-- Logo ---->

تو مسئول بیرحمی و قصاوت من هستی

(داریوش همایون و جنگ در غزه)

ثریا شهابی

تنها هفتاد سال از آنچه که فاشیسم هیتلری در اروپا مرتکب شد، و از جمله  قربانیان میلیونی و بیگناه آن یهودیان بودند، گذشته است. هنوز خاطرات و کابوسهای آن جنایات، کوره های آدم سوزی و آشویتس، از اذهان  بازماندگان میلیونی آن کشتارها و هالوکاست ها زدوده نشده است. در حالی که هنوز حتی نام فاشیسم رعشه مرگ براندام بشریت میاندازد، ناگهان در گرما گرم بمباران غزه صحنه تماما معکوس میشود.

بر بالای "تپه توریستی" مشرف به غزه، که افراطیون قوم پرست یهودی برای تماشای "از نزدیک" بمباران ساکنین غزه اختصاص داده بودند، جمعیتی شامل کودک و زن و مرد، حضور داشتند. کسانی به این "تفریحگاه" آمده بودند تا ضمن تماشای "هیجان انگیز" صحنه های تخریب و کشتار ساکنین محاصره شده غزه، با نوشیدنی و تنقلات، خود را "سرگرم" نگاهدارند. یکی از نظاره گران در مقابل دوربین گزارشگر دانمارکی، در کمال خونسردی میگوید:  

 "این تنها راه است، باید همه غزه را با خاک یکسان کرد، همه شان را پاک کرد". او با لبخندی ملیح و غمزه ای چندش آور ادامه میدهد که " درست است من کمی فاشیستم". و گزارشگر فرورفته در شوک، به امید یافتن بارقه ای از انسانیت در میان این گردهمایی فاشیستی، به سراغ سایر تفریح کنندگان میرود. از بقیه هم چیز بیشتری دستگیرش نمی شود.

حمله اسرائیل به غزه و کشتار ساکنین بی گناه آن علاوه بر قتل عامی که طی سه هفته از یک میلیون و نیم مردم تحت محاصره کرد، موجی از عفونت فاشیستی در میان جریانات ملی و قوم پرست متصاعد کرد. 

 

حمله ارتش اسرائیل به ساکنین نوار غزه و بمباران آن، به اعتراف یکی از دست راستی ترین مدیاهای غرب، بی بی سی، به هر بهانه ای که صورت گرفته باشد، طی 19 روز موجب کشتار بیش از هزار شهروند فلسطینی و زخمی شدن بیش از  4500 نفر شد و رقم بالایی از قربانیان، کودکان و شهروندان غیر نظامی بوده اند.

این حمله با اعتراض مردم در سراسر جهان روبرو شد. دولت اسرائیل در مقابل چشمان باز جهانیان کشتار جمعی دیگری از ساکنین فلسطینی مرزهایش، سازمان داد و در کمال خونسردی و بی اعتنایی به فرمان های "متوقف کنید" های مراجع بین المللی در غرب، وقعی ننهاد.

مردم، حمله به ساکنین غزه را نسل کشی خواندند. سکوت ریاکارانه مدیای غربی و "کر و کور کردن" خود در مقابل حقایق آشکار این کشتار را به درست به حساب منافع اقتصادی و سیاسی شان در حمایت از  دولت قوم پرست در اسرائیل، گذاشتند. دولتهای غربی، جز دولت وقت آمریکا، جانبداری خود از این حمله را پنهان کردند و تلاش کردند که گریبانشان را قضاوت مردم رها کنند.

اما در گوشه دیگری از جهان، در ایران، جریانات مدعی "دمکراسی" با عنوان "دمکرات"و "صلح طلب"، ناسیونالیست های "ضد عرب" و مدعی تمدن، آشکارا یا خجولانه، نتوانستند منافع اقتصادی و سیاسی شان در قتل عام مردم غزه را در سکوت بپوشانند. خود را بدون حفاظ و ماسک "حقوق بشری"،  تمام قد در مقابل قضاوت مردم قرار دادند.

بعد از اظهارات خانم  "کمی فاشیست"، اظهارات یک شخصیت سیاسی و الیت راست در ایران را بخوانید.

"تا هنگامی که فرهنگ سیاسی آنها یا الفتح تولید می‌کند یا حماس، امید چندانی نمی‌توان داشت. شصت سال است برای فلسطین نعره می‌کشند.  اسرائیل پیروز شد و حماس و فلسطینیان دریک ماهه گذشته درس کمر شکنی گرفته اند"   

جملات بالا اظهارات فرمانده ارتش اسرائیل در عملیات حمله به مردم غزه نیست. این چکیده مواضع آقای داریوش همایون است در گفتگو با سایت اینترنتی تلاش، در مورد مسئله فلسطین و  حمله دولت اسرائیل به مردم غزه. ارتش اسرائیل و آریل شارون، نسبت به الفتح موضع "دوستانه تر" و سازشکارانه تری از آقای همایون دارند.

هم خانم توریست "تفریحگاه غزه" و هم آقای همایون، معتقدند که مقصر خود مردم غزه و فلسطینیان اند که خود را در این شرایط قرار داده و به قتل عام میکشانند. اعلام میکنند که نوزادان و کودکان و سالخوردگان و غیرنظامیان ساکن غزه مسئول این قصاوت و کشتار اند. در مرام این "بشردوستان" کاغذی تا وقتی برای نوزادان فلسطینی این امکان و "خطر" وجود دارد که در برزگسالی سرباز حماس شوند، یا در جوار گهواره آنها مرتجع اسلامی نشسته باشد، مقصر اند و کشتارشان "اجتناب ناپذیر"! به اعتقاد آنها، مقصر تحرکات حماس است که "خشم"  قوم پرست یهودی و دولت اش را بر میانگیزد. و مسئولیت تمام هالوکاست های دولت قوم پرست اسرائیل، مردم فلسطین و نا فرمانی های آنها است. از جنس همان استدلالهای است که فاشیسم هیتلری با آن  کودکان "نژاد پست" را روانه کوره های آدم سوزی کرد. امروز کودکان و سالمندان وغیرنظامیان فلسطینی هم، "ذاتا"، خطرناک و محکوم به مرگ اعلام میشوند.  

رمانتیسیسم برتری طلبانه ملت، نژاد، جنس و طبقه بالا دست، بنحو کریهی چهره اش را در استدلال مقصر دانستن ساکنین غزه نشان میدهد. این فلسفه همه خشونت های سیستماتیک، "مشروع"، "اخلاقی" و فاشیستی است. تو مسئول قصاوت و بی رحمی من هستی! قربانیان خود عوامل تحریک  جانیان اند و مسئول مستقیم اعمال آنها! در فضای وزش نسیم این تعفن قوم پرستی، موضع آقای داریوش همایون بخصوص برای مردم ایران، درسهای مهمی دارد.  

آقای همایون، از رهبران مشروطه خواهی است که از زمره افتخاراتش فاصله از "سلطنت مطلقه طلبان" است. او خود را دمکرات و آزاد منش، صلح طلب و خشونت گریز میداند. گاه و بیگاه به سایر نیروهای سیاسی درس تحمل مخالف سیاسی و دست بردن به راههای آرامش طلبانه برای حل اختلافات میدهند. این ادعا برای بسیاری از کمونیست ها و سوسیالیست ها، همان کسانی که آقای همایون در هر جمله اعتراضی به جمهوری اسلامی فراموش نمی کند حمله ای هم به آنها بکند، از ابتدا بی پایه بود . در جریان حمله به غزه،  راست در ایران، و طیف وسیع ناسیونالیست ها، از دست راستی ترین های جهان دست راستی تر از آب درآمده اند. 

 غزه امروز صحت حکم کمونیست ها که هیچ مشروطه خواه، راست و ناسیونالیستی در ایران، نه صلح طلب است و نه دمکرات و آرامش طلب، بار دیگر نشان میدهد. چنگ و دندان نشان دادنشان در مقابل کمونیست ها و طبقه کارگر، نفرت قومی شان از مردم عرب زبان و فلسطینیان که در سرتاسر سخنان آقای همایون موج میزند، ادعاهای "متمدنانه" شان را به سخره میگیرد.

بی رحمی خونسردانه آقای همایون در مورد کشتار مردم غزه، بیش از آنکه رو به مردم فلسطین داشته باشد و یا احیانا بخواهد علیه سواستفاده جمهوری اسلامی کاربردی داشته باشد، رو به چپ، طبقه کارگر و کمونیست های درون مرزهای ایران دارد. این ادعاها، پلاتفرم عملی جنبش مشروطه خواهی در قرن بیست و یک، و برای فردای احتمالی به قدرت رسیدنشان در ایران است. مشروطه خواهی و ناسیونالیسم در ایران امروز به سرعت به دامان مادر خود، فاشیسم پناه میبرد. خام اندیشی محض ناسیونالیسم ایرانی است، تصور اینکه به مردم ایران با تجربه دو انقلاب ضد دیکتاتوری، با این سیاست ها، و بعد از جمهوری اسلامی، دولت مدل شارونی تحمیل کرد.      

آقای همایون مشروطه خواهی است که از سلطنت طلبان ارتدکس، کسانی چون آقای پهلوی که تلاش میکند همچون راست اروپایی خود را پشت دیوار سکوت پنهان کند، "غیر دمکرات" تر و خشونت طلب تر است. دمکرات منشی، صلح طلبی، و خشونت گریزی ناسیونالیسم تنها برای "خودشان" و در میان "خودشان" جاری است. رفتار اینها با مخالفین شان همان است که ارتش اسرائیل میکند و آقای همایون از زمره پرحرارت ترین طرفداران آن است. واقعیت این است که راست، با هر نامی، مشروطه خواه دمکرات یا جمهوری خواه مشروطه دوست و سلطنت طلب، با مردم وبا مخالفین سیاسی شان، فردای به قدرت رسیدن همان کاری را میکنند که امروز ارتش اسرائیل با ساکنین غزه میکنند.  

خانم توریست "تفریحگاه غزه" برای جنبش و دولت و سازمان قوم پرست خود، مهربان، دمکرات، صلح طلب و آرامش دوست است، اما برای کودکان لت و پار شده در بمباران های ارتش اسرائیل، "کمی فاشیست". آیا آقای همایون هم این اعتماد به نفس را دارد که در مقابل دوربین ها اعلام کند که "درست است ایشان کمی فاشیست " اند!

***