کورش کبیر "آزادیخواه"  و مارکس مستبد!

 محمد جعفری

 

آقای مسعود امیر خلیلی از جمهوریخواهان ..... در مطلبی " مارکس یهودی و شرق ستیز" بتاریخ ٢٧ ماه نوامبر٢٠٠٩ در سایت حزب مشروطه کاریکاتوری این چنینی از مارکس ساخته است: " کورش کبیر، اولین پادشاه سلسله هخامنشیان و به نقل از هگل بنیانگذار اولین دولت و امپراطوری در دنیا پس از تسخیر بابل یهودیان اسیر در این شهر آزاد و به آنها اجازه داد به سرزمین خود بازگردند. ٢٥٠٠ سال بعد مارکس، پایه گذار ( تئوری) یک دنیا آزادی کمونیستی، با افترا زدن به یهودیان احساسات یهودستیزی و یهودکشی را دامن زد."

به نظر میرسد آقای خلیلی روی بی اطلاعی "روشنفکران" حزبشان سرمایه گذاری کرده است که در تمام  زندگی دو کتاب از مارکس نخوانده اند و غیر از آن چیری که بورژوازی بخوردشان می دهد، نمی دانند کمونیسم خوردنی یا نوشدنی است. اما ایشان باید  متوجه باشند غیراز اعضای حزبشان طیف دیگری هم آن مقالات را میخوانند. کسانیکه از تاریخ جوامع، مکاتب اجتماعی، از انقلاب ها و رهبرانی که جهان را تغییر دادند، از کورش کبیر ایشان تا مارکس  ما مطلع هستند.

نفوذ کلام آقای امیر خلیلی در میان سلطنت طلبان و در جامعه هر چه باشد، این گونه رفتار کردن با غول تاریخ بشر فقط نشان دهنده ظرفیت خصومت، پاپوش دوزی و جعل ناسیونالیسم عظمت طلب ایرانی علیه کمونیستها در سیستم مورد قبول ایشان است. مقایسه کورش "کبیر" با مارکس بلحاظ تحقیقی کاریکاتور کردن حقیقت، انصاف، امانتداری و نفهمیدن معیار و مقایسه است. مقایسه این دو بلحاظ سیاسی، شعبده بازی، تحریف حقایق و پشت کردن به وجدان و اخلاق سالم است. شاید بتوان کورش "کبیر" را با پادشاهان عربستان سعودی مقایسه کرد و با گذاشتن هر کدام در متن دوران تاریخی خود مثلا کورش را از شیوخ سعودی مترقی یا "آزادیخواه" تر دانست. اما مقایسه آزادیخواهی وی با مارکس نفهمیدن عمق آزادی، است. نفهمیدن شاید گویا نباشد این "درایت و فهمیدن" و مخالفت کور با مارکس مد شده دنیای امروز بورژوازی جهت وارونه کردن و تلاش برای تحمیق کارگر است؛ که بلحاظ نوشتاری خود را در شکل نوشته آقای امیر خلیلی و در زمینه اقدامات در فتوای ترور سلمان رشدی توسط همکیشان آقای امیرخلیلی بجرم کفرگویی توسط خمینی خود را نشان خواهد داد. ایشان هم می خواهد با تشویق مردم با قبول سیستم پادشاهی در ایران، تلاش مارکس در مورد ماهیت خرافات مذهب را با ضدیت با یهودی تقلیل دهد. تقلیل دادن نظرات مارکس در مورد مذهب به ضد یهودی، نقد دیدگاه های وی راجع به خرافات نیست، دشمنی از پیش  جهت وارونه کردن مارکس است.  امیر خلیلی بدون اینکه زحمت حتی آوردن یک نقل قول از مارکس را بخود بدهد در ادامه می افزاید:

"این گفتار مارکس می توانست از یک فاشیست آلمانی در زمان هیتلر باشد. صد سال بعد از این مقاله مارکس، در زمانی که هیتلر در آلمان قدرت را در دست خود گرفت، دیگر آمستردام شهر امنی برای یهودیان نبود. فقط یک چهارم از یهودیان این شهر، ٣٥٠٠٠ نفر، نجات پیدا کردند و در کوره های آدم سوزی آلمان نازی جان خود را از دست ندادند."

باید از آقای خلیلی پرسید کدام گفته مارکس؟ ایشان خود را ملزم به یک نقل مستقیم از مارکس جهت اثبات ادعای خود ندیده است. وی تلاش میکند با دروغ و افترا چشم خوانندگان خود را بسته و ادعاهای ساخته و پرداخته خود را جایگزین حرفهای مارکس کند. ایشان بدون اینکه یک نقل قول مستقیم از خود مارکس آورده و به خواننده آدرس بدهد که در کدام صفحه، کدام پاراگراف این گفتار آمده است. دست به شیطان سازی از مارکس میزند. آیا کسی در حزب متبوع ایشان نیست که به آقای خلیلی یادآوری کند تحریف، دورغگوئی، اتهام زنی در مبارزه سیاسی ممنوع است؟

اما آقای خلیلی کشف تازه ای کرده است، تا امروز معمولا ژورنالیست نوکر و طرفدار سرمایه فقط جنایت استالین را به پای مارکس می نوشتند، حال ایشان روح خبیث، گندیده و جنایتکارانه نظام سرمایه داری مورد قبولشان را که در هیکل هیتلر خود را به نمایش گذاشت هم به پای "ضد یهودی" گری مارکس می گذارد! واقعا پنداری هر چه در باره وجدان، خرد، اخلاق و انصاف بشر گفته اند همه اش آب در هاوان کوبیدن بوده است؛ زیرا با سبک آقای امیر خلیلی می توان با مسخ کردن، دروغ و جعل و ترور شخصیت بر آنها چیره شد. کسی که بتواند از مارکس به هیتلر برسد، یک جو احترام به علم، وجدان، خرد، اخلاق و انصاف بشر متمدن نمی گذارد. و شریک رشد جهالت و خرافات سیستمی است که  هیتلر و جمهوری اسلامی بوجود آورد. آقای خلیلی نقطه اشتراک عمیق ناسیونالیسم عظمت طلب ایرانی در آریائی گری، در آنتی سمیتیسم، در ضدیت با کمونیسم را با فاشیسم هیتلری زیرکانه فراموش میکند. فراموش میکند در دوران عروج فاشیسم هیتلری ناسیونالیسم ایرانی از سمپاتهای طبیعی هیتلر بود.

ناسیونالیسم عظمت طلب ایرانی در ضدیت با آزادیخواهی و کمونیسم به هر چیزی متوسل میشود منجمله تحریف و جعل تاریخ. آنها تلاش میکنند با تحریف و جعل تاریخ چهره کریه نظام اقتصادی و سیاسی سرمایه را بزک کنند. ظرفیت خصومت ناسیونالیسم عظمت طلب ایرانی با آزادیخواهان و کمونیستها را باید همیشه جدی گرفت و نقد کرد.