحانه در مقابل حمله نظامی از زمین و هوا و بمباران ها و اعدام های صحرایی خلخالی با شرکت زنان و مردان انقلابی کردستان که بیش از یک دهه طول کشید.
 
با تصرف نظامی کردستان توسط نیروهای مسلح چند گانه ی جمهوری اسلامی، مبارزه و مقاومت مردم در مقابل رژیم خاتمه نیافت. کشمکش ها و مبارزه ی سیاسی و اجتماعی کارگران و زنان و مردان در کردستان تا به امروز در اشکال مختلف از جمله، اول مه های بزرگ کارگری، 8 مارس های توده ای دفاع از آزادی و برابری زن و مرد، اعتصابات کارگری، اعتراضات اجتماعی، اعتصاب عمومی و... ادامه داشته است.
این تحول عظیم اجتماعی، مهر و پرچم کمونیسم و آزادی و برابری را بر خود دارد. این تاریخ ساخته نمی شد اگر کردستان تحت سیطره ی احزاب ناسیونالیست کرد می بود. این تاریخ را چپ رقم زده است. ناسیونالیسم کرد در همه ی این تحول تاریخی نقش منفی و بازدارنده و مخرب بازی کرده است.
فاکت های حاشا ناپذیری در این باره وجود دارد.
 
از جمله:
 
-  حزب دمکرات کردستان ایران "حدکا"، حزب اصلی ناسیونالیسم کرد به خمینی لبیک گفت.
-  ناسیونالیست ها و قوم پرستان هیچ وقت از جمهوری اسلامی دل نکنده، همیشه و از همان آغاز تا کنون برای هر گونه سازش و پذیرش در گوشه ای از قدرت و شراکت در سفره ی ثروت تلاش کرده است. ضد رژیمی گری ناسیونالیسم کرد همزمان با مذاکرات پشت پرده، تنها ابزار فشاری بر جمهوری اسلامی برای پذیرفته شدن در حاکمیت است. حدکا همواره آماده ی ائتلاف و اتحاد با گرایشات سناریوی سیاهی چون مجاهدین و شورای ملی مقاومت و دیگر گرایشات اصلاح طلب درون و بیرون رژیم در خدمت به همین سیاست بوده است.
- حدکا جنگی ضد کمونیستی و ضد کارگری را به کومه له ی آن دوران تحمیل کرد که علاوه بر کشتار کمونیست ها، تخم شکاف و تفرقه و یاس و ناامیدی را در صفوف جنبش انقلابی مردم کردستان پراکند. ناسیونالست ها و قوم پرستان فاشیست اگر بتوانند و فرصت یابند این عملکردهای ضد انقلابی و ضد کارگری و ضد کمونیستی را در پروسه ی سرنگونی جمهوری اسلامی و پس از آن تکرار و انجام خواهند داد.
-  فدرالیسم ناسیونالیسم کرد نسخه ای برای ایجاد شکاف در اتحاد مبارزه ی سراسری برای ایجاد جامعه ای آزاد و برابر است.
 
-  در بعد سیاسی و اجتماعی و فرهنگی هم حدکا ضد ازادی بیقید و شرط سیاسی است. برابری واقعی زن و مرد در سیاست و فرهنگ ارتجاعی حدکا، بی معنی است و اساسا مساله ای به نام مساله زن و تبعیض جنسی را برسمیت نمی شناسد. احزاب و جریانات ناسیونالیست و قومی کردستان جریاناتی اسلامی و مذهبی "سنی" هستند و مذهب را ولو رقیق تر از جمهوری اسلامی، اما برای فریب بخش عقبمانده ی مردم بخدمت می گیرند. این احزاب خواهان تشکیل اتحادیه ملاهای کردستان کپی حوزه های علمیه و شبکه ی امامان جمعه ی جمهوری اسلامی هستند.
 
با این وجود، کردستان منطقه ای است که کمونیستها در آن تاریخ دارند، نفوذ دارند، قدرت دارند و میتوانند بعنوان یک اهرم قدرت در انقلاب آتی ایران آن را بکار گیرند. کمونیسم در کردستان رهبران توده ای و اجتماعی دارد، سنت سازماندهی توده ای، سنت مبارزه مسلحانه، پتانسیل نظامی دارد و به لحاظ قدرت و نفوذ می تواند جلو یکه تازی ناسیونالیسم کرد را بگیرد.
موقعیت کمونیسم در کردستان می تواند تاثیر بسیار زیادی بر توازن قوای بورژوازی و طبقه کارگر در سراسر ایران داشته باشد. به این معنی کردستان پایگاهی قدرتمند برای جنبش کارگری و کمونیستی در ایران است.
 
کردستان چشم و چراغ ایران
 
علاوه بر نقش کردستان در دفاع از انقلاب ۲۲ بهمن ۵۷ و مبارزه برای تداوم و پیروزی آن به دلیل حضور گرایش و نیروی پر قدرت کمونیسم و انساندوستی و آزادیخواهی و برابری طلبی و تا به امروز، چرایی توجه سراسری به کردستان، حضور موثر و رادیکال جنبش آزادیخواهانه و برابری طلبانه ی مردم کردستان در جنبش انقلابی شهریور ۱۴۰۱ تا کنون هم است. این اتفاق بدون حضور کمونیسم اجتماعی در کردستان بهیچوجه نمی افتاد. تحولی که باعث شده مردم ایران کردستان را  چشم و چراغ خود بنامند.
جنبش انقلابی شهریور ۱۴۰۱ در کردستان مرزهای قومی و ملی و زبانی ومذهب و سنی گری را پشت سر گذاشت. کردستان آگاهانه خودش را جزئی از یک جنبش قدرتمند سراسری تعریف کرد. در این تحول تاریخی سیاست و تلاش احزاب ناسیونالیست کرد با بی اعتنایی و بی توجهی مردم کردستان روبرو شد. این تحول تاریخی احزاب جنبش کوردایتی را مجبور کرد از مردم کردستان و خیزش سراسری دنباله روی کند. حضور ناسیونالیسم متحزب در کردستان می توانست محرکی و فشاری برای برانگیختن احساسات ملی و قومی باشد، تلاش هایی هم شد اما رادیکالیسم جنبش و شعار و منفعت مشترک و سراسری زحمتکشان، این فشار را به حاشیه راند.  
انقلاب اتی ایران از پیچ و خم ها و کشمکشهای طبقاتی و اجتماعی متعددی می گذرد. انقلابی مشابه تجربه ی تلخ ۲۲ بهمن ۵۷ نیست. تاریخ تکرار نمی شود. تحولات سیاسی و طبقاتی در ایران باید به مسیری هدایت شود که اقشار و طبقات بورژوایی و قومی و مذهبی نتوانند در آن نقش مخرب و موثر داشته باشند، نتوانند بر موج نارضایتی عمومی سوار شده و به مسیری که خود می خواهند بکشانند و سر طبقه کارگر را شیره بمالند و زیر آب کنند. انقلابی است که باید سرنوشتش را مجامع عمومی و شوراهای کارگری و مردمی تعیین کنند. قبل از این که گرابشات و جناح های طبقات دارا برای قدرت خیز بردارند، مهار شوند و قدرت کارگری و کنگره سراسری شوراهای مردمی بر پاشود. انقلابی که چشم به سوسیالیسم و آزادی و برابری و رفاه و خوشبختی جامعه دوخته است. جامعه ای با بیشترین آزادیها، بیشترین رفاه و فارغ از هر گونه تبعیض و ستم و نابرابری بر ویرانه ی کامل نظام سرمایه و دین در ایران. و تبدیل ایران به چشم و چراغ خاورمیانه ای فارغ از جنگ و تروریسم و نسل کشی و قدر قدرتی بورژوازی پلید جهانی. جهانی با پرچم سوسیالیسم، آزادی و برابری انسان ها فارغ از قوم و ملت و زبان و نژاد و مذهب و مرزها!