مصوب کنگره هشتم حزب  

 قطعنامه

درباره اوضاع سیاسی و وظایف این دوره حکمتیستها

 

١- جمهوری اسلامی علیرغم تغییر موقعیت امروز خود در معادلات منطقه ای و همچنین چرخش های اساسی در پرچم سیاسی‑ ایدئولوژیک آن٬ کماکان با معضلات سیاسی­­‑اقتصادی پایه ای روبرو است. معضلاتی که اساسا ریشه در اوضاع بحرانی خاورمیانه و موقعیت جمهوری اسلامی در منطقه، دارد. 

 الف: پایان جدال جمهوری اسلامی با غرب، قبول آن بعنوان یکی از اعضا کلوپ "جامعه جهانی" و یکی از محورهای "ثبات" در منطقه، "رام شدن" ایران در برابر قدرتهای غربی، با تمام افت و خیزهای آن، علیرغم وعده های جمهوری اسلامی، نتوانست معضلات پایه ای اقتصاد بورژوایی در ایران را برطرف کند.

 

امروز بیش از هر زمانی افق "توسعه اقتصادی"، شکل دادن به نوعی دمکراسی "نیم بند" غربی در ایران، برای بورژوازی ایران بسته شده است. بورژوازی ایران به این امر واقف است که بر متن اوضاع بحرانی خاورمیانه حتی با تحمیل استثمار مضاعف بر طبقه کارگر، با تشدید خفقان و استبداد، ایران شانسی برای توسعه اقتصاد کاپیتالیستی را ندارد. نابسامانی سیاسی و اقتصادی کشورهای "باثبات" تر و "پرو غربی" تر چون ترکیه، مصر و ... این واقعیت را در مقابل بورژوازی ایران و جمهوری اسلامی قرار داده است.

 

این واقعیت که نه دولت سازندگی، نه دولت اصلاحات و نه دولت اعتدال، نه نزدیکی با چین و روسیه، و نه حتی "تغییر ریل" و نزدیکی با غرب و رفع تحریمها، نمیتوانند موانع توسعه اقتصادی سرمایه داری در ایران را برطرف کنند، امروز بیش از پیش روشن شده است. جمهوری اسلامی ناتوان از حل معضلات اقتصادی جامعه است و راه برون رفتی از این بن بست اقتصادی ندارد. بدون حل معضلات بورژوازی جهانی و در راس آن بورژوازی غرب و بر این متن حل مسئله فلسطین و پایان بی ثباتی و ناامنی خاورمیانه، چشم اندازی برای خروج از این بن بست وجود ندارد. 

 

ب: پرچم ایدئولوژیک جمهوری اسلامی زیر فشار سکولاریسم عمیقا ریشه دار در جامعه٬ و تحت تاثیر نیازهای بورژوازی ایران برای برون رفت از بحران سیاسی ـ  اقتصادی مزمن جمهوری اسلامی ایران٬  شکست خورد و به بن بست رسید. برزمین انداختن پرچم "غرب ستیزی" و دشمنی با "شیطان بزرگ"٬  این اصلی ترین رکن ابزار حفظ سیادت ایدئولوژیک خود بر جامعه٬ بر زمین گذاشتن اصلی ترین  سپر دفاعی در مقابل تعرض از پایین٬ جمهوری اسلامی ایران را در موقعیتی بشدت ضعیف از نظر سیاسی و ایدئولوژیک در مقابل مردم قرار داده است. پس زدن اتوریته های اسلامی از جانب مردم٬  عدم تمکین به مقررات و موازین رفتار اسلامی٬ تحمیل آزادیهای فرهنگی، به سخره گرفتن قوانین اسلامی وناتوانی جمهوری اسلامی از تحمیل آن، گوشه هایی از موقعیت ضعیف  جمهوری اسلامی در جامعه را نشان میدهد.

 

پ: بیش از یکسال تلاش کل بورژوازی ایران و در راس آن جمهوری اسلامی برای دامن زدن به افق "گشایش سیاسی‑اقتصادی"، به منظور به تمکین و تسلیم کشاندن مردم برای رضایت به وضع موجود، و همچنین برای "فرصت دادن" به جمهوری اسلامی، با هدف حاشیه ای کردن اعتراض و تحرک طبقه کارگر و مردم محروم برای بهبود معیشت٬ شکست خورد. وعده های موقت و زودگذر رشد اقتصادی نتوانسته است کمترین بارقه ای از امید به جمهوری اسلامی "دوست غرب" را در میان طبقه کارگر و محرومین جامعه دامن بزند. امروز این واقعیت که تحت حاکمیت جمهوری اسلامی از گشایش سیاسی و اقتصادی خبری نیست به باوری بنیادی در ذهن طبقه کارگر و اکثریت محروم تبدیل شده است. مردمی که یکبار به امید تغییر و بهبود در چارچوب جمهوری اسلامی چشمی به بالا دوخته بودند امروز بیش از بیش از بالا قطع امید کرده اند. دیوار توهم به بخشهای مختلف بورژوازی و نمایندگان آنها در قدرت و در اپوزیسیون، مدتها است فرو ریخته است.

 

ث: امروز مانع اصلی به میدان آمدن مردم و طبقه کارگر نه توهم و امید به بخشی از بورژوازی که اولا ضعف کمونیسم متشکل و متحزب، بعنوان آلترناتیوی قدرتمند و قابل اتکا برای تحقق آینده ای بهتر و دوما هراس از نا امنی، بی ثباتی، تبدیل ایران به سوریه٬ عراق و لیبی است. حلقه ای که جمهوری اسلامی با استفاده از خطر داعش، خطر کشمکش با دول ارتجاعی منطقه مانند ترکیه و عربستان روی آن سرمایه گذاری سیاسی میکند. از آن بعنوان ابزاری برای به سکوت کشاندن جامعه و تمکین به استبداد سیاسی و تحمل فشار اقتصادی، استفاده میکند. تمکین به حاکمیت و قبول "امنیت در سایه جمهوری اسلامی"، پرچم این دوره تعرض کل بورژازی ایران و نماینده در قدرت اش٬ جمهوری اسلامی، است.

 

٢- امروز بیش از هر زمانی جدال و مبارزه مستقیم دو طبقه اصلی، طبقه کارگر و جمهوری اسلامی به نمایندگی بورژوازی ایران آینده جامعه را رقم میزند. امروز رسالت هر نوع گشایش سیاسی٬ هر نوع گشایش فرهنگی در جامعه، رسالت شکل دادن به جنبشی سکولاریستی٬ تضمین کمترین درجه پیشروی جدی در زمینه احقاق حقوق زنان٬  رسالت هر نوع بهبود جدی اقتصادی و معیشتی طبقه کارگر و بخش های محروم جامعه، و بالاخره تامین و تضمین آینده مرفه٬ امن و سعادتمند جامعه ایران بیش از هر زمانی برعهده طبقه کارگر و کمونیسم این طبقه است.

 موقعیت امروز جمهوری اسلامی، "موفقیتها" و "ناکامی های" آن رابطه نیروهای سیاسی ایران، درون و بیرون حاکمیت،  طبقات اجتماعی و احزاب سیاسی مختلف را یکبار دیگر باز تعریف کرده و در مقابل هم قرار داده است.

 

الف: بورژوازی ایران و جنبش بورژوا ناسیونالیستی

 

با بهبود رابطه جمهوری اسلامی و دولت های غربی٬  بخش اعظم بورژوازی ایران، که برقراری این رابطه آمال و آرمان سیاسی اش را تشکیل میداد٬ در مقابل جمهوری اسلامی خلع سلاح شد. امروز جمهوری اسلامی٬ بعنوان یک حکومت بورژوایی٬ در اذهان طبقه اش نه تنها نماینده افق بهبود و توسعه اقتصادی، نماینده "ایران صنعتی" است بلکه در عرصه سیاست هم نماینده تمام و کمال ناسیونالیسم ایرانی چه در مقابل قدرتهای امپریالیستی و چه بخصوص در مقابل رقبای منطقه ای است. جمهوری اسلامی امروز نماینده بلامنازع بخش اعظم بورژوازی ایران از ملی اسلامی ها تا ناسیونالیستهای پرو غرب است.

 

جناح راست ناسیونالیسم پرو غرب از سلطنت طلبان و طیف متلون لیبرال و جمهوریخواه و مشروطه خواه تا طیف توده‑ اکثریتی ها، که سنتا بقا رژیم را تنها راه حفظ نفوذ خود در حاکميت و مقابله با جنبشهاى سياسى بيرون حکومت تلقی کرده اند، همگی در مقابل "قدرت" جمهوری اسلامی در منطقه سر تعظیم فرود آورده اند. آینده این جریانات در تحولات آتی سیاسی، بیش از هر زمانی به سرنوشت جمهوری اسلامی گره خورده است.

 

جناح چپ این جنبش که اساسا با هویت ضدیت با اسلامیت جمهوری اسلامی و ضدیت با ولایت فقیه افق خود را به شکافها و کشمکشها میان غرب با جمهوری اسلامی گره زده بود، امروز بی افق تر از همیشه پاندول وار در حاشیه جدال نیروهای اصلی راست و چپ جامعه قرار گرفته است. از اینرو اعتراض و شکوه های ناسیونالیستهای پرو غرب، جریانات ملی- اسلامی و جریانات قوم پرست، و چپ ناسیونالیست که تماما به شکاف و کشمکش غرب با جمهوری اسلامی متکی بودند، بیش از بیش حاشیه ای شده است

 

ب: طبقه کارگر و جنبش کمونیستی آن

 

کارکرد و هر نوع  "رشد اقتصادی" سرمایه در ایران، چه در دوره دشمنی جمهوری اسلامی با غرب یا دوره آشتی با آن، بدون تحمیل استبداد و خفقان گسترده، بدون تحمیل استثمار شدید به طبقه کارگر و تضمین وجود نیروی کار ارزان و سرکوب شده ممکن نیست. جمهوری اسلامی "دوست غرب" همان اندازه در تقابل آشتی ناپذیر با طبقه کارگر است که جمهوری اسلامی دشمن غرب.

 

آینده روشن جامعه ایران بی تردید در گرو روشن بینی و قدرت متشکل و متحد و متحزب طبقه کارگر حول سیاست های کمونیستی است. امری که بیش از پیش به پیشروی جنبش کمونیستی این طبقه گره خورده  است. 

 

کمونیسمی که در برابر کل احزاب و جنبشهاى بورژوايى سوسياليسم را بعنوان يک آلترناتيو واقعى و قابل تحقق در برابر جامعه قرار میدهد. کمونیسمی که، با اتکا به طبقه کارگر قدرتمند بعنوان يک نيروى مستقل و تحت پرچم سوسياليستى خود، تنها قطب سياسى مبشر يک جامعه آزاد، برابر و مرفه در ايران است و میتواند و باید مهر خود را بر تحولات آتی سیاسی در ایران بزند. 


حزب حکمتیست٬ هم در تئوری٬ هم در سیاست و هم در پراتیک نشان داده است که نيروى پيشتاز اين جنبش است. حزبی است که در مقابل تمام آلترناتیوها و افقهای بورژوایی بر استقلال طبقاتی طبقه کارگر  ومتحد و متحزب کردن این طبقه حول سیاستهای کمونیستی خود، تاکید کرده است. حزبی که برای مسلح کردن طبقه کارگر به حزب سیاسی خود برای پيروزى سوسياليسم، براى تحقق آزادى، برابرى، حکومت کارگرى مبارزه کرده است و با تمام توان و انرژی خود طبقه کارگر را در همه سطوح  برای جدالهای آتی، آماده و متحد ميکند. حزبی که با تلاش جریانات درون و بيرون حکومتی براى حفظ ارکان جمهوری اسلامی، برای دامن زدن به توهم به جمهوری اسلامی جرح و تعديل شده، قاطعانه مقابله کرده است.

 

٣- حزب حکمتیست و مهمترین وظایف ایندوره   

 

 کنگره با درک حساسیت ایندوره و در عين وقوف به دشوارى‌ها و موانعی که بر سر راه حزب و جنبش ما قرار دارد، با علم به اینکه حزب حکمتیست امروز در موقعیت مناسبی  در شکل دادن به کمونیسمی قوی و اجتماعی در بطن و عمق جامعه و ایفای نقش در جدال با بورژوازی دارد. معتقد است حزب بايد گامهای جدی در این راستا بردارد.

 

·         کنگره بار دیگر بر اهمیت تقابل با افق های ارتجاعی و بورژوایی در مقابل طبقه کارگر و مردم محروم و بطور ویژه بر تقابل جدی حزب با هرنوع تفرقه قومی، ملی، مذهبی در جامعه تاکید میکند. 

·         کنگره بر تلاش حزب برای ایفای نقش بعنوان حزب کارگران در صحنه سیاست و در جدال قدرت پا به ميدان بگذارد، تاکید میکند. تبدیل حزب به ابزار مبارزه طبقه کارگر برای رفاه و امنیت همین امروز و برای کسب قدرت سیاسی، از وظایف مهم، پایه ای و فوری حزب است.

·         کنگره بر اهميت  گسترش نفود اجتماعی حزب در جامعه تاکید میکند. 

·         کنگره بر گسترش و تحکیم سازمان حزب در داخل، بویژه در مراکز تولیدی و صنعتی تاکید میکند.

·         کنگره بر متحزب کردن کمونیستهای طبقه کارگر، از متحد و متشکل شدن در کمیته های کمونیستی تا حزب  حکمتیست تاکید کرده و خواهان وسیعترین و جدی ترین اقدامات حزب در این رابطه است.

·         کنگره توجه همه فعالین حزب را به حساسیت ایندوره، به ابعاد عظيم وظايفى که در دوره کنونى بر عهده آنها است و ضرورت یک مبارزه متحدانه، پرشور، گسترده، با بالاترین درجه اتحاد جلب میکند.