زیر پرچم دروغین مبارزه با "اسلام سیاسی"

 

 

 

 

آذر مدرسی

 

"پروژه آزادسازی موصل" فصل جدیدی از جدال تروریسم اسلامی و میلیتاریسم امریکا و متحدینش در خاورمیانه را باز کرده است. فصل جدیدی از تقابلهای ارتجاعی بر سر تغییر بالانس در خاورمیانه، فصلی جدیدی از گسترش ترور و کشتار صدها هزارنفره، امروز در موصل و فردا در سایر نقاط عراق و سوریه.

همزمان این جنگ به حمید تقوایی و حزبش که پرونده قطوری از حمایت از حملات نظامی امریکا و ناتو به نام "دفاع از انقلاب" و "ضدیت با اسلام سیاسی و تررویسم اسلامی" دارند، امکانی برای ابراز وجود دوباره داده و خون تازه ای در رگهایشان جاری کرده است.

 درست زمانیکه دنیا و بشریت انساندوست و متمدن با نگرانی به موصل و مردمی که انتخابی جز سلاخی شدن توسط جانیان داعش یا مرگ بر اثر بمبهای "آزادیبخش" امریکا و متحدینش ندارند، چشم دوخته است،  حزب کمونیست کارگری با پرچم "ضدیت با تروریسم سیاسی" برای بمباران مردم موصل و کشتار آنها هلهله میکشد و نوید "آینده ای روشن و مثبت" را برمتن نابودی و تباهی زندگی مردم، میدهد. پرداختن به مواضع این جریان، نقد سیاستهای راست آن که به نام کمونیسم و کارگر و حکمت، به نام دفاع از آزادی مردم موصل و دفاع از انقلاب خاک در چشم کارگر می پاشد، هدف این نوشته است.

 با توجه به اینکه این حزب تا امروز و بعد از گذشت بیش از دو هفته هنوز موضع رسمی در این رابطه نگرفته است مصاحبه لیدر این حزب، حمید تقوایی، را باید موضع رسمی این جریان تلقی کرد و به آن پرداخت.

 در تمام طول مصاحبه حمید تقوایی با مخفی شدن پشت ضدیت با "تروریسم اسلامی"، "ضدیت با جمهوری اسلامی" غیرمستقیم از حمله نظامی امریکا و متحدینش به موصل، از عواقب آن مانند بمباران و قتل عام وسیع مردم بیگناه این شهر، از پاکسازی قومی در عراق حمایت میکند.

حمید تقوایی در"گفتگوی کانال جدید با حمید تقوائی در مورد حمله به موصل و اهمیت و پیامدهای آن"، در جواب به اینکه چگونه نیروهای ارتجاعی درگیر در این جنگ میتوانند اقدام مثبتی به نفع انسانیت انجام بدهند؟ میگوید:

"مستقل از اینکه این نیروها ماهیت و هدفشان چیست اگر یک محصول کارشان این باشد که داعش را از موصل عقب برانند این به دلایلی که اشاره کردم تحول مثبتی است. سیاست و اهداف این نیروها مسلما رهائی مردم موصل نیست و مردم این شهر بعد از خروج داعش هم یک جامعه آزاد و برابر و مرفه نخواهند داشت. در این تردیدی نیست. حتی ممکن است جنگهای دیگری بین نیروهای پیروز بر داعش بر سر سلطه بر موصل در بگیرد و باحتمال زیاد اینطور خواهد شد. باز پس گرفتن موصل از داعش به معنی حتی ختم جنگ بین این نیروها نیست. تازه دور جدیدی از جنگ و کشمکش شروع خواهد شد. ......اینکه بعدا چه خواهد شد مساله ای است که بعدا باید به آن برخورد کرد."

ظاهرا باید به حمید تقوایی برای کشف تزهای جدیدش مدال داد. تز "علیرغم ارتجاعی بودن نیروهای درگیر در یک جنگ، این جنگ باعث تحولات مثبتی میشود" و " اینکه بعدا چه خواهد شد مسئله ای است که بعدا باید به آن برخورد کرد".

 امروز برخلاف پروپاگاند دستگاه تبلیغات جنگی غرب در دوره حمله نظامی به عراق، یا در کیس های حمله به افغانستان و "پروژه آزاد سازی سوریه" و "دخالت بشردوستانه" در لیبی، که وعده خلع ید از مشتی حکومت مستبد و دیکتاتور و تروریست توسط یک سری عملیات برق آسا را میدادند، امروز همگی از امریکا و متحدینش تا ایران و متحدینش از جنگی طولانی، از کشتار وسیع مردم، از شروع جنگ اصلی بعد از "آزاد" کردن موصل، از جنگ کوچه به کوچه و خانه به خانه در موصل حرف میزنند. و این واقعیت که آزادی موصل میتواند شروع جنگهای قومی- مذهبی بیشتر در عراق و خاورمیانه باشد و اینکه یک و نیم میلیون انسان در موصل قرار است زیر بمباران وسیع و همه جانبه شهر و ساکنانش منتظر بمانند و زیر آوار شهر دفن شوند،  را پنهان نمیکنند.

 حمید تقوایی علیرغم وقوف به این واقعیات، به اینکه موضوع این جنگ آزادی و رهایی مردم موصل نیست، به اینکه مردم موصل پس از "آزادی" نه فقط یک جامعه آزاد و برابر و مرفه نخواهند داشت، وقوف به اینکه مردم موصل وارد دور جدیدی از جنگ و کشمکش خواهد شد، بر نتایج مثبت آن اصرار دارد و آنرا تحول مثبتی میداند.

امروز جدال ترکیه، ایران، عربستان و متحدین شان مانند دولت اقلیم و دولت عراق و حتی داعش بر سر آینده عراق و سوریه و کشمکش بر سر توازن قوای میان قطبهای ارتجاعی درگیر در این جغرافیا  و تاثیرات "آزاد سازی موصل" بر آینده عراق که نقش تعیین کننده ای در آینده سیاسی خاورمیانه دارد، علنا طرح میشود. و در دنیای واقعی حمید تقوایی "نتایج مثبت" این جنگ را در تغییراتی در توازن قوای فعلی جستجو میکند. منظور حمید تقوایی از تحول مثبت چیزی جز تغییر این توازن قوا به ضرر جمهوری اسلامی نیست، حتی اگر به قیمت رشد و تقویت نیروها، دول و جریانات ارتجاعی دیگر در منطقه شود. امید به تضعیف موقعیت جمهوری اسلامی در عراق و در منطقه قطبنمای همیشگی این جریان است. هر کشمکشی، هر تحرکی، هر نیرویی هرچند ارتجاعی، هرچند ضد انسانی، به شرطی که جمهوری اسلامی را ضعیف کند، مورد حمایت رسمی یا تلویحی این جریان قرارمیگیرد. بازی در میدان "بحران هسته ای"، حمایت شان از جنبش ارتجاعی سبز و سران آن، طومار امضا کردن و تقاضا از دول غربی برای تحریم اقتصادی ایران، بعد از سقوط قذافی، فقط نمونه هایی از سیاستهای راست این جریان است که تلاش میکنند به نام "ضدیت با جمهوری اسلامی" و "دفاع از انقلاب" به خورد طبقه کارگر بدهند.

ضدیت "کمونیسم ملی" حمید تقوایی با جمهوری اسلامی با ضدیت ناسیونالیستهای پرو غرب از یک جنس است. بی دلیل نیست این جریان روزی در کنار جنبش الاهواز، روزی در کنار فاشیستهای ترک، روزی در کنار جنبش ارتجاعی سبز قرار میگیرد و مانند ناسیونالیستهای پرو غرب ضد جمهوری اسلامی در بلوک بندیهای جهانی و منطقه ای در بلوک مقابل جمهوری اسلامی، بلوک امریکا و ناتو،  قرار میگیرند.

حمید تقوایی با تز "اینکه بعدا چه خواهد شد مساله ای است که بعدا باید به آن برخورد کرد." و با فرمول معجزه آسای "تحول مثبت" به راحتی از اینکه سهم مردم موصل و عراق بعد از "آزاد سازی موصل" کماکان محنت و قتل و کشتارو آوراگی و بیحقوقی است، میگذرد و اوج بی مسئولیتی خود و حزبش را نسبت به عواقب انسانی، سیاسی، اجتماعی این جنگ در موصل، عراق و منطقه نشان میدهد.   

 بیگانگی و فاصله حمید تقوایی با کمونیسم و مارکسیسم بیشتر از آن است که به او یادآوری کرد که بررسی پیامدهای سیاسی، انسانی، اجتماعی هر تحولی، هر کشمکشی، هر جنگی، مقابله با پیامدهای مخرب و ارتجاعی یکی از مهمترین وظایف کمونیستها و یک جریان کمونیستی است.

 بی مسئولیتی، لاقیدی و شانه بالا اندختن حمید تقوایی در مقابل آینده سیاهی که در انتطار مردم موصل است، فقط به اینکه  "اینکه بعدا چه خواهد شد مساله ای است که بعدا باید به آن برخورد کرد."  ختم نمیشود. او  در مورد آینده موصل میگوید:

"در این چهارچوب وقتی رهائی موصل از دست داعش را یک امر مثبت میدانیم این در مقایسه با وضعیت امروز است و نه  به این معنی که مردم موصل رها میشوند و یا   دست مذهب از حتی موصل قطع میشود. نیروهای اسلامی دیگری جلو می آیند و بقول شما این تعادل قوا و این مناسبات ممکن است  داعشهای دیگری خلق کند. همه اینها ممکن است."

غرب و دستگاه تبلیغاتیش بی هیچ اما و اگری، از آوارگی صدها هزا نفر از مردم، از خطر پاکسازی قومی نه فقط در موصل که در کرکوک و بغداد و از یک فاجعه عظیم انسانی حرف میزنند و با "هشدارهای انسانه دوستانه" شان دنیا را برای کشتاری عظیم و فاجعه انسانی آماده میکنند. و حمید تقوایی با لاقیدی میگوید  همه اینها ممکن است، یعنی مردم موصل پس از این جنگ الزاما رها نمیشوند، از شر مذهب و باندهای اسلامی خلاص نمیشوند، داعشهای دیگری از نوع حشدالشعبی میتوانند خلق شوند و خاورمیانه با طاعون داعش های دیگری به خون کشیده شود، اما همه اینها "رهایی" از داعش و مثبت است!

نام این سیاست راست را هرچه میتوان گذاشت جز کمونیسم، جز انقلابی، جز رادیکال! پزهای کمونیستی دفاع از انقلاب و دفاع از طبقه کارگر لباس گشادی بر تن طرفداران دو آتشه میلیتاریسم امریکا است.

آقای تقوایی با همین نوع "استدلال ها" از "دخالت بشردوستانه" ناتو در لیبی و "عملیات آزاد سازی سوریه" توسط امریکا دفاع کرد. در سال ۲۰۱۱ پس از سقوط طرابلس در مصاحبه "نگاه روز" حمید تقوایی بعد از حمایت از حمله نظامی ناتو به لیبی از "شورای انقلابیون بنغازی"، اتحادیه‌ای متشکل از انواع جریانات ارتجاعی مانند بقایای رژیم سابق و "انصار شریعت"، بعنوان نیرویی که از مردم برخاسته نام برد و تلویحا از آن حمایت کرد. به نام دفاع از انقلاب مردم لیبی به حمله نظامی امریکا لبیک گفتند و هلهله کرد و در کنار جان بيرد وزير امور خارجه کانادا که گفته بود: "هرچه در ليبی روی دهد، بدتر از دوران معمر قذافی نخواهد بود" وعده داد که قذافی به هر شکلی برود به نفع مردم است.

حمید تقوایی در مقابل این سوال که چرا نباید حمله نظامی ناتو به لیبی را محکوم کرد. تز جدیدی را کشف کرده و میگوید:

 "اولا به نظر من یک جنگ را، مثل هر تحول سیاسی دیگری، با اهداف و نیات نیروهای درگیر نمیتوان بررسی کرد. باید دید عملا و از نظر واقعی تحولات چه نتایجی میتوانند بدنبال داشته باشند." (انترناسیونال ۲۵/  کلید مساله، سرنگونی رژیم قذافی بقدرت انقلاب مردم است)

 پس معلوم شد تز لنینی "جنگ ادامه سیاست است" پوچ است. روشن شد کمونیستها نباید بر مبنای اینکه در هر جنگی چه اهدافی تعقییب میشود به آن برخورد کنند، بلکه باید به روش آقای تقوایی به جنگها و کشمکشها بر مبنای اینکه آیا این جنگ دشمن من را تضعیف میکند یا نه، برخورد کرد. حتی اگر این جنگ به قیمت تقویت جریانات فوق ارتجاعی و کشتار میلیونی و به تباهی کشاندن زندگی مردم، به قیمت نا امن کردن منطقه و رشد میلیتاریسم و تروریسم تمام شود. معلوم میشود با اتکا به این تز شما میتوانید امروز هم از "عملیات آزاد سازی موصل"، جنگی که باعث شکل دادن به خاورمیانه قومی و مذهبی میشود، جنگی که به گفته خود تقوایی بر سر مسائل دیگری جز آزاد کردن مردم موصل است، دفاع کنید. چون یکی از اهداف این جنگ تضعیف موقعیت جمهوری اسلامی در عراق و منطقه است.

نام این سیاست راست، اپورتونیستی و ضد انسانی، را سیاست کمونیستی گذاشتن شارلاتانیسم مطلقی است که مایه ترساندن مردم از کمونیسم و کمونیستها میشود.

باید از آقای تقوایی پرسید طبق این تز مشعشع آیا فردا در دل انقلاب آتی ایران از "دخالت بشر دوستانه" ناتو علیه جمهوری اسلامی دفاع نخواهد کرد؟ آیا مانند لیبی دخالت نظامی امریکا به قدرت انقلاب مردم و کمک به پیشروی آن قلمداد نمیکند؟

در سال ۲۰۱۱ این حزب رسما از حمله نظامی ناتو به لیبی بعنوان نتیجه جانبی پیشروی های انقلاب نام برد و به مردمی که زیر بمبارانهای "بشردوستانه" دوستان ناتویی حمید تقوایی قتل عام میشدند فراخوان میدادند که از این شرایط "برای پیشرویهای بیشتر و بزیر کشیدن قذافی و نظام سرکوبگر او استفاده کند." و همزمان برای ممانعت از بی آبرویی بیشتر بمباران مردم بیگناه را محکوم کردند. اما حمید تقوایی به عنوان لیدر این حزب در حمایت از حمله نظامی ناتو به لیبی از حزب اش "فراتر رفته و با وقاحت و بیشرمی حمله نظامی ناتو، با بمباران ها و .... را مبارزه علیه قذافی و کمک به انقلاب لیبی ارزیابی میکند و میگوید:

"در هر حال با هر نیتی که (ناتو) دخالت کرد از این نقطه نظر اجازه داد که انقلاب لیبی ادامه پیدا کند. ... در این مدت هم با بمباران هوائی، با کمکهای دیگری، ناتو علیه قذافی فعال بود. منتهی یک نکته مهم اینجا هست اینکه این نوع دخالتگری ها به هیچ وجه از نوع لشگر کشی به عراق یا افعانستان یا غیره نبود. نتیجه اش را هم داریم میبینیم." (پرانتز و تاکید از من)

تقوایی در مقابل هشدارهایی که در مورد آینده لیبی و نقش جریانات اسلامی و قومی در آینده لیبی و مخاطرات آن داده میشد، پس از اشاره به "حدس و گمانه زنی" ها و خطر تبدیل شدن لیبی به میدان تاخت و تاز جریانات ارتجاعی چون شورای انتقالی و القاعده و جریانات عشیره ای، در ادامه تزهای "مارکسیستی" خود میگوید:

"این نظرات اساسا بر بینش و ارزیابی ای از تحولات سیاسی دنیا مبتنی است که با انقلاب تونس دوره اش تماما بپایان رسید. دوره حاضر دوره انقلابها و عرض اندام و قدرتنمائی توده های مردم در سیاست است و نه دوره میدانداری میلیتاریسم نئوکنسرواتیسی و اسلام سیاسی و جنگ تروریستها و سناریوهای رژیم چنجی. آینده لیبی را در تحلیل نهائی انقلاب مردم لیبی رقم خواهد زد نه توازن قوا میان قبایل و عشایر و یا نیروهای اسلامی و یا حتی دولتهای غربی که میخواهند با اسب ترویای دخالت نظامی ناتو انقلاب را به نفع خود مصادره کنند." (انترناسیونال ٤١۵ /لیبی بعد از قذافی: غرب نگران چیست؟)

باید به آقای تقوایی و حزبش گفت به امروز لیبی و  نتیجه "دخالت بشردوستانه" و "کمکهای" دوستانتان در کاخ سفید و پنتاگون و ناتو نگاه کنید! باید از آنها پرسید بر سر "انقلاب" تان که قرار بود بر متن کمکها و بمبارانهای ناتو و بر منجلاب بعد از آن متحقق شود، چه آمد؟ چرا دیگر در مدح شورای انقلابیون بنغازی و شورشیان مستقل حرفی نمیزنید؟ امروز از کدام شورا و پارلمان در لیبی دفاع میکنید؟ شعارهای دهان پرکن تان در مدح انقلاب ناتویی و در دفاع از "دخالت بشردوستانه" لیبی چه شد؟ درجه وقاحت بالایی لازم است تا کسی که دیروز برای حمله نظامی به لیبی را بعنوان کمک به انقلاب هلهله میکشید و در مقابل هشدار نابودی مدنیت در لیبی، دم از "پایان دوره میدانداری میلیتاریسم نئوکنسرواتیسی و اسلام سیاسی و جنگ تروریستها و سناریوهای رژیم چنجی" میزد، و امروز دوباره در کنار عراقیزه شدن از لیبیائیزه شدن جامعه بعنوان ازهم پاشیده شدن شیرازه آن جامعه نام ببرد و علیه قوانین اسلامی حاکم در لیبی و باندهای قومی-مذهبی حاکم در آنجا اطلاعیه صادر کند.

از آقای تقوایی و دوستانشان باید پرسید چرا تمام "نیروهای انقلابی" و "انقلابات ناتویی" که اینها در لیبی و سوریه برایشان هلهله میکشیدند یکشبه ارتجاعی شدند؟ قرار است همین سناریو در موصل هم اجرا شود؟ امروز بگویند "هرکسی بهتر از داعش است" و فردای "آزادی موصل" زمانیکه حشد الشعبی یا دولت اقلیم یا دولت شیعه عراق یا ترکیه به قدرت رسیدند، اطلاعیه بدهند و دولتهای اسلامی برخاسته از "نتایج مثبت" را محکوم کنند.

اینها شانس آورده اند ادبیاتشان به زبان عربی بدست مردم لیبی و سوریه نمیرسد تا عرق شرم بر پیشانی شان  بنشیند. 

حمید تقوایی در مصاحبه خود تحت عنوان "سوریه به کدام سو میرود"،  تز ارتجاعی "انقلاب از دل سناریوی سیاه زاده میشود" را تکرار کرده و نوشت سرنگونی بشار اسد به هر شکلی، با اتکا به هر نیرویی منجمله جبهه النصر و ارتش آزاد که دست برقضا داعش هم عضو آن بود، کمک به انقلاب است.

 اما نکته برجسته در سیاست این حزب در رابطه با کشمکش قطبهای ارتجاع در سوریه تبلیغات آتشین این حزب علیه بلوک روسیه- ایران و دفاع از ناتو و امریکا است. در کنار حمایت از نیروهای باند سیاهی دست ساز ناتو علیه اسد، از طرفی بر طبل جنگ میکوبیدند و از طرف دیگر فعالانه در کنار بی بی سی و سی ان ان با چشم پوشی از جنایات دوستان ناتویی شان، علیه بلوک روسیه- ایران- سوریه اطلاعیه صادر میکردند.  

تراوشات فکری و سه جهانی و مائویستی  تقوایی،  در مورد جهانخوار بودن روسیه و در مقابل کم آزار بودن آمریکا، خطر رشد امپریالیسم روسیه در مقابل زوال امپریالیست آمریکا و تلویحا قرار دادن روسیه بعنوان دشمن عمده و امریکا غیرعمده، در مصاحبه ای تحت عنوان "باید علیه روسیه و چین سیاست فعالی داشت" به روشنی خودنمایی میکند. تئوری وام گرفته شده از صدر مائو، که برای رهبری این گرایش دست راستی، سمت و سوی جدال را تعیین کرد و آنها را بعنوان شعبه ای از دفاتر امورخارجه امپریالیست رو به زوال، و اتحاد با آن علیه امپریالیست جهانخوار، ثبت کرد، در این مصاحبه موج میزند.

 حمید تقوایی با طرح سناریوی تقابل "امپریالیسم خطرناک"، روسیه که مدافع اسد است در مقابل سپردن سوریه بعنوان منطقه نفوذ خود به غرب مقاومت میکند، و "امپریالیسم کم خطر"، امریکا، که سیاست "تغییر وضعیت به نحوی که دیکتاتور کنار برود" میگوید:

"تا آنجا که به مردم و نیروهای چپ و مترقی مربوط میشود روشن است که مردم سوریه کاملا علیه روسیه و چین هستند. مردم به عیان میبینند که بشار اسد با هلیکوپترهای روسی شهرها را بمباران میکند و رژیم اسد تماما به ارتش روسیه متکی است. .. مردم هم میدانند و بدرست مخالف این سیاستها و معترض به دخالتگری روسیه و چین هستند."

حمید تقوایی تز "یک جنگ را، مثل هر تحول سیاسی دیگری، با اهداف و نیات نیروهای درگیر نمیتوان بررسی کرد. باید دید عملا و از نظر واقعی تحولات چه نتایجی میتوانند بدنبال داشته باشند" را بطور فعالی به کار میبرد و میگوید:

"انقلاب سوریه نیز ضربه تعیین کننده ای در جهت فروپاشی اسلام سیاسی خواهد بود. سرنگونی بشار اسد، حتی اگر بتوانند نظام موجود را از تیررس انقلاب نجات بدهند، کل توازن قوای سیاسی در خاورمیانه را به نفع مردم و خواستهای برحق و انسانی آنها و به ضرر اسلام سیاسی تغییر خواهد داد. به این معنی انقلاب سوریه انقلابی علیه جمهوری اسلامی نیز هست. بیهوده نیست که مرتجعین حاکم بر ایران با تمام امکامات و توان خود به دفاع از رژیم بشار اسد برخاسته اند". (انترناسیونال ٤١٤/انقلاب سوریه و تلاشهای دیپلماتیک غرب)  

حمید تقوایی و حزبش مجنون وار هر جریانی که متحد ایران است را نماینده "اسلام سیاسی" معرفی میکنند. نتیجتا سوریه تحت حاکمیت حزب بعث و بشار اسد نماینده حزب بعث سوریه  بود، را یکی از قطبهای اسلام سیاسی معرفی میکند و از سقوط بشار اسد حتی اگر به قیمت قدرتگیری داعش و جبهه النصر باشد، حمایت میکنند. بار دیگر دم خروس ضدیت خرده بورژوایی و ارتجاعی حمید تقوایی با جمهوری اسلامی از زیر عبای "انقلاب" بیرون زد.

تعجب نکنید اگر فردا این حزب علیه روسیه و چین هم به دلیل نزدیکی با ایران بعنوان نمایندگان اسلام سیاسی اطلاعیه صادرکردند و از "دخالت بشردوستانه" و حمله نظامی به پکن و مسکو حمایت کردند.

بازی شنیع "دخالتهای بشردوستانه" امریکا، دوقطبی روسیه سیاه و امریکای سفید را امروز هر کسی با درجه متوسطی از درایت، کسی که تصمیم نگرفته اتوماتیک در قطب امریکا قرار بگیرد باور نمیکند اما حمید تقوایی و دوستانش آگاهانه وارد این سناریو شده و یکی از بازیگران فعال این سناریو شده اند. 

جنس ضدیت حمید تقوایی با تروریسم اسلامی و اسلام سیاسی از جنس ضدیت غرب و امریکا با آن است.  زمانی مدافع آن و زمانی علیه آن هستند. حمایت حمید تقوایی از "ارتش آزاد سوریه" که جبهه النصر و داعش عضو و نیروی اصلی آن بودند، حمایت از "شورای انقلاب بنغاذی" در لیبی، بعنوان نیروهای مردمی، فقط گوشه هایی از همسویی استرتژیک این جریان با بلوک امریکا است.

حمید تقوایی در مورد "فرصت تاریخی" مردم موصل و امکان تبدیل این سناریوی سیاه به انقلاب میگوید:

"هر ضربه ای که ارتجاع بخورد،  حتی اگر ارتجاعیون خودشان بخودشان ضربه بزنند، به نفع مردم و نیروهای انقلابی است - مثل زمانیکه دولت تزاری روسیه در جنگ جهانی اول ضعیف شد و زمینه انقلاب اکتبر فراهم شد. امروز هم در جنگ بین ارتجاعیون فرجه ای باز میشود برای اینکه نیروهای چپ و مترقی بجلو بیایند و من امیدوارم با ضربه خورن داعش در موصل این امکان باز شود و بتوانند نیروهای چپ و مترقی بیشتر عرض اندام کنند."

چند نکته نه چندان کوچک در جواب به  "تئوری" ضد مارکسیستی آقای تقوایی:

یک: در جنگ جهانی اول فقط کمونیستهای روسیه توانستند این جنگ را به انقلاب تبدیل کنند. زمینه انقلاب خودبخود فراهم نشد. مردم خودبخود انقلاب نکردند. یک حزب کمونیستی و لنینی بود که این امر را ممکن کرد. حزبی که جنگ را جنگی امپریالیستی خواند و خواهان قطع فوری آن شد. بقیه کمونیستها در کشورهای دیگر به ناسیونالیسم مطلق و دفاع از مام میهن سقوط کردند.

موضع لنین این نبود که چون در این جنگ تزار ضعیف میشود باید از آن حمایت کرد. موضع لنین این نبود که این جنگ برکت است و شرایط را برای انقلاب کارگری مهیا میکند. برعکس لنین با اعلام اینکه این جنگ امپریالیستی و ارتجاعی است، تلاش کرد طبقه کارگر و مردم محروم گوشت دم توپ ارتجاع امپریالیستی نشوند. اگر کمونیسم در روسیه قدرتمند نبود، اگر حزب بلشویک سیاستی کمونیستی و کارگری نمیداشت روسیه در بهترین حالت سرنوشتی مشابه بقیه کشورها پیدا میکرد و انقلاب اکتبری رخ نمیداد و طبقه کارگر باید چه از نظر انسانی، چه اقتصادی و چه اجتماعی تاوان این جنگ را میداد.

دو تفاوت عظیمی میان جنگ و سناریوی سیاه وجود دارد. تفاوت عظیمی هست میان با جنگهای کلاسیکی که پیروزی و شکست در آن معنی دارد، جنگی که مردم میتوانند در آن شرکت نکنند، کمونیستها میتوانند در مقابل آن سد ببندند با سناریوی که سناریوی سیاهی استیصال و بی افقی، ناروشنی اینکه جنگ و کشتار کی خاتمه پیدا میکند، سناریویی که نه بر سر تحول جامعه که بر سر تخریب آن برخلاف اراده مردم و بر متن استيصال عمومى است. در دل نابودی شهر موصل و کشتار وسیع مردمش و در دل جنگهای قومی و مذهبی در عراق کدام نیروی پیشرو و انقلابی امکان و شانس ابراز وجود دارد؟  لفاظی های حمید تقوایی در مورد شانس نیروهای انقلابی و آسمان ریسمان بافتن در مورد جنبش ۹۹ درصدی ها پوچ تر از آن است که توجه کسی با شعوری متوسط را به خود جلب کند.

"انقلابات" و "سوسیالیسم" حمید تقوایی بر خلاف انقلاب و سوسیالیسم کارگری در منجلاب و باطلاقهای ارتجاع رشد میکنند. لیبی و سوریه دیروز و موصل امروز نمونه های شاخص سوسیالیسم ارتجاعی آقای تقوایی اند.

اینها ترواشات فکری و "تئوریک" لیدر این حزب است. پیروان درجه دو و سه حمید تقوایی، که به عفونت کلام و  لجن پراکنی معرفه خاص و عام اند، با تکرار اخبار و تحلیل های دست سوم میدیای راست و رسمی، آرزوی "آزاد سازی" موصل توسط نیروهای ائتلاف را میکنند، و زمانیکه از آنها در مورد مصائب مردم میپرسند با کلافگی آسمان ریسمان میبافند و با تکرار تبلیغات بی بی سی میگویند مردم از رفتن داعش به هر شکلی استقبال میکنند و با اشاره به فراریان از جهنم داعش برای بمباران مردم بیگناه موصل توسط بمب افکن های امریکا و متحدینش، تحت عنوان "نیروهای ائتلاف"، هلهله میکشند و "عملیات آزادسازی موصل" را به نفع بشریت اعلام میکنند. و با "زبردستی" ساده لوحانه خود مخالفان بمباران مردم موصل را مخالفان جنگ با داعش معرفی میکنند.

اینها حتی از ژورنالیستهای شرافتمندی که به استاندارد دوگانه ژورنالیسم نان به نرخ روز در انعکاس جنگ در حلب و موصل اعتراض میکنند، ژورنالیستهایی که به دنیای سیاه ژورنالیسم رسمی که بمباران حلب توسط روسیه و قربانیان بیگناه را روزانه در میدیا به نمایش میگذارند و در مقابل بمباران موصل توسط امریکا را سانسور میکنند و آنرا "عملیات آزادی موصل" معرفی میکنند، تف میکنند، عقب تراند.

فقط ذهنی بیمار، ضد اجتماعی میتواند چنین سناریویی را تصویر کند، از آن به هیجان بیاید و مدهوش آن شود. امروز نه فقط سران ارتجاح امپریالیستی و ارتجاح منطقه ای که میدیای دست راستی چون بی بی سی و سی ان ان چنین در مدح این عملیات حرف نمیزنند و برعکس از عواقب خطرناک بعد از حمله و "آزاد سازی" موصل، از شروع دور جدیدی از جدال میان قطبهای ارتجاع در منطقه، از تفرقه قومی و مذهبی، از جنگهای قومی و مذهبی نه فقط در موصل که در عراق میگویند. حتی سازمان ملل از فجایع انسانی این عملیات ابراز نگرانی میکند. سران دول ارتجاعی و ژورنالیستهای نوکرشان از فجایع عراق، افغانستان، لیبی و سوریه، از کشتارهایی که قرار بود دمکراسی را برای مردم عراق به ارمغان بیاورد یا مردم افغانستان را از شر طالبان رها کند یا با "دخالت بشردوستانه" (که مورد تائید این حزب قرار گرفت و نام آنرا تقویت انقلاب گذاشتند) مردم لیبی را از شر قذافی و سوریه را از شر اسد خلاص کند، درس گرفته اند. امروز محتاط تر از لیدر این حزب و پیروانش از "رهایی" مردم موصل از شر داعش میگوید.

یادآوری تجربه لیبی و سوریه و عراق که نشان دادند از دل سناریوی سیاه، از دل استصال و آوارگی و به تباهی کشاندن زندگی مردم، از دل جنگ قومی و مذهبی انقلاب سبز نمیشود، یادآوری اینکه پایان دادن به تروریسم اسلامی، مقابله با اسلام سیاسی، مقابله با میلیتاریسم امریکا، مقابله با جنگهای قومی و مذهبی و خاورمیانه قومی و مذهبی کار جنبش کمونیستی است نه هر جانوری به شرط ضدیت با جمهوری اسلامی، برای این پسقراولان راست حمید تقوایی بیمورد است.

این جریان اصرار دارد خود را ادامه حزب کمونیست کارگری و منصور حکمت و خط کمونیستی این حزب جا بزند و ظاهرا یدک کشیدن نام کمونیسم کارگری این حق را به آنها میدهد. اجازه بدهید نگاهی به تاریخ مواضع و سیاستهای جریان ما، کمونیسم کارگری، بیندازیم تا نه فقط پوچی این ادعا که تقابل آشکار سیاستها و هویت امروز این حزب با کمونیسم و خط غالب آن در حزب کمونیست کارگری نشان دهیم.  حمید تقوایی و حزب او به همان اندازه که استالین ادامه خط لنین بود ادامه خط کمونیسم کارگری و منصور حکمت است.

تاریخ چه میگوید

مواضع حزب کمونیست ایران و حزب کمونیست کارگری، زمانیکه خط کمونیستی و مارکسیستی در آنها هژمونی داشت، و حمید تقوایی افتخار قلم زدن تحت هژمونی این خط را داشت، نقطه مقابل و اتفاقا در نقد خط راست و پرو ناتویی امروز حمید تقوایی و حزبش بود. 

۱- جنگ ایران و عراق:

برخورد این خط به جنگ ایران و عراق، برخلاف خط و سیاست امروز حمید تقوایی، حمایت از جنگ به بهانه "ضدیت با جمهوری اسلامی"، دفاع از بمباران مردم بیگناه به این بهانه  که گویا این جنگ جمهوری اسلامی را تضعیف میکند و امکانی برای رشد جنبش اعتراضی مردم باز میکند، را تبلیغ نکرد. درمقابل چپی که با مواضع شوینسیتی و با شعار دفاع از میهن فراخوان شرکت در این جنگ و دفاع از میهن را سر میداد، در مقابل جریاناتی که با بیتفاوتی از کنار جنگ و عواقب زیانبار آن میگذشتند و بر "فعالیت و مبارزه "روتین" مردم تاکید میکرند، در مقابل جریاناتی که در دل جنگ به فکر طرح شعار سرنگونی جمهوری اسلامی افتادند، ایستاد و بعنوان جریانی مارکسیستی، کمونیسم دخالتگر به مقابله پرداخت. جریان ما این جنگ را جنگ نیروهای ارتجاعی، جنگی بر سر منافع ارتجاعی و ضد انقلابی رژیمهای عراق و ایران، چه در کشور خود و چه در منطقه، ارزیابی کرد، در مورد تاثیرات و مخاطرات این جنگ را برای طبقه کارگر و توده محروم جامعه، هشدار داد، وظیفه "ايجاد صف مستقل پرولتاريا و تشکيل جبهه انقلابى در مبارزه عليه اين جنگ و اهداف آن" و دفاع از دستاوردهای انقلاب ۵۷ را در مقابل خود قرار داد. (۱) و(۲)

شاید اینروزها برای حمید تقوایی گفتن احکام مارکسیستی چون "جنگ ادامه سیاست است" و باید پشت هر جنگی سیاست طرفین جنگ را مورد بررسی قرار داد و برمبنای آن سیاست تعیین کرد، اینکه "کمونیستها باید در هر جدالی منافع مستقل پرولتاریا را نمایندگی کنند"، زیادی تئوریک و عمیق است و رگه "ضد اسلام سیاسی" او را به هیجان نمی آورد. حمید تقوایی تحلیل اش را یا از روزنه میدیایی چون سی ان ان و بی بی سی میگیرد یا به گفته خودش از مردم عادی در خیایابان!

۲- اشغال کویت/ حمله به عراق ۱۹۹۱ (۱۳۶۹)

ما برخلاف همه نیروها و دول ما اشغال کویت توسط صدام را محکوم نکردیم و برای "نقدهایی" چون "طرفداری از صدام" و ... که جریانات ضد کمونیستی تا امروز هم به آن ادامه میدهند پشیزی ارزش قائل نشدیم.  گفتیم ما تمامیت راضی کویت و قوانین حاکم بر آن که شیوخ کویت را بعنوان نماینده مردم کویت مشروعیت میدهد را به رسمیت نمیشناسیم تا نقض آنرا محکوم کنیم. گفتیم ما "قوانین بین المللی" را به رسمیت نمیشناسیم تا نقض آنرا محکوم کنیم، گفتیم پشت اشغال کویت و مقابله و اعتراض غرب به آن کشمکشهای جدی تری خوابیده است و بر این مبنا باید به اشغال کویت و بحران خاورمیانه پرداخت. برخلاف تزهای راست حمید تقوایی که در هر جنگی میان قطبهای ارتجاع شکوفه انقلاب سر میزند و به نفع جنبش آزادیخواهانه و چپ است هشدار دادیم که شروع جنگ همراه با خود عروج ناسیونالیسم و اسلام، قربانی شدن جنبش چپ در این کشورها، مخدوش شدن مسائل مبارزه طبقاتی در منطقه را بدنبال خواهد داشت.

درمقابل تبلیغات و پروپاگاندای دول غربی و دستگاه تبلیغاتیشان که اشغال کویت توسط عراق را منشا آن میدانستند، بر کشمکشها و معضلات اساسی تر امریکا پس از پایان جهان دوقطبی تاکید کردیم و نوشتیم: "مسئوليت اشغال کويت و مصائب ناشى از آن با عراق است. اما جنگ امروز ديگر تماما محصول آمريکا و سلطه جويى جهانى ابر قدرتى است که به زعم خود فرصتى براى جلوگيرى از اضمحلال و افول خود در برابر واقعيات دنياى معاصر پيدا کرده است." برخلاف حمید تقوایی پشت ضدیت با یک رژیم تا مغز استخوان ارتجاعی که دست کمی از قذافی و بشار اسد نداشت قایم نشدیم و برای "عملیات دمکراسی آور" و سرنگونی صدام توسط امریکا و متحدینش را قدمی در پیشبرد انقلاب توده ای مردم عراق برای آزادی معرفی نکردیم و برای آن هلهله نکشیدیم. برعکس ما این جنگ، تهاجم نظامی امریکا و متحدینش به مردم عراق را محکوم کردیم، عواقب مخرب انسانی و تاثیرات سیاسی عمیق آن بر منطقه را هشدار دادیم و خواهان قطع فوری جنگ و خروج نیروهای خارجی از منطقه شدیم. همان دوره جبهه ای که حمید تقوایی امروز به آن پیوسته، ما را به دفاع از صدام محکوم کردند.  (۳)-(۴)

برخلاف حمید تقوای ما کماکان به سنتی تعلق داریم که پشت هرتقابل اجتماعى را بصورت تقابل ترقى‌خواهى و ارتجاع نمیبیند.

۳- حمله به افغانستان

ظاهرا حمله به افغانستان برگ برنده این جریان است. با جعل تاریخ تلاش میکنند سیاست پروناتویی امروز خود را ادامه منطقی، سیاسی و خطی حزب کمونیست کارگری سال ۲۰۰۱ قلمداد کنند. اجازه بدهید به موضع حزب کمونیست کارگری در آندوره نگاهی بیندازیم.

دوره ای که در حزب کمونیست کارگری، خط کمونیستی و مارکسیستی ما هژمونی داشت، اولین موضع حزب در قطعنامه دفتر سیاسی به تاریخ ١٥ اکتبر ٢٠٠١ بیان شده است. (۵) در این قطعنامه ما نوشتیم:

"فاجعه تروريستى ١١ سپتامبر مساله افغانستان و طالبان را به يک مساله مبرم جهانى تبديل کرد. حمله نظامى آمريکا و بريتانيا به افغانستان تحت عنوان مبارزه با تروريسم و دستگيرى اسامه بن لادن، سرنگونى طالبان، اين جريان فوق ارتجاعى اسلامى را که زندگى مردم افغانستان را به تباهى کشانده، بسيار محتمل کرده است."

گفتیم:

 "بیش از دو دهه جنگ داخلى ميان جريانات ارتجاعى، اسلامى، جنايتکار، گانگستر و قاچاقچى مواد مخدر، که با حمايت کامل نظامى، سياسى، و اقتصادى دولتهاى غربى و در راس آن آمريکا بر افغانستان حاکم گرديده اند، هر نوع مدنيتى را در اين کشور نابود کرده است. بيش از دو ميليون کشته، هزاران نفر معلول، ميليونها نفر آواره حاصل اين جنگ خونين است."  

اعلام کردیم که سرنگونی طالبان قدمی به جلو و پیش شرط دستیابی به یک جامعه آزاد و انسانی در افغانستان است اما پشت این خواست انسانی مردم و تروریسم اسلامی طالبان مخفی نشدیم تا ازحمله نظامی امریکا و انگلیس به افغانستان حمایت کنیم و هشدار دادیم که حمله نظامی به بهانه مبارزه با تروریسم، دست ساز خود غرب، اولا بخاطر دفاع از مردم افغانستان نیست و ثانیا این حمله نه فقط تروریسم را تضعیف نخواهد کرد که آنرا تقویت میکند.

در همین قطعنامه بر خلاف هلهله و ولوله حمید تقوایی که بمباران های موصل و بنغازی و حلب و دمشق را برکتی برای مردم اسیر در دست ارتجاع و تروریسم اسلامی میداند، حمله به مردم غیر نظامی را محکوم کردیم و گفتیم:   

"هرگونه حمله نيروهاى آمريکا و موئتلفين آن به مردم غير نظامى افغانستان و تخريب شهرها و روستاها و زيرساختها و وسائل مادى زندگى شان محکوم است."

در همین رابطه یکروز پس از قطعنامه دفتر سیاسی اطلاعیه ای با عنوان "بمباران افغانستان باید سریعا متوقف شود!" را صادر کردیم و در آن باز برخلاف شانه بالا اندختن حمید تقوایی بر فاجعه انسانی در موصل حمله به مردم بیگناه و بمباران شهرها را محکوم کردیم. (۶)

سال ۲۰۰۱ که هنوز خط کمونیستی ما بر این حزب حاکم بود ما هر نوع حقنه کردن جریانات ارتجاعی و قومی-مذهبی را محکوم کردیم و برخلاف حمید تقوایی نگفتیم رفتن داعش توسط هر نیروی ارتجاعی از نظر انسانی و سیاسی مثبت است، نگفتیم اینکه بعدا چه بلایی بر سر بازماندگان بمبارانهای امریکا می آید فعلا معضل ما نیست، مسئله امروز مقابله با داعش و تروریسم اسلامی است. برخلاف حمید تقوایی درمقابل هشدار در مورد مخاطرات حمله به موصل، دو قطبی ساختگی یا داعش یا بی داعش را نساختیم و نگفتیم:

"این یک استدلال  این چپهای حاشیه ای اینست که بعدا ممکن است وضع بدتر بشود. ممکن است بشود و ممکن است نشود ولی بخاطر احتمالات بعدی نمیتوان به نیروی جنایتکاری نظیر داعش تن داد." (مصاحبه حمید تقوایی)

برخلاف حمید تقوایی که از  ائتلاف اسلامی-ارتجاعی "شورای انقلابیون بنغاذی" که هم دیروز و هم امروز خواهان حاکمیت شریعت اسلام است، را بعنوان نیرویی مردمی حمایت کرد، در قطعنامه دفتر سیاسی گفتیم:

"هر نوع بند و بست دولت آمريکا، دولتهاى غربى و منطقه براى حقنه کردن جريانات مرتجع بر مردم افغانستان، از جمله آلترناتيوهاى قومى و اسلامى از قماش لويا جرگه و اتحاد شمال، غيرقابل قبول و محکوم است. مردم افغانستان بايد بتوانند در يک شرايط آزاد دولت منتخب خود را سر کار بياورند."

برخلاف حمید تقوایی که پشت آژیتاسیون علیه داعش مخفی میشود، برای آینده مردم موصل و لیبی و سوریه شانه بالا می اندازد و از هر نیروی ارتجاعی حمایت میکند، در مقابل قومی و مذهبی کردن افغانستان ایستادیم و خواهان حاکمیت یک دولت سکولار و غیر قومی و غیر مذهبی بعنوان یکی از اصول پايه حقوق مردم افغانستان شدیم.

در سال ۲۰۰۱ حزب کمونیست کارگری و فعالین آن، در راس تحرکی انسانی در دفاع از حق پناهندگی بی چون و چرای فراریان از افغانستان بودند. آندوره این حزب نماینده تام و تمام دفاع از امنیت و حرمت پناهندگی فراریان از چنگال طالبان، فراریان از حمله نظامی امریکا به افغانستان بود و این یکی از مهمترین مشخصه های فعالیتهای این حزب بود. برخلاف حزب و کمپینیستهای امروز حمید تقوایی که در راس تحرک علیه فراریان از جهنم سوریه و لیبی و عراق به بهانه مقابله با تروریسم اسلامی قرار گرفتند، کسانی که در فقط خواهان پناهندگی به فراریان سکولار شدند و کفش و کلاه کردند تا هزاران فراری از سوریه را به جرم مسلمان بودن به جهنم سوریه بازگردانند.

علاوه بر اینکه در قطعنامه دفتر سیاسی سازمان ملل را مسئول حمایت از آوارگان افغانی دانستیم، خواهان باز شدن درهای ایران و پاکستان به روی پناهندگان افغانی و به رسمیت شناختن حق پناهندگی آنها در همه جا و مصون نگاه داشتن حرمت انسانی آنها شدیم، در اطلاعیه ای با عنوان "آوارگان افغانستانى قربانیان تروریسم اسلامى و میلیتاریسم آمریکا و ناتو" دوباره بر مسئولیت سازمان ملل در قبال قربانیان این جنگ تاکید کردیم. (۷)

در حزبی که خط کمونیستی ما حاکم بود، سران این جریان راست که ظاهرا در آندوره در حسرت دفاع از بمباران مردم افغانستان به بهانه مقابله با طالبان مشغول ناخن جویدن بودند، جرات سربلند کردن نداشتند و در کنار ما علیه بمباران مردم افغانستان و در دفاع از حق پناهندگی مردم افغانستان قلم میزدند و فعالیت میکردند.

برخلاف "کمونیسم" ضد انسانی و ضد اجتماعی حمید تقوایی اومانیسم قوی و پرنسیبهای انسانی خط ما چنان قوی بود که برخورد غیر انسانی امریکا با اسرای طالبان را محکوم کردیم و گفتیم:

"هیچ جرمى، هر چقدر جنایتکارانه رفتار غیرانسانى با اسرا را توجیه نمیکند. نباید اجازه داد که جنایت عظیم و تکان دهنده ١١ سپتامبر توجیهى برای زیر پا گذاشتن قوانین و اصول حقوق بشر و حقوق مدنى و انسانى قرار گیرد." (۸)

اینها فقط گوشه هایی از سیاست کمونیستی جریان ما به جنگها، به مقابله با اسلام سیاسی و تروریسم اسلامی، گوشه ای از تلاش ما در دفاع از یک صف مستقل کمونیستی و کارگری در مقابل تقابلها و کشمکشها میان نیروهای ارتجاعی است. سنت و تاریخی که حمید تقوایی و حزبش نه فقط سرسوزنی به آن ربط ندارند که علیه آن شمشیر کشیده اند. دفاع از این کمونیسم با تمام رادیکالیسمش در مقابل هر جریان و نیروی ارتجاعی، با تمام اومانیسم و بشردوستی اش، با تمام افق کمونیستی و سوسیالیستی اش در مقابل هجوم لاشخورهایی که به نام کمونیسم علیه آن ایستاده اند وظیفه ما کمونیستها و حکمتیسها است.   

کمونیسم پرچم مبارزه علیه هر نوع مذهب و هویت مذهبی و ملی و ... و دفاع از هویت انسانی و طبقانی است نه جریانی راست که نه بعنوان کمونیست که بعنوان کهنه مسلمانها در کنار دست راستی ترین جریانات و دولتها، زیر نام مقابله با اسلام سیاسی، نفرت از مردم منتسب به اسلام، نفرت از  فراریان از کشورهای اسلام زده، نفرت از فراریان جهنم دست ساز غرب و تروریستهای اسلامی را دامن میزنند و علیه شان کمپین به راه میاندازند. 

اگر قرار بود همه دستگاه جنگی ناتو و ارتجاع امپیریالیستی را به جرم دروغگویی، به جرم خاک پاشیدن در چشم مردم محاکمه کنند، اگر قرار بود شارلاتانهایی که به نام کارگر و انقلاب بر طبل جنگ و بمباران مردم بیگناه در خاورمیانه محاکمه کنند، اگر قرار بود راستهای افراطی در غرب را که به بهانه مبارزه با اسلام سیاسی موج نفرت و کینه به مردم منتسب به مسلمان را دامن زدند به دادگاه کشید، معلوم نیست تکلیف حمید تقوایی و رهبری حزبش که در کل این جنگها و جدالها در کنار و همراه این ژورنالیست ایستاده اند و به نام کمونیسم و مدافع مردم خاک در چشم مردم ریخته اند چه میشد؟

امروز با غلبه خط راست حمید تقوایی در این حزب راست ترین سیاستها بنام کمونیسم تبلیغ میشود. جریانی که به بهانه مبارزه با اسلام سیاسی، کمونیسم را به پرچم اعتراض دست راستی به اسلام و مردم منتسب به اسلام تبدیل کرده اند، جریانی که نام هر تحرک ارتجاعی، نام نابودی مدنیت در جامعه توسط هر نیروی ارتجاعی، را تحولی امید بخش، مثبت و انقلاب میگذارد، را باید منزوی کرد.  

پرداختن به این جریان و نشان دادن ماهیت راست و ضد کارگری و ضد انسانی آن به این دلیل که به نام یک گرایش معتبر، مارکسیستی و کمونیستی، به نام  کمونیسم، کارگر و به نام ضدیت با جمهوری اسلامی علنا از میلیتاریسم غرب حمایت میکنند، حیاتی است. باید جامعه را از سموم چنین جریاناتی مصون کرد.  

 

اول اکتبر ۲۰۱۶


۱- (تهاجم رژيم عراق و وظايف ما hekmat.public-archive.net #2700fa.html)

۲- (جنگ، تئورى و "تئورى جنگ"  hekmat.public-archive.net #0010fa)

۳- (اطلاعيه حزب کمونيست ايران، درباره جنگ در خاورميانه hekmat.public-archive.net #2260fa.html

۴- ( درباره بحران خاورميانه، hekmat.public-archive.net #2230fa.html)

۵- (قطعنامه درباره اوضاع افغانستان http://hekmatist.com/Kong1-4hkki/mosavab11.html)

۶- (بمباران افغانستان باید سریعا متوقف شود! http://wpiranfa.com/wpiarchiv/Et-WP/2001-wp/011016wp.html)

۷- (آوارگان افغانستانى قربانیان تروریسم اسلامى و میلیتاریسم آمریکا و ناتو http://wpiranfa.com/wpiarchiv/Et-WP/2001-wp/011010wp.html)

۸- برخورد غیر انسانى دولت آمریکا به اسرای طالبان و القاعده محکوم است! http://wpiranfa.com/wpiarchiv/Et-WP/2002-wp/020117wp.html