حزب کمونیست کارگری ایران– حکمتیست(خط رسمی)


 

میدان حقیر قدرت نمایی در مقابل طبقه کارگر!



سرانجام پس از ده روز سکوت سوال برانگیز نسبت به آنچه که قریب یکماه در زندان بر اسماعیل بخشی، از رهبران و سخنگویان برجسته مبارزات کارگران هفت تپه، گذشته است، همانگونه که انتظار میرفت، منابع موثقی گوشه هایی از اخبار شکنجه جسمی و روانی، توطئه ها و دسیسه ها علیه او و سایر فعالین زندانی، علیه سایر نمایندگان کارگری و پرونده سازی "امنیتی" علیه آنان را تایید و منتشر کرده است.

معلوم شد، دستگاه مخوف و قدرت منطقه ای میلتاریستی که زیر فشار اعتراضات بر حق طبقه کارگر و محرومین در ایران، کشتی اش به گل نشسته است، در سلول زندان، در خلوت و بدور از چشم جامعه و رفقا و دوستان اسماعیل بخشی، در خفا و پنهانی "میتواند خدایی کند"!

او را به هدف انتقام جویی، به هدف فلج کردن و قربانی کردن، پس از پرونده سازی های"امنیتی" تحت شکنجه های جسمی و روحی و روانی آنهم توسط کسانی قرار داده اند که آموزگاران شکنجه گران زندان آمریکایی ابوغریب در بغداد، هستند.

کسی که در بیرون از زندان، در هوشیاری و بیداری، در میان رفقا و دوستان اش، در بیرون از حبس و در چشم جامعه، اعدام و شکنجه و دستگیری، تحمیل فقر و فلاکت بر خود و خانواده اش، برای به زانو درآمدن و به شکست کشاندن مبارزه شان را به سخره گرفته بود، در زندان هر اتفاقی افتاده باشد، بی تردید نزد هم طبقه ای ها و جامعه و همه شهروندان در ایران و حامیان اش در جهان، همچنان سربلند، عزیز و گرامی است.

اسماعیل بخشی قربانی نیست! گروگان و جان بدربرده ای است که فشار مبارزات هم طبقه ای هایش در هفت تپه و فولاد اهواز و شهروندان در سراسر شوش و سراسر ایران و حامیان جهانی اش، جانیان پست و بزدل را ناچار به رها کردن او کرد. او سند زنده یکی دیگر از نفرت آور ترین شکنجه های دستگاه مخوف و جهنمی وزارت اطلاعات و بازجو ها و زندان های جمهوری اسلامی ایران است.

علیرغم آزادی اسماعیل بخشی اما پرونده سازی علیه او و تعدادی از نمایندگان دربند کارگران فولاد و مدافعین آنان در جریان است. تلاش در دست کردن پرونده "امنیتی"، "سیاسی"، "رابطه با احزاب خارج کشور"، "توطئه علیه نظام" و .... سناریوهای شناخته شده اینچنینی، امروز در جریان است.

سرنوشت اسماعیل بخشی در انتطار نمایندگان کارگران فولاد است که در حملات شبانه دستگیر و به شکنجه گاههای جمهوری اسلامی منتقل شده اند. باید دستگیر شدگان مان را با قدرت خود از چنگ این جانیان بیرون بکشیم. باید توطئه وزارت اطلاعات علیه فعالین در زندان و در خارج از زندان، برای پرونده سازی و تغییر سمت و سوی حمله به وزرات اطلاعات و جانیان به سمت نمایندگان کارگران هفت تپه و فولاد و ایجاد شکاف و دو دستگی در میان آنها را آگاهانه و وسیعا خنثی کرد.

زندان، این تنها میدانی که این جنایتکاران میتوانند قدرقدرتی شان را به نمایش بگذارند. حبس و ترور و توطئه و شکار فعالین، تنها حوزه ای است که جانیان به ذلت کشیده شده توسط شورش محرومین و اعتراض طبقه کارگر، کسانی که در جامعه جرات تعرض مستقیم و علنی ندارند، در این حوزه میتوانند قدرت نمایی کنند! باید قدرت شان را به زیر کشید و زندان هایشان را بر سرشان خراب کرد!

طبقه کارگری که برای احقاق حقوق خود، برای آزادی، رفاه و امنیت جامعه به میدان آمده این حملات جبونانه را بی پاسخ نخواهد گذاشت.

این طاعون ضدکارگر و ضدانسان با شکار و حبس فعالین، توطئه و در حبس بدور از چشم جامعه، با شکنجه جسمی و روحی، میتوانند مدت کوتاهی میدان حقیری از قدرت نمایی در مقابل طبقه کارگر را به نمایش بگذارند. اما این "قدرت نمایی" تنها و تنها اقیانوس عظیم نفرت و انزجار از همه اوباشان حاکم، از ولی فقیه تا روحانی و سپاه و بسیج و .. عمیق و عمیق تر میکند. فردا هزاران هزار اسماعیل بخشی هایی که از شوش و اهواز تا تهران و آبادان و کرمانشاه، از نفت و خودرو سازی و فولاد و پتروشیمی را به تصرف خود در آورده اند بساط این جانیان را بر خواهند چید!

نمایندگان و سخنگویان کارگران فولاد و هفت تپه، همه فعالین سیاسی زندانی، دانشجو، معلم، فعال مدنی و هر شهروندی که به خاطر اعتراض به فقر و بی حقوقی، در دام وزارت اطلاعات و زندان و بازجوهای منفور افتاده است، بی شک، مستقل از هر پرونده سازی و توطئه ای درون زندان، همچنان جنگجویان عزیز جامعه و بر صدر جای دارند.

 
زنده باد آزادی و برابری

زنده باد کمونیسم

حزب کمونیست کارگری ایران– حکمتیست(خط رسمی)

۲ دی ۱۳۹۷

۲۳ دسامبر ۲۰۱۸