سونیا محمدی: در برنامه امروز آذر مدرسی دبیر کمیته مرکزی حزب حکمتیست (خط رسمی) با ماست و سوالاتی را با ایشان طرح خواهیم کرد.
اعتراضات اخیر که به "شورش گرسنگان" معروف شد، تقابل بنیادی مردم با حاکمیت را وارد مرحله مشتت تری کرد، بطوریکه حتی خود سران  حاکمیت در مورد خطر این شورش گرسنگان هشدار دادند و بر همه آشکار شد که جامعه ایران وارد فاز دیگری در تقابل با حاکمیت شده، این اعتراضات البته رعد و برقی در آسمانی بی ابر نبود اما کشمکش های اساسی بود که  از همان دی ماه ۹۶ و آبان ۹۸ جرقه اساسی آن زده شده بود. آذر مدرسی ضمن خوش آمد گویی به شما، سوالی که مطرح هست، تفاوت این دوره با دوره های پیشین است. آیا ما شاهد فازی متحول تر در اعتراضات مردم در مقایسه با گذشته هستیم و توازن قوا بین مردم با حاکمیت را شما چطور می بینید؟
آذر مدرسی: متشکرم از وقتی که در اختیار من گذاشتید، همانطور که خودتان گفتید ما با دوره های متفاوتی، حداقل به عنوان خیزش های توده ای و سرتاسری در شهرهای مختلف علیه فقر، علیه فلاکت، علیه فساد مالی، علیه عدم آزادی و برای آزادی، برای رفاه و سعادت، روبرو بودیم. خیزش هایی که به عناوین مختلفی از آن یاد میشود. در این خیزشها شاهد بودیم مردم خشمگین در شهرهای مختلف به خیابان آمدند و بدون یک سر سوزن هراس و یا ترس از نیروهای سرکوبگر جمهوری اسلامی، از شعار مرگ بر این مقام و آن مقام، تا مرگ بر جمهوری اسلامی را فریاد زدند. اما همانطور خودتان گفتید این خیزشها فقط لحظاتی از یک جدال خیلی دائمی تر و طولانی تر بین میلیون ها انسان در آن جامعه است با حاکمیتی که جز فقر و فلاکت، غیر از تبعیض، استبداد، کشتار و خفقان چیزی برای مردم به ارمغان نیاورده. این جدال، جدال چهل و چند ساله مردم علیه جمهوری اسلامی است، لحظات درخشان و اوج‌گیری دارد و اساسا لحظاتی دارد که کماکان جدال در بطن و اعماق جامعه، ظاهراً بدون سر و صدا، اما دائما در جریان است. این جدال دائمی را ما در اعتصابات مداوم کارگران در بخشهای مختلف ایران می بینیم. از نفت و فولاد و هفت تپه تا کارگران شهرداری، کارگران بخش های مختلف معادن، کارگران کوره پزخانه ها، کارگران خودروسازی ها، کارگران پتروشیمی و..... روزی نیست شما با خبر اعتراض کارگری در گوشه و کنار ایران روبرو نباشید. این جدال دائمی است، مستقل از خیزشهای خشم آمیز مردم، مستقل از لحظاتی که این خشم فوران میکند، این جدال دائمی آن پایین در اعماق جامعه کشمکش و جدال خود را با حاکمیت پیش می برد. این جدال در در بخش‌های دیگر جامعه هم در جریان است. روزی نیست با اعتراض، اعتصاب و اعتراض پرستار، اعتصاب راننده کامیون، اعتصاب شرکت واحد در تهران، اعتصاب و اعتراض معلمان، فرهنگیان، بازنشستگان و کل آن جامعه علیه اقلیتی انگل، که از قِبَل ثروت تولید شده اکثریت جامعه دارند می خورند و کمر جامعه را زیر خط فقر خورد کرده است، روبرو نشویم.
پس از هر یک از این خیزش ها، که در شهرهای مختلف به عنوان یک خیزش توده ای سراسری و همزمان مشاهده می شود، ما شاهد درجه ای از تغییر اوضاع به نفع مردم هستیم.  اوضاع امروز را با دیماه ۹۶ مقایسه کنید. فقط یک مشاهده ساده و یک نگاه گذرا، نشان میدهد که اوضاع به نفع مردم به شدت تغییر کرده است، در دی ماه ۹۶ شاهد این درجه از حضور مستمر، دائمی، سازمان یافته و خودآگاه طبقه کارگر در اعتراضات برای رفاه و علیه فقر نبودیم. امروز برخلاف سال ۹۶ ما شاهده حضور یک طبقه ای هستیم که در جنوب ایران، در مناطق نفت خیز، در مرکز و ..... ، بیرون آمده و یک صدا، برای رفاه فریاد میزند و علیه استثمار، علیه فقری که به خود و خانواده اش تحمیل میشود، به میدان آمده. اینها فقط اعتراضاتی خودجوش نیستند، اعتراضاتی نیستند که فقط گاهی سر بلند می کند و خاموش میشود. باز یک نگاهی گذرا نشان میدهد که یک اتحاد عمیق طبقاتی بین بخش های مختلف کارگری شکل گرفته. کارگرانی که درد مشترکی را فریاد می زنند و برای این درد مشترک تلاش مشترکی را سازمان میدهند. شما امروز حضور معلمان را می بینید که سازمان یافته و سراسری اعتراض می کنند. شما حضور سایر بخش های جامعه را می بینید و اخیرا شما اعتراض سازمان یافته و هماهنگ اتوبوسرانی تهران را می‌بینید. در نتیجه مولفه ای که به نسبت دی ماه ۹۶، تغییر کرده فقط خشم مردم نیست، فقط درجه فقر و فلاکتی نیست که جمهوری اسلامی تحمیل کرده، به طور واقعی این طرف تغییر اساسی تری کرده است، یکی از مهمترین تغییرات اعتراض هماهنگ، سازمان یافته، مرتبط با هم، اعتراضی که افق و هدف مشترکی را در مقابل خود می گذارد، است. اتفاقا به دلیل این نقاط قدرت است که امروز هراس کمتری دارد و در مقابل تعرض رژیم مقاومت و استقامت بیشتری از خود نشان میدهد. در یک جمله اگر تفاوت اوضاع امروز با دیماه ۹۶ یا آبانماه ۹۸ را بگویم، این است که ما کماکان شاهد فوران خشم مردم و خیزشهای آنان هستیم اما این نفرت و خشم سازمان یافته در قالب اعتراضات سازمان یافته تری در جامعه قد علم میکند. توازن قوا امروز به نسبت دی ماه ۹۶ و آبان ۹۸ به نفع مردم تغییر کرده است و همین امر باعث ناتوانی جمهوری اسلامی در تکرار سرکوب آبان خونین ۹۸ و ناتوانی از تکرار سرکوب دی ماه ۹۶ شده است. هرکس به اوضاع امروز ایران از دریچه این تقابل نگاه کند شاهد این تغییر و توازن قوا و شاهد چرخیدن توازن قوا به نفع مردم، و در راس آن طبقه کارگر، در آن جامعه میشود.
سونیا محمدی: در واقع اعتراضات مردم علیه گرانی و تورم بود همانطور که شما هم اشاره کردید اما حاکمیت شروع کرد به سناریو سازی علیه قشری از جامعه که به تدریج نسبتاً بیشتر از بقیه جامعه متشکل بودند، برای نمونه فشارها علیه شورای هماهنگی تشکلهای صنفی معلمان و بگیر و ببندهایی علیه تعداد زیادی از رهبران اعتراضات معلمان و همچنین پاپوش دوزی هایی که برای اعضای سندیکای شرکت واحد از جمله رضا شهابی و دستگیری او و تعدادی از مدافعان طبقه کارگر، با توجه به کل این سناریو ها جمهوری اسلامی چقدر توانسته در این سیاست سناریو سازی، که سیاست همیشگی جمهوری اسلامی است، موفق شود؟
آذر مدرسی: این پرونده سازی ها و سیاست همان موقعیکه سناریوی سوخته را علیه نماینده کارگران هفت تپه تهیه کردند و یکی از نمایندگان ‏و سخنگویان خوشنام جنبش کارگری را زیر شکنجه، جلوی تلویزیون آوردند و به اصطلاح از او اعتراف گرفتند، شکست خورد. حتی قبل از اینکه اسماعیل بخشی اعلام کند که من را شکنجه کردید، جامعه می دانست این سناریو یک سناریوی سوخته و پاپوشدوزی آشکار جمهوری اسلامی است و همان موقع شکست خورد. اینکه امروز دوباره تلاش می کنند با این پرونده سازی ها، علیه فعالین کارگری و اجتماعی نفرتی را در جامعه بوجود بیاورد، این فعالین را منزوی کند و زمینه تشدید سرکوب و ارعاب و ... را مهیا کند،  قبلتر شکست خورده. اوضاع امروز با دوره بعد از انقلاب که بخشی از جامعه هنوز به اینها توهم داشت و میشد این بخش را به نام "دفاع از انقلاب" پشت سر خود کشید فرسنگها فاصله دارد. سالها است حنای اینها دیگر رنگی ندارد. اینرا خودشان بهتر از هر کسی میدانند و دیدند که فقط چند ساعت پس از "افشاگری" اینها از رابطه این فعالین با "بیگانگان" موجی از تقابل با این سناریو سازی به راه افتاد. از به تمسخر گرفتن آن گرفته تا جواب روشن سازمانهای کارگری و فرهنگیان که نماینده معلم حق دارد با فعالین فرهنگی و یا اتحادیه‌های معلمان در کشورهای دیگر ارتباط بر قرار کند، اینکه فعال کارگری حق دارد با سندیکاها و اتحادیه های و سازمان های کارگری در کشورهای دیگر ارتباط برقرار کند، جواب تندی را گرفتند.
امروز زمانیکه از سرکوب میلیونی و خونین ناتوان شده اند، وقتی که میدانند اگر دوباره علیه مردم شمشیر را از رو ببندند و مثل آبان مردم را به خون بکشند، یک موج عظیم تر و یک سیل ویران کننده تری علیه جمهوری اسلامی را به دنبال خواهد داشت، به تلاش ها و سیاستهایی که خیلی وقت است شکست خورده، رو آورده اند. فکر میکردند که اگر  اینبار پرونده سازی خود را "مستدل" و "مستند" کنند و چهار تا عکس و دو تا تحلیل دروغ را روی همدیگر بگذارند، موفق خواهند شد. عکس آدم ها را در مجلس خانوادگی  و در رستوران و ... را چنان علنی کردند که گویا خانه تیمی کشف کرده اند! ادعا کردند گروه توطئه علیه جمهوری اسلامی را کشف کردند، در جامعه ای نفس کشیدن توطئه علیه جمهوری اسلامی است، این "افشاگری" ها خیلی پوچ تر و بی محتوا تر و ناکارآمدتر از هر سناریو دیگری است. جمهوری اسلامی آخرین تلاش خود را میکند  تا در مقابل این موج "ویرانگر"، که ادامه حیاتش را به خطر انداخته، بایستد. تلاشی که شروع نشده شکست خورد! شکنجه نماینده کارگران به نتیجه نرسید، کرور کرور دستگیری به نتیجه نرسید، علیرغم دستگیری معلم مبارز، زن مبارز، جوان مبارز، دانشجویی مبارز، حامیان طبقه کارگر، فعال کارگر، فعال زن و ... نبض اعتراض و قلب آن اعتراض از طپش نمی افتد. شما نمی توانید آن اعتراض را با دستگیری خفه کنید.  آن مرحله که این ترفندها میتوانست باعث هراس و ترس مردم شود مدتها است گذشته است. رابطه مردم با جمهوری اسلامی مدتها است تغییر کرده، دوره تعرض مردم علیه جمهوری اسلامی و عطش برای خلاصی از این حاکمیت سیاه و عزم و آمادگی برای اینکه این جدال را به پایان برسانند، مدتها است شروع شده است. ده ها و هزاران شخصیت در آن جامعه عروج کرده اند، یکی را دستگیر کنند به جایش ده ها نفر به روی صحنه میاد و همان آرمان را تکرار میکنند و همان مبارزه را هدایت میکنند. جمهوری اسلامی ظاهراً خیلی از موضع "قدرت"، ۴ تا عکس را  با ۶ تا تفسیر و سناریوی سرهم بندی شده را منتشر کرده و ابلهانه انتظار داشت مردم پس از این "افشاگری" از اعتراض معلم و کارگر فاصله بگیرند. معلمان بخشی از آن جامعه هستند، کارگران بخش اعظم آن جامعه هستند و شما نمی توانید با این علم شنگه ها و نمایشهای مضحک، میلیون ها انسان را به عقب بزنید.
امروز جمهوری اسلامی در بن بست و و مخمصه بدی گیر کرده، نه قدرت سرکوب عریان را دارد، چون از عکس العمل متقابل میترسد و می داند عکس العمل متقابل دیگه خشم کور مردم نیست، فقط شکم گرسنه نیست که این دفعه خشم خود را نشان میدهد، این بار بخشهای از جامعه، از کارگر تا معلم معترض، اعلام کرده اند و میدانند چه میخواهند، رهبران، سازمان دهندگان، شخصیت ها و نمایندگان خود را دارند، در چنین شرایطی عکس العمل جامعه به سرکوب عکس العمل این بخش متشکل و خودآگاه جامعه است.  پرونده سازی و پاپوشدوزی هم پرونده اش بسته شده است. مخمصه امروز جمهوری اسلامی، مخمصه حاکمیتی است که پایین اعلام کرده او را نمی خواهد و برای به زیر کشیدنش به میدان آمده، پایین اعلام کرده که خود را آماده جدال نهایی می کند. قطعاً جمهوری اسلامی ظرفیتهای سیاه و خونین و خطرناکی دارد، اما در حال حاضر در مخمصه اینکه چگونه این اعتراضات، این خیزش ها، این تقابل ها را از سر بگذارند که نقطه پایانی عمرش نباشد، معضل جمهوری اسلامی این است که راه عقب نشینی ندارد چون هر درجه عقب نشینی رژیم، توزان قوا را به نفع مردمی که تصمیم ندارد به کم رضایت دهند تغییر میدهد، سرکوب خونین هم مخاطرات جدی تری دارند، حتی اگر وحشیانه اعتراضات را به خون بکشد، پایان عمر خود را نزدیکتر میکنند، اینرا همه دیکتاتورها، منجمله رژیم سلطنت، تجربه کرده اند. مخمصه امروز جمهوری اسلامی این است که چگونه این نقطه پایان را به تاخیر و به عقب بیاندازد.
سونیا محمدی: همانطور که خودتان اشاره کردید، جمهوری اسلامی دارد نفس های آخرش را میکشد و از سر استیصال به هر چیزی آویزان میشود، به هر دسیسه ای متوسل میشود که عمر خود را طولانی کند.  اما در این چند روز خبری بوده که یکی از ماموران بلندپایه جمهوری اسلامی ترور شده و برخی از روزنامه های دولت اسرائیل اگرچه نه مستقیماً، اما به گونه راجع به این صحبت کرده اند و البته آن را هم این انکار نکرده اند، که اگر کار آنها بوده باشد. این ترور میتواند کار نیروهای مختلفی از اسرائیل گرفته تا گروه های تروریستی مثل مجاهدین خلق و امثال آنها باشد. این ترور می تواند ادامه ترورهای قبلی راجع به پرونده  هسته‌ای ایران باشد و این مسئله ظاهراً دست جمهوری اسلامی را به منتسب کردن اعتراضات اخیر و فعالین و در راس آن به "عوامل خارجی" باز کرده، کل این پدیده ترور را در این برهه زمانی تقابل بین مردم و حاکمیت را شما چگونه بررسی می کنید و نظرتان چیست؟
آذر مدرسی: حزب ما رسماً در این مورد اعلام کردیم و گفتیم که مستقل از اینکه فرد ترور شده چه پرونده سیاهی از جنایت علیه مردم، چه مردم در ایران یا مردم در سوریه و لبنان یا فلسطین، داشته باشد. مستقل از اینکه کشته شدن هر یک از سران جمهوری اسلامی، از فرماندهان جمهوری اسلامی، از کسانی که در سرپا نگه داشتن جمهوری اسلامی نقش داشته باشه، مردم را خوشحال میکند و ضربه ای است به جمهوری اسلامی، اما درست در شرایطی که اعتراضات مردم با تمام مختصاتی که ما از آن صحبت کردیم، اعتراضات سازمان یافته، اعتراضات گسترده، اعتراضاتی که نقطه قدرت مردم را در مقابل جمهوری اسلامی نشان میدهد، اعتراضاتی که اعتماد به نفس به خود را به آن جامعه برگردانده، اعتراضاتی که بخصوص در چند سال اخیر نقش و وزن طبقه کارگر و آلترناتیو شورایی را در جامعه پر رنگ کرده و نقطه امید جدی را در جامعه به وجود آورده است، که پیروزی ممکن است، که سرنگونی جمهوری اسلامی توسط خود ما، بدون دخالت قدرتهای ارتجاعی چه در منطقه و چه در سطح بین المللی ممکن است و ما می توانیم و ما می خواهیم پیروز شویم، در شرایطی که  جامعه خود را برای این جدال آماده می کند، این ترور توسط هر نیرو و قدرتی باشد، به این مبارزه و جدال ضربه میزند. جریانات زیادی هستند که ظرفیت این ترور ترور و ماجراجویی ها را دارند. شما از دولت اسرائیل اسم بردید که پرونده سیاهی از ترور مخالفین خود، چه در اسرائیل، فلسطین و چه در جاهای دیگر، را دارند. میتوان از مجاهدین که خود را آماده کرده تا بر متن به خون کشیده شدن اعتراضات مردم بتواند نقشی ایفا کند و لحظه شماری می کند که این اعتراضات به خون کشیده شود و او بتواند با اتکا به حمله نظامی یا سوریه ای کردن ایران و با ایفای نقش ارتش آزاد ایران، به جای ارتش آزاد سوریه، به نان و نوایی برسد، از باند های درونی سپاه و جمهوری اسلامی که آنها هم پرونده کلفتی از ترور فعالین سیاسی و تسویه حسابهای خونین در درون خود را هم دارند، اسم برد. بهر حال در این شرایط این ترور ضربه جدی به اعتراضات مردم و جدال آنها بر سر آزادی و رفاه میزند و همانطور که خشما گفتید این امکان را به جمهوری اسلامی میدهد که تعدادی از فعالین اجتماعی و سیاسی را به نام عامیلن این ترور دستگیر کند و به اسم مقابله با ترور بساط اعدام را راه بیندازد.
وارد کردن زودرس جامعه به جدال نظامی از طرف باندهای ضد اجتماعی و یا دولتهای ارتجاعی، می تواند به این اعتراضات ضربه بزند و این اعتراضات را منقبض کنند و سکته ای در این اعتراضات بیاندازد. در نتیجه در این شرایط و بر متن این اوضاع و کاندیدهایی که می‌توانند این ترور را کرده باشند، این ترور ها هر چقدر که لطمه ای به سپاه قدس، به سپاه پاسداران، باشد، همزمان مردم و اعتراضات سازمان یافته مردم را هدف قرار داده است.
ما تجربه این نوع از دخالتها چه از طرف دولت های ارتجاعی و چه از طرف نیروهای حاشیه‌ای و ضد اجتماعی مثل مجاهد را، در ایران و کشور های دیگر کم نداشتیم. مبارزه مردم سوریه برای به زیر کشیدن اسد را با همین سیاست تبدیل کردن به ناریویی که به امروز همه از آن "سوریه ای" شدن نام میبرند. این سیاست سوریه ای که در آن کارگر و مردم آزادیخواهی را که برای رفاه و آزادی به خیابان آمده بودند و میخواستند یکی از دیکتاتورهای منطقه را به زیر بکشند، به قربانیان و به گوشت دم توپ انواع باند های جنایتکار از داعش و جبهه الانصر گرفته تا آمریکا و روسیه و جمهوری اسلامی و خود دولت بشار اسد، تبدیل کردند. در نتیجه این نوع ماجراجویی ها و دخالتهای نیروها و قدرتهای ارتجاعی را باید جدی گرفت. این نوع از "تقابل با جمهوری اسلامی" را باید جدی گرفت، از طرف هر جریانی باشد، از طرف دولت فاشیست اسرائیل یا باندهای تروریستی درون جمهوری اسلامی یا باند سیاهی مثل مجاهدین، باید جدی گرفت و علیه آن ایستاد. نباید اجازه داد قبل از اینکه ما مردم سازمان یافته، ما طبقه کارگر سازمان یافته و ما کمونیست هایی که برای سرنگونی انقلابی جمهوری اسلامی تصمیم گرفته باشیم باید برای سرنگونی جمهوری اسلامی دست به اسلحه برد، هر نوع ماجراجویی نظامی و  ترور را وارد مبارزه ما کنند. این ترورها عملا سناریو به خون کشیدن این اعتراضات و به عقب راندن این اعتراضات است.
از نظر ما، مستقل از اینکه کسی که ترور شده چه چقدر کثیف و جانی بوده باشد، نفس این کار در این شرایط یک ضربه جدی است به اعتراضات مردم. اعتراضات سازمان یافته تر، قوی تر، گسترده تر و همه جانبه تر و با حضور بخش های وسیعتری از مردم، است که میتواند این جامعه را بطرف یک آینده انسانی، یک آینده مرفه و یک آینده آزاد و برابر ببرد، نه ترورهایی که دولت اسرائیل یا هر جریانی که به ماموریت این یا آن دولت دیگر میکنند. به هر حال همانطور که گفتم ما در اطلاعیه رسمی خودمان اعلام کرده‌ایم که این ترور، در این شرایط ضربه ای است به اعتراضات مردم  و مردم را دعوت کردیم که اجازه ندهند هیچ جریانی و هیچ دولتی به اسم "دفاع" از آنها و به اسم "مقابله با جمهوری اسلامی" تدارک و زمینه به خون کشیدن اعتراضاتشان را بریزند.
سونیا محمدی: ممنون از شما آذر مدرسی که دعوت ما را قبول کردید. متاسفانه وقت ما اجازه نمی دهد که بیشتر از این با شما همراه باشیم.
 
با تشکر از رفیق آسو سهامی برای مکتوب کردن مصاحبه