حزب کمونیست کارگری حکمتیست(خط رسمی)

 

 

 

 

دست حاکمیت شکنجه گر را کوتاه کنیم!

 

 

شگردهای تکراری جمهوری اسلامی این بار نشان از آویزان شدن غریقی به تخته چوبی در دریای خشم و نفرت و عصیان گرسنگان است.

دستگاه های امنیتی و اطلاعاتی جمهوری اسلامی هر بار که سنگینی فشار اجتماعی و اعتراض و مبارزه کارگران و زحمتکشان برگرده شان سنگینی کند، به بی شرمانه ترین شکل سرکوب و ارعاب دست می زنند.

 

این بارهم جمهوری اسلامی از فرط استیصال و وحشت از خیزش توده های مردم گرسنه تا توانست با نیروهای نظامی و پلیسی و لباس شخصی اش در خیابان ها مانورداد و تظاهر کنندگان را به گلوله بست. اما زمانی که دیگر از عهده مردم به جان آمده از حاکمیت سیاهش بر نیامد، تعداد بیشماری را فله ای بازداشت کرد و زبوبانه به تعقیب و حمله شبانه به منازل مردم و بالا رفتن از دیوار خانه ها متوسل شد و تعدادی از بازداشت شدگان را زیر شکنجه کشت.

اما هنوز این اعمال جنایتکارانه اشتهای انتقامجویی حاکمیت از مردم را نخوابانده است و بروال سابق تلاش می کند با پرونده سازی و تهدید و فشار و شکنجه، دستگیر شدگان را به زانو در آورده و آنها را وادار به اعتراف به جرایمی که زیر شکنجه به آنها دیکته شده کرده و همزمان با تهدید خانواده های شان، از آنها بعنوان اهرم فشار برای گرفتن اعتراف و تواب سازی از اسرا استفاده کند.

 

این نهایت زور و قدرت یک حکومت قلدر و تا مغز استخوان مرتجع، فاسد و تا دندان مسلح در مقابل افراد تنها و اسیر در کنج بازداشتگاه ها و زندان ها است.

جمهوری اسلامی فکر می کند با درهم شکستن روحیه و توان یک انسان تنها و بیدفاع می تواند اولا خانواده اش را هم در هم شکسته و تسلیم کند و نهایتا فکر می کند کل جامعه را می تواند بشکند و تسلیم و مرعوب کند. اما این جنایتکاران هنوز از تاریخ ٤٠ ساله کشتار و شکنجه و زندان و اعدام هایشان درس نگرفته اند. این درس که کشتارهای دهه ٦٠، قتل های زنجیره ای، حمله به کوی دانشگاه، حمله به کردستان و جنبش انقلابی در کردستان، تعرض به حقوق زنان و جوانان و فشار فرهنگی و اخلاقی و اجرای قوانین تبعیض جنسی و ... نتوانسته است حاکمیت را از تعرض طبقاتی کارگران و زحمتکشان و زنان و مردان بجان آمده مصون کند.

 

با وجود این تا جمهوری اسلامی دندان گاز گرفتن دارد، تا زمانی که با هر ترفند و حقه و فشاری و به خیال مرعوب کردن جامعه، ابتدایی ترین حقوق انسان ها را زیر پا می گذارد و هتک حرمت می کند، باید در مقابلش ایستاد.

 

ده روزی که ایران را لرزاند شاهد و مدعای بزرگی بر این واقعیت است که دیگر این حاکمیت توان مرعوب کردن و به عقب راندن جامعه را ندارد. طبقه کارگر، مردم زحمتکش، معلمان و کارمندان و دانشجویان و همه آزادیخواهان و زنان ومردان استثمار شده و تحقیر شده باید با تمام توان از فرزندان در بند خود دفاع کنند و خواستار آزادی فوری آنها شوند.

نباید اجازه داد شکنجه گران اوین و دیگر زندانهای جمهوری اسلامی فرزندان و همسرنوشتان ما را در خلوت و تنهایی شان مورد اذیت و آزار قرار داده و یکی پس از دیگری مخفیانه جنازه هایشان را خاک کنند. نباید اجازه داد فرزندان مان را زیر شکنجه به تسلیم بکشانند. خانواده زندانیان و اسرا را تنها نگذاریم. در کنارخانواده های بازداشت شدگان، صدها و هزاران عضو جامعه می توانند حاضر شوند و خواستار آزادی فوری همه بازداشت شدگان و زندانیان شوند. باید هر روز و شب در زندانهای رژیم را از پاشنه در آورد. باید جلو نمایش تهوع آور تواب سازی و پرونده سازی و کشاندن بازداشت شدگان به اعترافات تلویزیونی و شکست روحیه و حرمت و کرامت شان ایستاد و محکوم و رسوا کرد. این رژیم بی آبرو و بیشرم را باید بی آبروتر کرد.

 

پرونده های ساختگی و اتهامات مسخره ی دستگاه های امنیتی و قضایی پشیزی نمی ارزند. حاکمیتی که بالاترین قدرت حکومتی اش خیزش گرسنگان را به تمسخر می گیرد، به آسانی می تواند هر کسی را با هراتهام دلبخواهی اسیر و محکوم کند. جمهوری اسلامی مثل مار زخم خورده تلاش میکند از مردم معترض انتقام بگیرد. باید دست جنایتکاران را از آسیب رساندن به زندانیان و بازداشت شدگان کوتاه کرد. این فوری ترین وظیفه انسانی و اجتماعی و مبارزاتی ده ها میلیون انسان معترض و تحت ستم و سرکوب است. این هم عرصه ای است که ما باید در آن پیروز شویم. باید در ایران و جلو زندان ها و در همه جا و در خارج کشور، درب زندان ها و سفارتخانه های جمهوری اسلامی را از پاشنه در آورد. باید این رژیم را هر چه بیشتر افشا و رسوا کرد. باید افکار عمومی بین المللی را به حمایت از زندانیان و نجات شان از چنگ شکنجه گران جمهوری اسلامی فرا خواند و بسیج کرد. ما می توانیم در این عرصه مبارزه که آزادی فرزندانمان است، پیروز شویم.

 

 

حزب کمونیست کارگری حکمتیست(خط رسمی)

۱٦ ژانویه ٢۰۱٨