اكنون بیش از ۶ ما از شروع جنبش اعتراضی در ایران كه بعد از مرگ مهسا امینی عروج كرد و پرچم رهایی زن و آزادی و برابری بر آن حك شد، میگذرد. احزاب و جریانات سیاسی مختلف در این دوره، هر یک بر اساس افق و استراتژی خود، تلاش كردند بر سیر تحولات این دوره تاثیر بگذارند.
 
اپوزیسیون راست در این مدت و در امتداد تلاشهای گذشته خود، با اتكا به لابیسم و امكانات میدیایی سعی كرد در این جنبش جا پایی باز كند، توجه جلب كند و خود را به عنوان اپوزیسیونی متحد و قوی به مردم ایران تحمیل و توجه محافل غربی و دولتهای متخاصم با ایران را به خود جلب كند. این دوره دهها نقشه و برنامه و انواع اقدامات و ائتلاف و اتحادها از جانب اپوزیسیون راست، در یک قطب رضا پهلوی و در قطب مقابل مجاهد انجام گرفت كه بسیاری از این نقشه و اتحادها و پروژه ها در مقابل موج اعتراضی و انقلابی و آزادیخواهانه در جامعه ایران، شكست خورد.
 
دوره اخیر در پیش گرفتن سیاستهای شبه فاشیستی و نژاد پرستانه از جانب هواخواهان سلطنت بر متن ناكامی های تا كنونی این جریان، صف به ظاهر متحد آنها ترك برداشت و شقه شقه شد. در این میان ناسیونالیستهای كرد و مخصوصا جریاناتی كه به نام "مركز همكاری احزاب کردی" فعالیت دارند، از این انشقاق و ناكامی بی سهم نبودند. در این نوشته اساسا و بر متن ناكامی های اپوزیسیون راست، به انشقاق در جبهه ناسیونالیستهای كرد، به افق و استراتژی آنها، به جایگاه مسئله كرد در این استراتژی و شواهد صف بندی های جدید در میان آنها خواهم پرداخت.
 
جنبش اعتراضی و پرچم اپوزیسیون بورژوایی
 
بعد از قتل مهسا امینی ما شاهد طغیانی انقلابی و آزادیخواهانه به وسعت ایران علیه جمهوری اسلامی و با پرچم برابری زن، آزادی و عدالت اجتماعی بودیم. جنبشی كه تامین مطالبات خود را در رفتن جمهوری اسلامی میدید و سرنگونی به قدرت پایین را نوید میداد.
 
ماهیت آزادیخواهانه این جنبش در جهان توجه و حمایت بزرگی كسب كرد. در منطقه از افغانستان، پاكستان، عراق، لبنان، تا تركیه و... به جنبش حق زن علیه ارتجاع اسلامی جانی تازه بخشید. سازمانهای كارگری، زنان، چپ و مردم متمدن جهان به حمایت از این اعتراضات پرداختند و ایران و جنبش آزادیخواهانه آن موضوع مهم این دوره شد. دول مرتجع غربی به نام "دفاع" از مردم ایران تلاش كردند با فشار به جمهوری اسلامی او را در خدمت منافع خود رام كنند و بعلاوه جاپایی برای دخالت خود در فردای تحولات در ایران  باز كنند.
 
ناسیونالیستها ، چه ناسیونالیسم ایرانی، چه ناسیونالیسم كرد، عرب، ترك و... و كل اپوزیسیون راست، علیرغم اعلام "همراهی" و حتی ادعای "رهبری" آن، نه تنها از این جنبش و خیزش نگران شدند كه بعلاوه لطمه خوردند. همه آنها از وجود جنبشی سراسری، انقلابی و آزادیخواهانه كه نوید انقلابی از پایین را میداد، كه نقش طبقه كارگر در آن برجسته بود و آزادی زن پرچم آن بود، نگران شدند. امر مشترك كل نیروهای راست از سلطنت طلب و جمهوری خواه تا ناسیونالیست كرد و طیف متنوعی از جریانات قومی و مذهبی و از جمله مجاهد، علیرغم هر اختلافی كه دارند، علیه وقوع یك انقلاب از پایین، ریاکارانه به نام "دفاع" از آن زیرعناوین مختلف مانند، "گذار غیر خشونت آمیز از جمهوری اسلامی"، یا "فروپاشی مدیریت شده" و دست بدست كردن قدرت از بالا و به كمك دولتهای غربی وارد میدان شدند. اتحادها و ائتلافها، جدایی ها و كدورتها در میان این نیروها در این دوره مهر این هدف ارتجاعی را برخود داشت.
 
انشقاق در اپوزیسیون راست
سیر اوضاع و پولاریزاسیون فضای سیاسی بر اتحادها و ائتلافهای مصلحتی و شکننده اپوزیسیون راست پرو غرب تاثیرات جدی گذاشت. دیگر ادامه حفظ یک نیروی متحد و "بی مشکل" در این طیف ممکن نبود. سکوت جای خود را به ابراز نگرانی، به ائتلافها و اتحادهای جدید، به اعلام علنی مخالفتها و فاصله ها داد. همه با همی نیروهای راست پرو غرب جای خود را به روشن کردن فاصله ها داد. امروز در اپوزیسیون راست پرو غرب ما با دو قطب، یکی به رهبری رضا پهلوی و دیگری جمهوریخواهان، روبرو هستیم. 
 
زمانیکه رضا پهلوی و حواریون او از تاثیر گذاری و كسب اعتبار در داخل ایران نا امید شدند، رسما به عنوان یك جریان اولترا راست و شبه فاشیستی، ضد كارگری و ضد كمونیستی به میدان آمدند. تمام ادعاهای دمكراسی خواهی و جمهوری خواهی رضا پهلوی كنار رفت و "شاهزاده" لخت و عریان با شعار "یك ملت، یك پرچم و یك رهبر" و با شمشیر "تمامیت ارضی " به عنوان یك فاشیست آریایی وارد میدان شد.
 
با بسته شدن دریچه امید به جا پا بازكردن در تحولات ایران و در میان مردم آزادیخواه و معترض درجه و میزان تلاش برای برقراری روابط حسنه با سران سپاه پاسداران، ارتش، بسیج و وزارت اطلاعات و بعلاوه روابط و دیپلماسی با دول غربی، بالا گرفت. رضا پهلوی كه زمانی به فدرالیسم قومی آری گفته بود و دوره ای جمهوریخواه شده بود، این بار با شمشیر "تمامیت ارضی ایران" به عنوان "خط قرمز" خود به میدان آمد. "تمامیت ارضی" شمشیز زنگ زده جمهوری اسلامی و حكومت پهلوی نمیتوانست همراه خود مهر "تجزیه طلبی" را بر پیشانی نه تنها احزاب ناسیونالیست كرد و سایر گروههای ناسیونالیستی، كه بعلاوه علیه مردم كرد زبان، ترك زبان، عرب زبان و...نزند. فاشیسم آریایی در مقابل خود عده ای را عملا و رسما "غیر خودی" اعلام کرد و عامل جدی دامن زدن نه فقط به ناسیونالیسم افراطی و آریایی، بلکه به ناسیونالیسم افراطی در کردستان، آذربایجان و ... شد.
 
زلزله درصف ناسیونالیسم كرد
 
احزاب ناسیونالیست كرد در سالهای اخیر یك پای انواع اتحاد و ائتلافها بوده اند. ناسیونالیستهای كرد بعد از انقلاب ۵۷ و مستقل از تلاش برای توافق با جمهوری اسلامی، همواره تلاش كرده اند با اپوزیسیون راست در انواع ائتلافها حضور یابند و در فردای جمهوری اسلامی یك پای قدرت باشند. اما شمشیر "تمامیت ارضی" جریان سلطنت طلب، تبلیغات سطحی، دست راستی و شبه فاشیستی میدیای این جریان و رهبر تلاشی و بالماسکه "وكالت دادن" ها به رضا پهلوی، این صف را دچار انشقاق كرد. جریانات مختلف جمهوری خواهی در طی پروسه ای به تدریج ناچار شدند از رضا پهلوی و جریانات سلطنت طلب فاصله بگیرند. حزب اصلی ناسیونالیسم کرد، حزب دمکرات، رسما نه تنها فاصله خود را از جریان سلطنت طلب اعلام كرد كه عملا و رسما علیه رضا پهلوی و پرچم "تمامیت ارضی" آن به عنوان شمشیر علیه خود سخن میگوید. جلسات اخیر جریانات ناسیونالیست كرد، اعلام مواضع رهبران و شخصیتهای مختلف این جریان بیان این فاصله و در عین حال بیان به هم خوردن صف به ظاهر متحد ناسیونالیستهای كرد هم هست.
 
در میان شخصیتها و نیروهای ناسیونالیسم كرد و خصوصا جریانات متحد در "مركز همكاری"، عبدالله مهتدی و جریانش سنتا بیش از دیگران در تلاش رابطه نزدیك و حسنه با طیف راست از جمهوری خواهان تا رضا پهلوی و محافل نزدیك به او بود. مهتدی احساس میكرد فرصتی ایجاد شده و او میتواند علیرغم بدنامی تاریخی خود و بی اعتباری حتی در میان ناسیونالیستهای كرد، از این فرجه سود ببرد و سری در میان سران در بیاورد. احساس میكرد با طیف راست سلطنت طلب و شخص رضا پهلوی و امكانات میدیای وسیع آنها، هم میتواند بعنوان "نماینده کردها" جایگاه بیشتری در اپوزیسیون راست پیدا كند و هم در مناسبات با دولتها و محافل غربی موقعیتی كسب كند.
 
شركت مهتدی در نشست ۸ نفره در ۲۱ بهمن (دهم فوریه ۲۰۲۳) كه به ابتكار جریان سلطنت طلب در دانشگاه جرج تاون واشنگتن  زیر نام  "نشست جنبش دمكراسی خواهی ایران" برگزار شد، بیش از بیش باعث خشم حزب دمكرات كردستان ایران و طیف وسیعی از ناسیونالیستها علیه مهتدی و جریانش شد. این ماجرا و اقدامات قبلی مهتدی، كل احزاب ناسیونالیست كرد و شخصیتهای آن را عصبانی كرد و عملا در این مدت شخص مهتدی و جریانش زیر انتقادهای فراوان قرار گرفت. بحث تك روی و فرصت طلبی مهتدی و روابط با طیف سلطنت طلب و بعلاوه صحبت كردن او به نام "مركز همكاری احزاب كرد" و عدم توافق اعضا و نیروهای اصلی تر این مركز، امروز خود به جدالی تبدیل شده است.
 
نشست اخیری كه مركزی به نام "سازمان جهانی كرد"(ریكخراوی جهانی كرد) با شركت نمایندگان حزب دمكرات كردستان ایران و جریان عبدالله مهتدی و تعدادی از شخصیتهای ناسیونالیست كرد در ۲۵ فوریه ۲۰۲۳ در آلمان برگزار كرد، بیان این انشقاق و اختلافات جدی در "مركز همكاری" است كه به آن برخواهم گشت. اما باید پرسید ماجرا و هدف این احزاب و كل جنبش ناسیونالیست كرد چیست. این جریانات در دنیای واقعی دنبال چه هستند. مسئله "كرد" در استراتژی این احزاب چه جایگاهی دارد. بدون نگاه به استراتژی این جریانات درك دلایل نزدیكی و دوری های هر روزه، ائتلاف و انشقاهای مختلف این جریانات و حتی جنگ و كشمكشهای و صلح و آشتی  آنها با حكومت مركزی و...ساده نیست.
 
استراتژی جنبش ناسیونالیست كرد
 
احزاب ناسیونالیست كرد در كل منطقه، از ایران و عراق تا تركیه و سوریه با همه شاخه های آن یك استراتژی واحد دارند و آنهم سهیم شدن در قدرت مركزی است. جنگ و جدال این احزاب در تمام تاریخ با حكومتهای مركزی یك هدف داشته است و آنهم مذاكره و توافق و كسب امتیازاتی و داشتن صندلی در حاكمیت!. امروز از هر شخصیت و حزب ناسیونالیستی بپرسید در مورد روسای دولتهای حاكم از اردوغان تا خمینی و از صدام حسین تا بشار اسد، نظرتان چیست، جملگی از آنها به عنوان جنایت كار، قاتل و دشمن "كردها" و.. اسم میبرند. اما در تمام تاریخ ۵۰ ساله گذشته همه احزاب ناسیونالیست كرد و رهبران آنها دائما تلاش كرده اند این جنایتكاران و قاتلین "كرد" آنها را در كنار خود قبول کنند و در سیستم خود جای دهند و سهمی از قدرت را به آنها بسپارند. در میان رهبران كرد از مصطفی بارزانی و جلال طالبانی، از قاسملو و رهبران كنونی حزب دمكرات تا  اوجلان و رهبران كنونی پ ك ك و...و تا سازمان و گروههای دیگر، حتی یك نفر را پیدا نمیكنید كه افق و آرمانش چیزی بیش از این باشد. جنایتكار نامیدن رهبران دولتهای مختلف تنها به این دلیل است كه به این احزاب به عنوان نمایندگان بخشی از بورژوازی كرد، سهم نمیدهند. پرچم "كرد" و قسم خوردن به "خاك پاك كردستان"، افتخار به تاریخ "مردم كرد"، تقدس سنت و فرهنگ و زبان، لباس و هر چیزی كه اسمی از "كرد" بر آن باشد، و آویزان شدن به ستمی كه به مردم كرد زبان از جانب دولتهای مركزی اعمال میشود، همگی ابزارهایی برای نیل به  یك هدف "مقدس" و آن گرفتن سهمی از قدرت مركزی اند. جنایتكار خواندن خمینی ها، خامنه ای ها، اردوغانها، بشار اسدها و در گذشته صدام ها، تنها به این دلیل است كه آنها از استثمار طبقه كارگر و چپاول ثروت و سامان این جوامع، ناسیونالیستها كرد را بی سهم كرده اند. پرچم "كرد" و آویزان شدن این احزاب به ستمگری ای كه دولتها بر مردم كرد زبان اعمال كرده اند، بازاری در دست این احزاب برای معامله است و نه هیچ چیز دیگر.
 
حزب دمكرات كردستان ایران در تاریخ ۴۴ سال گذشته تلاش كرد كه با جمهوری اسلامی به توافق برسد. این حزب حتی حاضر بود با دو و سه ماده به نام "دریافت حق كرد" در كنار و زیر چتر جمهوری اسلامی اداره امور مناطقی از كردستان را در دست بگیرد. این حزب برای نشان دادن حسن نیت به جمهوری اسلامی بعد از انقلاب ۵۷ به خمینی لبیك گفت و حتی در تقویت پادگانها در كردستان، ستونهای نظامی جمهوری اسلامی را اسكورت كرد. جنگ و جدال، مذاكره و آشتی، پیام لبیك به خمینی، روابط دیپلماسی مخفی با جمهوری اسلامی، همگی برای نیل به این هدف بوده است. سازمانهای دیگر از جمله جریان عبدالله مهتدی هم از روزی كه به قول خود "جمهوریخواه" شده و جریانی را به اسم "كومه له" ساخته است برای همین استراتژی ساخته شده اند. سو استفاده این جریان از تاریخ كمونیستها در كردستان و كومه له كمونیست و اعتبار اجتماعی این تاریخ، قرار است با شعبده بازی مهتدی و جعل و حقه بازی، در خدمت جریانی شبه فاشیستی و تبهكار و فرقه ای فرصت طلب ضد كمونیست قرار بگیرد.
 
استراتژی این احزاب سهیم شدن در قدرت است و برای دستیابی به این قدرت به هر وسیله ای متوسل میشوند. اگر این هدف در توافق با جمهوری اسلامی تامین شود، این احزاب با سر دنبالش میدوند. اگر با جنگ و فشار به جمهوری اسلامی تامین شود، وارد جنگ میشوند. اگر جنگ نیابتی در كردستان فشاری به حكومت ایران برای تن دادن به این هدف شود، جنگ نیابتی میكنند. اگر تبدیل شدن به سرباز آمریكا و اسرائیل و هر دولت جنایتكاری، سهم آنها در قدرت را تامین كند، آماده تبدیل کردن ایران به سوریه ای دیگر خواهند شد. اگر تحریم اقتصادی راه آن باشد، مدافع وسیعترین تحریم اقتصادی خواهند شد. و همه اینها به نام "منفعت كرد" بیان میشود.
 
منفعت "كرد" پوچ و حرف مفت برای فریب است، این احزاب تاریخی از جنگ و كشتار از هم دارند. اكنون و با گذشت سه دهه حاكمیت آنها بر كردستان عراق، دو جریان بارزانی و طالبانی، هنوز بر سر سهم هریک از قدرت کشمکش دارند. بارها، به نام منفعت "كرد"، بارزانی با اتكا به حكومت صدام و اتحادیه میهنی با اتكا به جمهوری اسلامی علیه هم لشكر كشی كرده اند. منفعت "كردها" پرچم سهم خواهی است و در این مسیر حاضراند از روی جنازه هم عبور كنند. لذا تاریخ این احزاب و تناقضات و سیاستهای مختلف و متناقض آنها همگی راههای مختلفی است كه قرار اس آنها را به مقصد برساند و "كرد و ستمگری بر كرد ها" یك ابزار است.
 
نرخ "جنبش كردستان" در بازار سیاست
 
جنبش اعتراضی اخیر در ایران علیرغم تلاشهای وسیع انواع محافل و احزاب راست و ناسیونالیستی چه در اپوزیسیون و چه درون حكومتی، یك همسرنوشتی سراسری در میان بخش محروم جامعه را به نمایش گذاشت و درد مشترك كه برابری زن، رفاه و آزادی بود را فریاد زد. هر جریان راستی تلاش كرد به نام این جنبش اسب خود را بتازد و منافع خود را دنبال كند.
 
ناسیونالیستهای كرد تلاش میكنند برای این جنبش شناسنامه ملی بتراشند و آنرا در خدمت منافع خود در بازار مورد معامله قرار دهند. مهسا امینی و كرد زبان بودن او، شروع اعتراضات در شهر محل تولد او، سقز، دستمایه این تلاش ارتجاعی و تفرقه افكنانه شد. در شرایطی كه جنبشی كه راه افتاد نه رنگ محلی داشت و نه پرچم هیچ قومیتی در دست داشت. جنبشی که تلاش همه ناسیونالیستها چه نوع عظمت طلب ایرانی و چه ناسیونالیست كرد برای تبدیل یك جنبش انسانی و آزادیخواهانه به دستمایه معامله خود، را عقب راند.
 
اما این اواخر و عروج فاشیسم آریایی حول رضا پهلوی و سلطنت طلبها، تبلیغات نژاد پرستانه آنها و انعكاس وسیع میدیای توسط رسانه های راست، ناسیونالیسم كرد و احزاب آنرا نیز به نام "دفاع از خود" و "دفاع از حق کرد" بیش از گذشته به سنگر قومیت با پرچم فدالیسم هدایت كرد. راست افراطی آریایی، عملا ناسیونالیسم افراطی کرد را تقویت کرد. پرچم این مقابله از طرفی "ایرانیت" و "ایرانی ماندن" و از طرف دیگر هم "حقوق مردم كرد" و "جنبش كردستان" است. ناسیونالیسم کرد بیش از گذشته به عنوان یك طرف دیگر ارتجاع ناسیونالیستی با یك احساس حق طلبی به سنگر همیشگی ناسیونالیسم كرد و محلی گری پناه برد.
 
در نشست اخیر و پانل ناسیونالیستهای كرد در آلمان كه در ۲۵ فوریه برگزار شد، همه شركت كنندگان از جمله حسن شرفی نماینده حزب دمكرات، عبدالله مهتدی از سازمان زحمتكشان، عباس ولی و مسعود رستمی از شخصیتهای ناسیونالیست كرد و همینطور در نشستی كه همین مركز برای تعدادی از زنان "كرد" و شخصیتهای زن این جنبش گذاشت، همگی به تولد جنبش اخیر در كردستان تاكید دارند. تلاش میكنند ریشه "كردی" و منشا كردستانی برای آن بتراشند. آنها عموما با این ادعا و شناسنامه قومی درست كردن برای جنبش اعتراضی این دوره، مدعی اند كه این جنبش فرصتی برای "كردها" و حتی نه زنان "كرد" درست كرده است و اعتبار "جنبش كردستان" و وزن آن در سیاست ایران بالا رفته است. از نظر آنها بالا رفتن اعتبار كردستان فرصتی برای این احزاب است كه در معاملات سیاسی با اپوزیسیون ایران، در دیپلماسی با دولتهای غربی، قیمت بالایی روی کالای خود بگذارند و با نرخ بیشتری آنرا بفروشند و در یک کلام موقعیت بهتری كسب كنند. همگی تاكید میكنند كه، احزاب ناسیونالیست كرد باید جبهه كردستانی وسیعتری درست كنند تا بتوانند در معامله با حریفان دست بالاتری داشته باشند و در اپوزیسیون سهم بیشتری كسب كنند.
 
حسن شرفی به عنوان نماینده حزب دمكرات در پانل فوق روشن میگوید:
"اگر ما متحد باشیم آنوقت درخواستهای خود را در میان اپوزیسیون ایران به مزایده میگذاریم. اگر اختلاف داشته باشیم درخواستهای ما به مناقصه گذاشته میشود."( پانل به زبان كردی است و مسئولیت ترجمه سخنان مورد اشاره  به فارسی بر عهده نویسنده مطلب است)
 
 گفته های روشن و ساده حسن شرفی و اینكه ناسیونالیستهای كرد باید تلاش كنند متحد ظاهر شوند و جنس خود را در معامله با دیگران (سلطنت طلب، جمهوری خواه، مجاهد و هر نیرو و دولتی) به بالاترین نرخ بفروشند و اگر متحد نباشند مجبوراند به پایین ترین نرخ رضایت دهند، لپ مطلب و هدف همگی است.
 
حسن شرفی در سخنرانی خود در این پانل از سلطنت طلبان گله مند است و میگوید:"سلطنت طلبان اعتراف به وجودمان نمیكنند، تا با آنها كار كنیم". در ادامه به مجاهد اشاره میكند كه آنها نسبت به مسئله كرد سیاست بهتری دارند. اینجا "آس" مجاهد، که امروز با استفاده از تقابل سایر نیروهای راست با قطب رضا پهلوی، مدتی است پرچم جمهوریت را برداشته، از جانب حزب دمكرات به عنوان آپشنی برای اتحاد و ائتلاف آتی توسط این جریان روی میز بقیه گذاشته میشود. آپشنی ممکن بخصوص که حزب دمکرات تاریخی از ائتلاف با مجاهدین در "شورای ملی مقاومت" دارد. در چنین شرایطی سرنوشت "سازمان" عبدالله مهتدی چه خواهد شد را باید دید.
 
عبدالله مهتدی در این نشست ضمن تاكید بر ضرورت حفاظت از "آب و خاك و كوههای كردستان" اشاره دارند كه "شورش ژینا ما را از آن سوراخ بیرون آورد و امكان دیپلماسی با دولتها را برایمان تامین كرد"( نقل به معنی)
بحث عبدالله مهتدی در امتداد بحث نماینده حزب دمكرات علاوه بر نیروهای اپوزیسیون، چشم امید به دیپلماسی با دولتها را هم بیان میكند. اما اینكه این جریانات بتوانند جنبش اعتراضی ۶ ماهه گذشته را با شناسنامه "كردی" و منشا ملی به ثبت برسانند كه نیاز آنها است، سرابی بیش نیست.
 
لذا "كرد و كردستان" ابزار معامله برای تامین سهم بیشتر این جریانات به عنوان جریانات بورژوایی و ضد كارگری است. این معامله هم با اپوزیسیون ایران است هم با دولتها. در چهل و چهار سال گذشته معامله با این پرچم و به نام "حق كردها" با جمهوری اسلامی اساس تلاش ناسیونالیستهای كرد بود. امروز كه ماندگاری جمهوری اسلامی محتمل نیست، معامله با اپوزیسیون بورژوایی جای آنرا گرفته است.
 
تحریكات قومی ابزار یك جنگ
 
برای تامین امكان معامله با "حقوق مردم كرد"، ناسیونالیسم كرد محتاج تبلیغات عقب مانده برای كور و كر كردن طبقه كارگر، اقشار محروم و زنان و جوانان در كردستان است. باد زدن تعلقات و تعصبات ملی و نفرت قومی یك راه همیشگی است. باید كاری كنند كه هر انسان كرد زبانی احساس كند، ابتدا عضوی از خانواده "كردها"است. هویت "كردی" دارد و كارگر یا بورژوا، مرد سالا و ضد زن یا آزادیخواه و برابری طلب، منفعت مشتركی دارند و آنهم منفعت "كردها" است. این "منفعت مشترك" در حقیقت بزرگترین دروغ تاریخ است. این ادعا از جانب ناسیونالیستهای كرد در خدمت حاكمیت بورژوازی كرد و تحكیم زنجیر بردگی بر پای كارگر كرد زبان و انشقاق در صف طبقه كارگر در ایران است. "منفعت مشترك" كرد زبانان همان اندازه حقیقت است كه "منفعت مشترک" جمهوری اسلامی و طبقه كارگر غیر كرد زبان، یا فارس زبان. این ادبیات تمام حاكمین جهان، تمام دولتهای ضد كارگر از ایران تا عربستان و تركیه و از آمریكا و آلمان و انگلستان تا چین و روسیه و هند است. این ذهنیت وارونه و دروغ و تبدیل آن به افكار و فرهنگ مردم محروم و تلاش برای تحمیق آنها، نیاز این دولتها و ابزار سرپانگهداشتن تمام دولتهای بورژوایی و نظامهای كاپیتالیستی است. بگذار از زبان خود ناسیونالیستها كرد در این زمینه بشنویم.
 
عبدالله مهتدی اخیرا در مصاحبه  ای با دویچه وله میگوید:
"پیام من به مردم ایران این است كه كردستان را دشمن خود ندانید".
 
پشت این پیام "وحدت طلبانه" و "دراز کردن دست دوستی" به سوی مردم ایران، یک دنیا جعل، دروغ و همزمان تلاش برای دامن زدن به کینه و نفرت قومی و جدایی خوابیده است. ابتدا این دروغ کثیف که مردم ایران مردم کردستان را دشمن خود میدانند و سپس ریاکارانه و شیادانه دعوت به دوستی به آنان از طرف "مردم کردستان"!
 
آقای مهتدی شعور مردم كردستان را دست كم گرفته است. این بزرگترین اتهام و اهانت هم به مردم ایران است و هم به مردم در كردستان. این همان اندازه فاشیستی و ارتجاعی است كه "تمامیت ارضی" و "وطن پرستی" رضا پهلوی. با این گفته مردم ایران را ابتدا در موقعیت دشمن مردم کردستان میگذارد و به نام كدخدای خود گمارده  و "مدافع" مردم كردستان، خود را در مقام پرچمدار "آشتی ملی" قرار میدهد و از مردم ایران میخواهد دست از دشمی علیه "كردها" بردارند. لطفا به اتهام و فحاشی های هواداران كله تراشیده و نژاد پرست رضا پهلوی نگاه كنید و تفاوت گفته مهتدی و آنها را خودتان كشف كنید.
 
ناهید بهمنی از اعضا رهبری جریان مهتدی در پانلی كه برای زنان ناسیونالیست كرد گذاشته اند و قبلا اشاره كردم، میگوید:
 
"شورش ژینا كرد ستیزی را به كردستایی تبدیل كرد". او در دامه میگوید: "ما عموما فرهنگی پیشرو تر از فرهنگ ملت بالا دست داشته ایم كه ملغمه ای از تشیع و سینه زنی را با خود آورده است". باز میگوید: "  كرد همیشه در رشادت و... اسم و رسمی داشته است".
 
ناهید بهمنی با این ادعاها درست مانند عبدالله مهتدی ابتدا اتهام "كرد" ستیزی را بر پیشانی مردم غیر كرد زبان یا فارس زبان حك كرده و بعد، مدال افتخار را بر سینه خود و ناسیوانلیسم كرد و هر چه كرد زبان است میزند و خود و همراهانش را هم صاحب "شورش" ژینا(مهسا امینی) میكند. كسی نیست به این خانم بگوید لطفا فرهنگ ضد زن و شمشیر كشیدن سلفی ها و حمله به زنان و دختران مال كدام فرهنگ است. كسی نیست بگوید لطفا آمارهای وسیع زن كشی در حاكمیت ناسیونالیستهای كرد در كردستان عراق از كدام فرهنگ "پیشرو" كردی آمده است. باید از این خانم پرسید پس ختنه زنان، پدیده ضد زن "زن به زن كردن" و هزاران اعمال زن ستیزانه، اسلامی و عقب مانده از كجای دنیا آمده است.
 
گفته های خانم بهمنی و عبدالله مهتدی ورژن "کوردی" آریایی های نژاد پرست است. این نوع ادعا و تحریك كار محافل بی ریشه و غیر اجتماعی از نوع هواداران سینه چاك كن رضا پهلوی است. "تمامیت ارضی" آنها و مهر "تجزیه طلب" زدن بر پیشانی مردم كرد زبان عین مهر "كرد ستیزی" زدن بهمنی و مهتدی بر پیشانی بقیه است.
 
این تبلیغات بشدت عقب مانده و ارتجاعی، فرهنگ "كرد" پرستی و نفرت پراكنی از دیگران و تحریك كردن، كار دستجات نژاد پرست و غیرمسئول و از همان جنس هواداران چاقو كش رضا پهلوی است و ماهیتا تفاوتی ندارد. اینها از هر دو طرف چه نژاد پرستان آریایی و چه ناسیونالیستهای اولترا راست "كرد"،  از نوع مهتدی و خانم بهمنی، كارشان مهیا كردن باروت پاكسازی های قومی است كه نمونه های آنرا در یوگسلاوی و رواندا دیده ایم. اینها تکرار تبلیغات ملا حسنی های جمهوری اسلامی در اورمیه و نقده برای راه انداختن جنگ "كرد" و "ترك"، در اپوزیسیون جمهوری اسلامی است و به همین عنوان باید به آن نگاه كرد، افشا كرد و صاحبانش را سر جای خود نشاند. 
 
جالب است آقای مصطفی هجری مسئول اجرایی حزب دمکرات کردستان ایران این روزها، در تویتی به مناسبت فرا رسیدن سال نو، به مردم كردستان گفته اند: "کوردستانیان جامانەپوش، فرزندان خاکی‌پوش، علمداران آزادی، مبارزان حماسه کرماشان و "کورسان باوان"؛ نوروز امسال را بە نوروز مقاومت تبدیل نمایند". این از همان جنس صحبتهای مهتدی و خانم بهمنی است و تحریك قومی و عقب مانده است كه در فرهنگ شهری جایی ندارد. این پیام عین پیام سران عشایر به رعایای خود در دوره خانخانی است و بیان سطح فرهنگ نازل صاحبان آن است نه مردم متمدن و آزادیخواه در كردستان. فدرالیسم قومی به عنوان پرچم این جریانات كه امروز بیش از گذشته باد زده میشود از این بیشتر نتیجه ای ندارد.
 
كردستان و ناسیونالیسم كرد
 
"جنبش كردستان" عنوانی است كه ناسیونالیستهای كرد و حتی بخش از چپ ملی به مقاومت و مقابله تاریخی مردم در كردستان علیه جمهوری اسلامی میگذارند. اما مردم كردستان در تاریخ مقابله و مقاومت خود علیه جمهوری اسلامی همواره شاهد دو جنبش سیاسی، با احزاب، شخصیتها، سنتها و فرهنگ متفاوت بوده اند. یكی جنبش ناسیونالیست كرد، برای گرفتن امتیاز و توافق با جمهوری اسلامی و دیگر جنبشی انقلابی و آزادیخواهانه، كه در راس آن ما كمونیستها قرار داشته ایم. تاریخ ۴۴ سال مبارزه در كردستان در مقابل جمهوری اسلامی همواره شاهد تقابل این دو جنبش با دو افق متفاوت و دو سیاست مختلف بوده است. اگر استراتژی ناسیونالیستهای كرد در این جنبش گدایی سهم از جمهوری اسلامی بوده است، استراتژی ما كمونیستها و جنبش انقلابی تحت رهبری ما، به عنوان بخشی از یك جنبش سراسری، با هدف سرنگونی انقلابی جمهوری اسلامی به رهبری طبقه كارگر و یك رهایی سوسیالیستی بوده است. پدیده آزادی زن در جامعه كردستان كه یكی از میدانهای جدال زنان و مردم آزادیخواه با جمهوری اسلامی است، در كردستان و برای ما كمونیستها میدان جدال در دو جبهه هم با جمهوری اسلامی و هم با ارتجاع محلی و مشخصا ناسیونالیستهای كرد بوده است. در كردستان به مراتب بیشتر از شهرهای بزرگ مانند تهران، اصفهان، شیراز و... زنان زیر فشار نه تنها جمهوری اسلامی كه فرهنگ و سنت ضد زن و مردسالارانه، عشیره ای و مذهبی نوع سنی بوده اند. فرهنگ و سنتی كه توسط احزاب ناسیونالیست كرد در كنار جمهوری اسلامی باز تولید شده است. این یك میدان جدال جدی ما با همه شاخه های ناسیونالیست كرد بوده و هنوز هم ادامه دارد. زن در این احزاب و در این سنت حقوق بیشتری از جمهوری اسلامی نداشته و ندارد. كردستان عراق تحت حاكمیت احزاب ناسیونالیست كرد، این قبلگاه همه ناسیونالیستهای كرد از جمله در ایران، به عنوان یكی از قتلگاههای زنان به جرم ناموس پرستی، دفاع از سنن اسلام سنی، عدم رعایت قوانین شریعه، سرپیچی زنان از سنت و فرهنگ "كردی" و نا فرمانی در مقابل پدر، برادر و مردان طایفه ، بوده است.
 
جنبش آزادیخواهانه دوره اخیر كه آزادی زن پرچم آن بود، بر خلاف جعلیات ناسیونالیستهای كرد در "مركز همكاری" و...، نه تنها ریشه در فرهنگ و سنت "كردی" نداشت، بعلاوه علیه هر نوع تحقیر و بی حقوقی زن در سراسر ایران و اعلام جنگی به همه ناسیونالیستهای مختلف در ایران بود كه در بی حرمتی و تحقیر زن و حفط فرهنگ اسلامی، عشیره ای از نوع شیعه آن تا نوع سنی و سلفی آن، همه سهیم بوده اند، است.
 
جنبش اعتراضی این دوره، مهر یك عدالتخواهی سوسیالیستی را بر خود دارد كه پای جدی آن كارگر صنعتی و نقد ماكزیمالیستی جنبش سوسیالیستی به سراپای نظام سرمایه داری است. جنبشی كه همه تقسیمات ملی، قومی، ناسیونالیستی و مذهبی را به عنوان زنجیرهایی بر دست و پای خود پاره كرد و حق جهانشمول زنان را فریاد زد.
 
این حقایق و تاریخ جدال ۴۴ ساله با جمهوری اسلامی، هزاران اعتصاب كارگری، اعتراضات معلم و بازنشسته، زنان و جوانان برای آزادی و برابری، هیچ مرزی را برسمیت نمی شناسد. تلاش جریانات راست برای هویت تراشی ملی و ناسیونالیستی از نوع آریایی و ایرانی تا كردی، تركی، عربی، لری و....آن، تلاش ارتجاعی برای نابودی این جنبش در خدمت جریانات بورژوایی است.
 
سرنگونی جمهوری اسلامی و انقلاب آتی در ایران هنوز مسیر پر پیچ و خمی را در پیش دارد. مسیری که از طرفی احزاب و نیروهای سیاسی رنگ و مهر خود را بر آن خواهند زد و از طرف دیگر این احزاب را با مسائل جدی تر، جدیدتر، پیچیده تر روبرو خواهد کرد. مسیری که در آن و برای شکل دادن به آینده ای آزاد و مرفه تقابل میان صف آزادیخواهی به رهبری طبقه کارگر و صف ارتجاع، از جمهوری اسلامی تا نیروهای بورژوایی در اپوزیسیون، تعیین کننده خواهند بود. برای این تقابلها باید از امروز آماده شد.
 
۹ مارس ۲۰۲۳